هر تکنيکى در تيترنويسى به‌کار مى‌رود بايد بتواند تيتر را خواندني، برجسته و در عين حال دلنشين کند. ايجاد هيجان در تيتر به‌منظور جنجال کردن نيست، تيتر بايد خواننده را به وجد آورد، چشم را روى تيتر نگهدارد و بر ذهن اثر گذارد. انواع تيتر در واقع براى سهولت در تيترنويسى مناسب‌تر به‌کار مى‌آيد. شناخت انواع تيتر، تيترنويسى را آسان‌تر مى‌کند.

تيترهاى استنباطى (Intuitive Heads)

تيترهاى استنباطى (برداشتي) در واقع استنباط صحيح تيترنويس از خبر يا مجموعه‌اى از اخبار نو گزارش‌هاى خبرى تلفيقى است. در اين نوع تيترها، هدف نقل قول غيرمستقيم، برداشت و مفهوم کلى از يک مصاحبه، سخنراني، نتيجه کلى يا نهائى يا چکيده‌اى از مجموع اخبار يا گزارش‌هاى خبرى است. موضوع مهم در اين نوع تيتر، اين است که بينش تيترنويس. مشى روزنامه و تبحر در تيترنويسى توأماً دخيل هستند. به ساده‌ترين نوع چنين تيترهائى توجه کنيد:


سخنان رئيس‌جمهورى درباره نقش و وظيفه زنان در جامعه


خواننده با مشاهده چنين تيترى درمى‌يابد که سخنان رئيس‌جمهورى درباره ”زنان“ است. در اين شيوه، تيترنوس يا مهم‌ترين موضوع سخنرانى را که در مورد نقش و وظيفه زنان بوده، در تيتر قرار داده يا منحصراً موضوع سخنرانى در اين باره بوده است. چنين تيترهائى به کل و مجموعه‌ اصلى سخنراني، مصاحبه يا گزارش و خبر مى‌پردازند.


مثال:

۱. سخنان وزير کشور درباره برقرارى امنيت در استان‌هاى شرقى کشور


۲. مصاحبه وزير خارجه در مورد نقش ايران در ثبات منطقه


۳. تازه‌ترين گزارش‌ها از درگيرى‌هاى لبنان


۴. حمله و دفاع گسترده در نبرد بى‌سابقه قرن در خليج‌فارس


۵. استراتژى آمريکا براى مقابله با قدرت ايران در منطقه


بايد توجه داشت که اين‌گونه تيترها على‌رغم آنکه فعل در پايان عبارت ندارند، اما تيتر کلى و نامشخص به شمار نمى‌روند، زيرا مفهوم و معنى آن کامل است و صرفاً فعل تيتر به‌خاطر زيبائى جمله حذف شده است. اين يکى از مواردى است که مى‌توان در تيترنويسى از قرار دادن فعل در پايان صرف‌نظرکرد. تيترهاى استنباطى هيچ‌گاه به‌صورت نقل قول مستقيم از سخنرانى‌ها و مصاحبه‌ها نوشته نمى‌شود.


نکته قابل توجه ديگر در نوشتن تيترهاى استنباطي، برداشت و استنباط تيترنويسى از مصاحبه يا سخنرانى يا هر مطلب خبرى ديگر است. يعنى تيترنويس بايد توجه کند که مثلاً در مصاحبه، مصاحبه شونده اخطار کرده يا هشدار داده است.همچنين سخنران، مموضوع يا مسئله‌اى را تحليل کرده يا رهنمود داده است. از اين‌رو، واژه‌هاى ”تأکيد“، ”تحليل“، رهنمود“، ”اخطار“، ”هشدار“، ”تبيين“ و ”خطاب“ بايد در جاى خود و در واقع با برداشت صحيح تيترنويس مورد استفاده قرار گيرد.


تحليل گورباچف از روند ”پروسترويکا“ در شوروى


هشدار رئيس‌جمهور به حاميان آمريکا در منطقه


تيترنويس ممکن است از خواندن خبر به اين مفهوم دست يابد که اخطار يا هشدار صورت گرفته است در حالى‌که عين کلمات اخطار يا هشدار در خود خبر وجود ندارد. به‌عنوان مثال شهردار در مصاحبه‌اى سدمعبر در پياده‌روها را توسط اصناف خلاف اعلام مى‌کند و مى‌گويد براى مرتکبين جريمه‌اى درنظر گرفته شده است يا متخلفان دستگير مى‌شوند. از اين قسمت از مصاحبه بوى اخطار به مشام مى‌رسد و مى‌توان چنين تعبيرى را استنباط کرد:


اخطار شهردار در مورد سدمعبر


اخطار شهردار
اصناف متخلف دستگير مى‌شوند


به تيترهاى ديگرى که از روش استنباط بهره‌گيرى شده توجه کنيد:


شاه و ژنرال، کابل را به آتش کشيدند
ابرار- ۱۲/۱۰/۱۳۷۲


برق براى عموم گران شد
قيمت را خودتان حساب کنيد، اين هم جدول
ابرار - ۵/۱۱/۱۳۷۲


به اين نکته نيز بايد توجه داشت که در بسيارى موارد، تيترنويس به‌خاطر حساسيت موضوع سخنرانى يا مصاحبه و تمايل نداشتن به برجسته کردن مطالب، از اين نوع تيترها استفاده مى‌کند. تأکيد مى‌‌شود که تيترهاى استنباطى را بايد از تيترهاى کلى و نامشخص که معمولاً مبهم و بى‌محتوا است متمايز دانست.

تيترهاى اقنائى (Persuasive Heads)

چنين تيترهائي، از نظر محتوا با هدف‌هاى مشخصى نوشته مى‌شوند: هدايت يا تهييج افکار عمومي، تبليغ و برجسته‌سازى امر يا موضوعى در جامعه‌، زمينه‌سازى در مورد اجراى سياست خاصي، تحت تأثير قرار دادن گروه يا طبقاتى از جامعه و به‌طورکلى تبليغ غيرمستقيم براى ترغيب، القاء يا تبليغ يک پيام خبرى.


در اين‌گونه تيترها، واژه‌ها نقش حساس و اساسى مى‌يابند و بيش از هر زمان ديگر بايد نسبت به انتخاب آنها حساسيت نشان داده شود. از ويژگى‌هاى تيترهاى تبليغى و شناخت آنها، مى‌توان از کاربرد صفت در اين نوع تيترها نام برد، اما بايد توجه داشت، کاربرد صفت سنجشى به تنهائي، تيتر را تبليغى نمى‌کند به‌عنوان مثال کاربرد صفت ”بزرگترين“ در مورد احداث يک پل در کشور جنبه تبليغى موردنظر را به تيتر نمى‌دهد. اگر بنويسيم: ”بزرگترين پل بر روى کارون احداث شد“ و نسبت به پل‌هاى قديمى اين رودخانه نيز چنين باشد اين تيتر را تبليغى يا اقناعى نمى‌ناميم در تيتر اقناعى به نوعى رگه‌هاى سياسي-تبليغى گنجانده مى‌‌شود و چنان‌که بيان شد، هر اندازه در مفهوم، موضوع را القاء کند نه در شکل ظاهر، تيترنويس به هدف نزديکر شده است.


مثال:

۱. عراق به پيشنهاد آمريکا براى مذاکره درباره کويت موافقت کرد


۲. موافقيت عراق براى مذاکره با آمريکا اعلام شد


۳. توافق عراق و آمريکا براى مذاکره در ژنو


اين سه تيتر، در ظاهر يک معنا و مفهوم را مى‌رساند، يعنى با وجود تفاوت در شکل ظاهري، معناى واحدى را القاء مى‌کند، اما تأثير تيتر ”۳“ به‌دليل شکل و استفاده از واژه ”توافق“ به‌طور غيرمستقيم برخواننده بيشتر و القاکننده هماوائى و همدلى دو کشور است.


به‌طورکلى در تيترهاى اقنائى علاوه بر شکل ظاهرى و مفهوم باطني، آنچه از تيتر مى‌تراود و تأثيرگذارى بيشترى دارد، مدنظر است. به همين دليل، در اين نوع تيترها از واژه‌هاى که بار عاطفى بيشترى دارند، بايد بهره گرفت. توجه به‌ بار عاطفى واژه‌ها و مقايسه بين واژه‌هاى مترادف، متضاد و معناى چندگانه يک واژه در تيتر اقناعى نقش اساسى دارد و مهم‌تر آنکه واژه اول تيتر بايد ضربه نخست را براى جلب توجه خواننده فرود آورد به‌عنوان مثال بايد توجه داشت که بين واژه‌هاى ”واکنش“ و ”عکس‌العمل“ کداميک مى‌تواند در القاء مقصود، تيتر را يارى دهد. همچنين واژه‌هاى ”فروپاشى و سقوط“ و کلمه‌هاي، ”نظام“، ”سيستم“ يا ”رژيم“ حکومتى و واژه‌هاى ”موافقت“ يا ”توافق“ يا ”سازش“ و ”مرد“، ”درگذشت“، ”رحلت“، ”وفات“، ”به هلاکت رسيد“ و نظاير آنها، هريک بار عاطفى جداگانه‌اى وجود دارد.