ديدگاه نسبتاً تازه‌اى که به غنى‌تر شدن مطالعات و تحقيقات ارتباطى کمک کرده است، بر مفهوم سيستم‌ها استوار است. يک ”سيستم“ مشتمل بر مجموعه‌اى از اجزاء است که فعاليت مشترک دارند و در عين محافظت از محدوده‌هاى خود، با محيط اطراف نيز تبادل نفوذ مى‌کند. داده‌هائى که وارد اين سيستم مى‌شوند، تأثيرات دريافت شده از محيط اطراف هستند و سيستم، آنها را از طريق فراگردهاى مختلف، به بازداده‌ها، تبديل مى‌کند. بازداده‌ها شامل فرآورده‌‌ها، خدمات و نفوذهائى هستند که از سوى ”سيستم“ به‌منظور دگرگونى محيط اطراف آن صادر مى‌شوند.


”سيستم‌ها“ اساساً، يک ساختهٔ ذهنى و يک ديدگاه نگرش به جهان، به شمار مى‌روند. معمولاً هر چيز، از قبيل بدن انسان، يک درخت، يک کارخانه و يا يک برنامه ارتباطي، مى‌تواند به‌عنوان ”سيستم“ تلقى ‌شود. يک سيستم ممکن است جنبهٔ مکانيکى و منفى داشته باشد و نتواند در برابر محيط اطراف خود عکس‌العمل نشان دهد. نمونهٔ چنين سيستمي، ساعت است. يک سيستم ممکن است داراى خصوصيات واکنشى باشد و براى تحقق هدف يا هدف‌هاى مختلف، طرح‌ريزى شده باشد مثل ماهواره‌هاى فضائي. همچنين يک سيستم، مثل يک مؤسسه تجارتي، مى‌تواند با هدف‌هاى مشخص خود، نقش تحول‌آميز داشته باشد.


يک برنامهٔ ارتباطي، سيستمى با هدف‌هاى مشخص است، زيرا مسئولان چنين سيستمي، مجموعه‌اى هدف براى آن در نظر گرفته‌اند که مى‌توانند آنها را به موازات عملکرد برنامه، تغيير دهند. آنها همچنين مى‌توانند وسايل نيل به اين هدف‌ها را انتخاب کنند و با شرايط اجراء برنامه، منطبق سازند.


توجه دقيق به چگونگى کارکرد سيستم‌هاى انساني، نشان مى‌دهد که ارتباط از عناصر اساسى آنها است. ارتباط سبب مى‌شود که انسان دربارهٔ نيازها و شرايط محيط زندگى خودش، اطلاعات لازم را به‌دست آورد. کنش‌هاى متقابل و هماهنگى با محيط نيز با تبادل اطلاعات ساده مى‌شوند. ارتباط، از طريق پيام‌هاى خود، مجراهاى نفوذ بر محيط را نيز آماده مى‌کند و متقابلاً از طريق پس‌خورد پيام‌ها، اطلاعات مربوط به عکس‌العمل‌هاى محيط و نيازهاى متغير آن را به سيستم مى‌رساند.


با آنکه انديشهٔ ”عکس‌العمل“ و ”پاسخ“، امر تازه‌اى نيست، اما اين ديدگاه مطالعات مربوط به سيستم است که اهميت کامل اين عنصر ارتباطى را - که اکنون به‌عنوان ”پس‌خورد“ يا ”بازخورد“ شناخته مى‌شود- آشکار کرده‌ است. در حال حاضر ”پس‌خورد“ عنصر مکمل نه تنها سيستم ارتباطي، بلکه هر نوع سيستم واکنشى است، مخصوصاً که باعث ايجاد مکانيسم‌هاى تصحيح‌کننده است و کارکرد سيستم را با توجه به هدف مشخص آن حفظ و کنترل مى‌کند.


نظريهٔ سيستم‌ها و برداشت سيستمى ارتباطات، اخيراً در مطالعات مربوط به برنامه‌ريزى ارتباطات در کشورهاى جهان سوم اهميت ويژه‌اى يافته است. با اين ديدگاه به مسائل ارتباطى در قالب کلى برنامه‌هاى توسعه توجه مى‌شود. بر اين مبنا، نقش خاص وسايل ارتباط جمعى در سيستم برنامه‌ريزى مشخص مى‌شود و برنامه‌ريزان ارتباطى مى‌کوشند از تمام منابع ارتباطات براى تحقق هر چه وسيع‌تر هدف‌هاى عمومى توسعه مملکتى استفاده کنند. اينگونه برداشت‌هاى سيستمي، در مطالعاتى نظير تکنولوژى آموزشي، که خود در ارتباطات توسعه بخش نقش مهمى دارد، نيز به کار گرفته مى‌شود. در مطالعات جديد تکنولوژى آموزشي، تنها به مسائل انتقال اين تکنولوژى و کاربرد معموملى آن توجه نمى‌شود بلکه کاربرد آن در جهت گسترش امکانات و توانائى‌هاى فراگيرى نيز مورد مطالعه قرار مى‌گيرد.