لسول در مقاله‌اى با نام ”شناخت و کارکرد ارتباط در جامعه“ بعد از طرح الگوى معروفش در مورد عناصر پنجگانه ارتباط (شامل: کى پيام مى‌فرستد؟ براى کي؟ از چه مجرائي؟ چه مى‌گويد؟ و با کدام تأثير؟) مى‌‌نويسد: ”مطالعه علمى فرآيند ارتباط يکى از اين پرسش‌هاى پنجگانه را پاسخ مى‌دهد. دانشمندانى که به مطالعهٔ ”کي“ يا برقرارکنندهٔ ارتباط مى‌پردازند، متوجه عواملى خواهند بود که عمل ارتباط را آغاز و هدايت مى‌کنند. اين جزء از مطالعه و تحقيق (در باب ارتباطات) را تحليل کنترل (Control Analysis) مى‌خوانيم. متخصصينى که بر روى ”چه مى‌گويد“ تمرکز مى‌يابند از روش تحليل محتوى (Content Analysis)، سود مى‌جويند. آنان که بيش از همه توجه خود را معطوف به راديو، مطبوعات، فيلم و ديگر مجراى ارتباطى مى‌سازند. تحليل وسيله (Media Analysis) را مطمح نظر دارند.


زمانى که تحقيق متوجه کسانى است که اين وسيله در دسترس آنان است، در آن صورت تحليل مخاطبين يا استفاده‌کنندگان از وسايل ارتباط جمعى (Audience Analysis) موردنظر خواهد بود. چنانچه سؤال اساسى در باب اثر وسايل ارتباطى مطرح شود، در آن صورت، تحليل اثر (Effect Analysis) مورد توجه محقق خواهد بود (Lasswell: The structure and Function of Communcation in Society,pp:117-118).


لسول با اين تقسيم‌بندى هم زمينه‌هاى تحقيق در ارتباطات را عنوان مى‌نمايد، هم اشاره‌اى به روش‌هاى تحليل آنان دارد (تحليل محتوي) طرح کلى لسول راهنماى ما در راه شناخت ابزار پژوهش در ارتباطات جمعى خواهد بود.