هر سازمان که در متن جامعه پديد مى‌‌آيد، بايد داراى کارکردهائى در خدمت جمع و جامعه باشد و چنان تنظيم گردد که بتواند همانند يک تن، به‌صورتى هماهنگ خدمات خود را به جامعه که منشاء و موجد آن است، عرضه دارد. سازمان‌هاى ارتباطى نيز از اين قاعده مستثنى نيستند و تقريباً همهٔ محققان و دست‌اندرکاران مسائل و نيازهاى جامعه، مخصوصاً صاحب‌نظران وسايل ارتباط بدان انديشيده‌اند (۱). لسول وظايفى چند، نظير مراقبت از محيط و ايجاد همبستگى بين اجزاء گوناگون جامعه را، در پاسخ به محيطى که در آن انتقال ميراث فرهنگى از نسلى به نسل ديگر صورت مى‌گيرد، به‌عنوان وظيفه‌هاى اصلى ارتباطات جمعى تلقى مى‌کند. در مقاله ديگر، با نام ”ساخت و کارکرد ارتباطات در جامعه“، وظايف ديگرى براى وسايل ارتباطى برمى‌شمارد: به‌نظر او ”اين وسايل بايد به ۱. حراست از محيط، ۲. همبستگى بين اجزاء جامعه در پاسخ به نيازهاى محيطى، ۳. انتقال ميراث اجتماعى از نسلى به نسل ديگر، کمک کنند“ (۲). مرتن و لازارسفلد به‌عنوان پيشگامان تحقيق در وسايل ارتباط جمعى و آثار و کارکردهاى آنان، بر اين اعتقادند که وسايل ارتباط جمعى داراى نقش‌هائى چند به اين قرار هستند: وظيفه اخلاقى (حمايت از هنجارهاى اجتماعي)، امکان اعطاء پايگاه اجتماعى (اين وسايل با دادن معروفيت به اشخاص و گروه‌ها به آشکار کردن يا ارتقاء پايگاه‌هاى آنان مى‌پردازند) و همچنين برخى وظايف نامطلوب (نظير تخدير اجتماع با ايجاد نوعى مشارکت خيالى در واقعيت و در عين حال با جانشينى بر عمل و فعاليت اجتماعي) (۳).


(۱) مخصوصاً اين مبحث از آن رو اهميت دارد که ديدگاه ما در مورد نقش و کارکرد وسايل ارتباطي، مى‌تواند از اين وسايل هيولائى در نابودى حيات انسانى يا ابزارى در خدمت سعادت انسانى پديد آورد. چه، وسايل ارتباط جمعى نيز مانند تمامى تکنولوژى پديد آمده توسط انسان‌ها، مى‌تواند موجبات آزادى انسان و يا اسارت وى را فراهم آورند. همان‌طور که با استفاده از تکنولوژى اتمى هم مى‌توان بمبى پديد آورد که صدها هزار انسان را در يک آن نابود سازد و هم مى‌توان از اشعه راديو اکتيو در راه توليد برق و نجات بيماران سود بر گرفت.


(۲) Lasswell (H.D): the structure and function of communication in society, p: 118


(۳) Lazarsfeld, Merton: Mass Communication. Popular Taste and Organized social action, p:116