يکى از سؤالات بسيار رايج که به ‌ذهن مى‌رسد اين است که ”آيا امکان ظاهرسازى حرکات وجود دارد يا خير؟“ پاسخ اين سؤاى به‌دليل عدم امکان ايجاد هماهنگى بين حرکات اصلى بدن با اشارات‌ ريز‌تر و همچنين با کلام، منفى است.


به‌عنوان مثال، دست‌هاى باز به‌طورى که کف دست‌ها نمايان باشد، نشانه صداقت است اما زمانى‌که فردى متقلب با کف دست‌هاى ‌نمايان و چهره‌‌اى خندان به شما دروغ مى‌گويد، علائم ريز بدنى او اين دوگانگى را برملا مى‌سازد. احتمالاً تخم چشمان او کوچک مى‌شود، ابروى يک چشم شايد بالاتر برود يا گوشه دهان او شايد تکان بخورد و اين علائم با کف دست‌هاى نمايان و لبخند صادقانه ‌وى در تضاد است. در نتيجه شنونده، صحبت‌هاى طرف مقابل خود را باور نمى‌کند.


به‌نظر مى‌رسد که مغز انسان داراى يک مکانيسم حصول اطمينان باشد که با دريافت يک سرى پيغام‌هاى غيرکلامى ناهماهنگ، ”کجي“ را ثبت مى‌کند. البته، مواردى هم وجود دارد که حرکات بدن به‌طور عمدى براى دستيابى به اهدافى خاص، ظاهرسازى مى‌شوند. به‌عنوان مثال، مسابقه دختر شايسته يا دختر نمونه جهان را در نظر بگيريد که هر شرکت‌کننده به‌طور حساب شده از حرکاتى که ياد گرفته استفاده مى‌کند تا صميميت و صداقت را القلاء کند. امتيازاتى که هر شرکت‌کننده کسب مى‌کند بستگى به ميزان موفقيت در انتقال اين علائم دارد. با اين حال حتى متخصصين اين امر فقط براى مدتى کوتاه قادر به ظاهرسازى مى‌باشند و بدن بالاخره علائمى از خود نمايان مى‌سازد که مستقل از اعمال آگاهانه ما است. بسيارى از سياستمداران، متقلّبان خوبى در حرکات بدنى هستند زيرا مى‌خواهند آراى رأى‌دهندگان را به‌دست آوردند و سياستمدارى که بتواند با موفقيت اين کار را انجام دهد، داراى جاذبه است.


براى پنهان کردن دروغگوئي، از صورت بيش از هر بخش ديگر بدن استفاده مى‌شود. ما از لبخند و سرتکان دادن و چشمک براى پنهان کردن دروغ خود استفاده مى‌کنيم، اما متأسفانه، علائم بدن ما و عدم هماهنگى بين حرکات بدن و علائم صورت، اين پنهان کارى را برملا مى‌سازد. مطالعه علائم صورت، خود يک هنر جداگانه است.


به‌طور خلاصه به ‌سختى‌ مى‌توان، ”زبان‌ بدن“ را براى مدت طولانى ظاهرسازى نمود اما فراگيرى و استفاده از اشارات مثبت و واضح براى برقرارى ارتباط و حذف حرکاتى که حاکى از علائم منفى است مفيد است. بدين ترتيب ارتباط با مردم راحت‌تر خواهد بود و بيشتر مورد پذيرش قرار خواهيد گرفت.

دروغگوئى

مشکل دروغگوئى اين است که ضمير ناخودآگاه ما به‌طور خودکار و مستقل از دروغ کلامى‌مان عمل مى‌کند، لذا ”زبان بدن“ ما اين دروغ را آشکار مى‌سازد. از اين جهت، اشخاصى که به‌ندرت دروغ مى‌گويند، صرف‌نظر از اينکه استدلال آنها تا چه حد متقاعدکننده است، به‌راحتى شناسائى مى‌شوند. بدن آنها به محض دروغگوئي، علائم متضاد از خود نمايان مى‌کند و ما اين دروغ را حس مى‌کنيم. در طول دروغگوئي، ضمير ناخودآگاه انرژى عصبى ارسال مى‌کند که در تضاد با کلام شخص به‌نظر مى‌رسد. بعضى از مردم که حرفه آنها مستلزم دروغ گفتن است‌ مانند سياستمداران، وکلا، هنرپيشه‌ها، و مجريان تلويزيون، آنقدر در ظاهرسازى حرکات بدن خود تبحر پيدا کرده‌اند که به سختى مى‌توان به دروغ آنها پى برد و مردم حرف آنها را باور مى‌کنند. آنها به يکى از دو روش زير حرکات بدنى خود را ظاهرسازى مى‌کنند، اول، سعى مى‌کنند بفهمند حرکات صحيح کدام است و به تمرين مى‌پردازند، در حين دروغگوئي، اما اين تنها زمانى موفقيت‌آميز است که دروغگوئى را به کرات در طى يک زمان طولانى تمرين کرده‌اند. دوم اينکه مى‌توانند اکثر حرکات را حذف کنند به‌طورى که در حين دروغگوئى از هيچ حرکت مثبت يا منفى استفاده نکنند، اما اين روش نيز بسيار دشوار است.


آزمايش بسيار ساده‌اى در زير آمده که مى‌توانيد چنانچه فرصتى پيش آمد، آن را امتحان کنيد. به‌طور عمدى به يکى از آشنايان خود دروغ بگوئيد و آگاهانه سعى در پنهان کردن تمامى حرکات بدن خود در حالى‌که بدنتان به‌طور کامل در معرض ديد او قرار دارد، نماييد. حتى زمانى‌که تمامى حرکات اصلى بدن خود را به‌طور آگاهانه پنهان کرده‌ايد، هنوز حرکات کوچکى (حرکات ميکروسکپي) وجود دارند که انتقال پيدا مى‌کنند. اينها عبارتند از حرکات غيرارادى عضلات صورت، انقباض و انبساط مردمک چشم، تعرق ابروها، سرخ شدگى لپ، افزايش ميزان پلک زدن چشم‌ها و بى‌شمار حرکات کوچک ديگر که حاکى از فريب است. تحقيقات انجام شده با استفاده از دوربين‌هاى حرکات آهسته نشان داده که اين حرکات ريز يا ميکروسکوپى مى‌توانند در يک لحظه صورت گيرند و تنها افرادى مانند مصاحبه‌گرها، و فروشنده‌ها و آنهائى که صفت تيزهوش را به آنها اطلاق مى‌کنيم، قادرند آگاهانه در طول يک مکالمه يا مذاکره متوجه اين حرکات شوند. بهترين مصاحبه‌گرها و فروشنده‌ها کسانى هستند که توانسته‌اند بدون آموزش، به توانائى تعبير حرکات ريز در طول برخوردارى حضورى دست‌ يابند.


بنابراين کاملاً مشخص است که لازمه دروغگوئى موفقيت‌آميز، پنهان کردن يا از ديد دور نگه‌داشتن بدن است. از اين جهت است است که در طول بازجوئى پليس، متهم روى يک صندلى در محيط باز و يا زير نور قرار مى‌گيرد تا بدن وى کاملاً در معرض ديد بازجوها باشد. در چنين شرايطي، راحت‌تر مى‌توان دروغ‌هاى او را مشاهده کرد. به‌طور طبيعي، دروغگوئى از پشت يک ميز که بخشى از بدن شما را پنهان مى‌کند يا در حالى‌که از روى يک نرده نگاه مى‌کنيد، يا از پشت يک در بسته، راحت‌تر است. طبعاً بهترين راه درغگوئي، از پشت تلفن است!