بين سنين يک تا دو سالگى کودک شما تغييرات فاحشى را نشان خواهد داد و اين تغييرات بر ارتباط غيرکلامى آن با شما تأثير مى‌گذارد. به‌عنوان مثال يادگيرى راه رفتن را آغاز مى‌کند. از اين رو در اين مرحله به او ”نوپا“ مى‌گويند. او در اين سنين استقلال بيشترى کسب مى‌کند؛ بدون کمک شما مى‌تواند به جاهاى ديگر برود و کنجکاوى طبيعى او در حالى‌که هر روز چيزهاى جديدى مى‌آموزد، افزايش مى‌يابد. همانند اغلب والدين احتمالاً متوجه خواهيد شد که کودک شما هر روز دشوارى‌هاى بيشترى را ايجاد مى‌کند، خصوصاً اگر به چيزى که مى‌خواهد نرسد. بد خلقى و سرکشى در اين سن رايج مى‌گردد و در فهم و درک کودک از خود، تغييراتى به‌وجود مى‌آيد که باعث مى‌شود، قوانين را دوست نداشته باشد (البته به‌جزء آنها که خود ساخته است).


اين مرحله از تحول کودک شما با تغييراتى در روشى که از زبان بدن استفاده مى‌کند متمايز مى‌گردد که چندين علت دارد:


زبان گفتارى وسيلهٔ ترجيحى او براى برقرارى ارتباط مى‌گردد. از سنين دوازده تا هيجده‌ماهگى کودک نوپاى شما شروع به گسترش زبان گفتارى مى‌کند و اين فرآيند در سرتاسر دوران پيش‌دبستانى و بعدها ادامه پيدا مى‌کند. حتى وقتى او فقط مى‌تواند يک کلمه را بگويد قادر خواهد بود به شکلى بسيار مؤثر از اين وسيله براى ارتباط برقرار کردن با شما استفاده کند، در حالى‌که قبل از اين او تنها به ارتباط غيرکلامى متکى بود. به‌عنوان مثال وقتى کودک به شما مى‌گويد ”نه“، اين امکان را به شما مى‌دهد که بدانيد نمى‌خواهد کارى انجام شود. کلمات، اولين انتخاب او براى برقرارى ارتباط مى‌باشد.


حرکات بدنى کودک بيشتر تحت کنترل است. در اين مرحله حرکات بدنى کودک نوپاى شما هنوز ناپخته مى‌باشد، اما به‌قدر کافى متحول شده که به او اجازه دهد کنترل بيشترى بر ماهيچه‌ها و حرکات دست و پاها داشته باشد. نتيجتاً، زبان بدن او متنوع‌تر و واضح‌تر مى‌گردد.


به‌عنوان مثال اکنون مى‌تواند دست خود را براى خاراندن پشت گردن بلند کند (که به شما مى‌فهماند دربارهٔ چيزى دچار ترديد گشته است) يا هنگامى که روبه‌روى شما چهره‌به‌چهره و چهارزانو نشسته و کمى به جلو خم مى‌شود (که نشان مى‌دهد مراقب و متوجه است) به‌هر حال آمادگى زبان بدن او به‌طور معنادارى رشد مى‌کند.


در اين سنين هيجان‌ها و عواطف او متنوع و بارزتر مى‌شود. کودکان نوپا توسط دنياى اطراف خود جذب مى‌شوند و دوست دارند دانستنى‌ها و تجارب جديدى پيدا کنند. همچنين در اين مرحله هيجان‌هاى کودک افزايش مى‌يابد و احساس خود دربارهٔ چيزهاى مختلف شديدتر مى‌شود. به‌عنوان مثال از اين پس فعاليت‌هاى بسيارى را که براى او جالب باشد انجام مى‌دهد (مانند بازکردن يک جعبه روشن يا خاموش کردن تلويزيون)، اين چيزها باعث احساس ناکامى و عصبانيت او مى‌گردد. او قادر است قسمتى از وقت خود را صرف بازى‌هاى انرژى‌بَر مى‌کند، مثل تاب خوردن يا اين طرف و آن طرف رفتن که باعث مى‌شود سطحى از هيجان را که قبلاً تجربه‌ نکرده، ايجاد کند.


او دربارهٔ ارتباطات غيرکلامى فکر مى‌کند و توانائى او در استفاده از زبان گفتارى بدان معنى نيست که ديگر زبان بدن را کنار بگذارد. برعکس، در کنار ارتباطات غيرکلامى غيراختياري، رسش و پختگى بيشتر کودک نوپاى شما بدان معنا است که او مى‌تواند کاملاً آزادانه براى ايجاد ارتباط با شما شروع به استفاده از زبان بدن کند؛ به همين علت است که حالت‌ها و ژست‌هاى او در اين سن تا اين حد مبالغه‌آميز مى‌باشد. وقتى که عروسک خود را از دسترس او دور کنيد نالهٔ بسيار تلخى سر مى‌دهد و به محض اينکه عروسک را به او بازگردانيد، گريه را قطع مى‌کند. زبان بدن او بسيار مؤثر است چرا که اين امکان را به شما مى‌دهد که با اطمينان بفهميد مى‌خواهد به شما چه بگويد. فرآيند اجتماعى شدن به او اين امکان را مى‌دهد تا دربارهٔ زبان بدن بچه‌هاى ديگر چيزهائى بياموزد. همين‌طور که راه رفتن را مى‌آموزد، نسبت به رفتار بچه‌هاى ديگر علاقه‌مند مى‌گردد و اين موضوع به اينکه بتواند با آنها صحبت کند يا نکند ربطى ندارد. او از نزديک بچه‌هاى ديگر را مورد مطالعه قرار مى‌دهد و به‌وضوح محو اعمال آنها مى‌شود. از اين طريق کودک شما مى‌آموزد که کودکان ديگر چگونه از زبان بدن استفاده مى‌کنند. اين يادگيرى بر الگوى ارتباط غيرکلامى او تأثير مى‌گذارد، به‌عنوان مثال در ميان گروهى از والدين و کودکان نوپا به‌زودى مى‌آموزد که بچه‌اى که مى‌خندد و لبخندى بر لب دارد، احتمالاً احساس دوستانه‌اى دارد و آن که اخم مى‌کند، احتمالاً احساس دوستانه‌اى ندارد.