يک‌هفتگى

متوجه خواهيد شد که فرزند شما با يک تن يکسان و منظم گريه مى‌کند، اما به‌زودى خواهيد آموخت که گريه او بيشتر نشان‌دهندهٔ ميل او براى رسيدن و رفتن به‌سوى مرحلهٔ بعدى رخ‌دادهاى يک‌روز است (موقع غذا خوردن، زمان استراحت و نوازش، زمان چرت نيمروزى و غيره).


دلايل اصلى گريه کردن در اين مرحله در مباحث قبل توضيح داده شده است. کودکان به‌طور معمولى هميشه با انواع ناراحتى‌ها سر و کار دارند (مثل گرسنگي، تشنگي، خستگي، عوض کردن لباس و غيره).

سه‌ماهگى

در اين سن ممکن است متوجه شويد که گريه او بسيار ناراحت‌کننده مى‌شود، به‌خصوص اگر در ساعات اوليهٔ شب اين کار را انجام دهد. بسيارى از کودکان در اين سن هنگام گريه، زانوهاى خود را محکم به شکم مى‌چسبانند.


وقتى براى آرام کردن کودک خود به پزشک مراجعه مى‌کنيد، ممکن است به شما بگويد که دچار قولنج (نوع دردناکى از اختلال معده و روده) شده اما برخى ديگر (از پزشکان يا روانشناسان) عقيده دارند که چنين چيزى وجود ندارد.

شش‌ماهگى

اوقاتى وجود دارد که کودک شما در اوج خوشحالى است ولى ناگهان اشک‌هاى او جارى مى‌شود و گريه سر مى‌دهد، که ممکن است دليل واضحى براى آن پيدا نکنيد. اين حالت معمولاً موقعى اتفاق مى‌افتد که ديگران حضور دارند.


در اين زمان، او تفاوت بين چهره‌هاى غريبه و آشنا را تشخيص مى‌دهد و از همراهى با غريبه‌ها خجالت‌زده مى‌شود. نگران نشويد، طى چند ماه بعدى که اعتماد به نفس در او تقويت شد اين حالت از بين مى‌رود.

نه‌ماهگى

نوزادان در اين سن کم‌تحمل هستند و آماده هستند تا در يک لحظهٔ کوتاه خُلق خود را تغيير دهند. به‌عنوان مثال ممکن است شروع به گريه کردن کنند چون نمى‌توانند کارى را که دوست دارند انجام دهند.


او مى‌فهمد که بچه‌هاى ديگر مى‌توانند بيش از او آزادانه حرکت کنند و دوست دارد که همانند آنها باشد. بنابراين وقتى اسباب‌بازى‌هاى او در دسترس نيستند عصبانى مى‌شود و اشک‌هاى ناکامى شروع به باريدن مى‌کند.

دوازده‌ماهگى

تعجب نکنيد از اينکه مى‌بينيد وقتى او را به گروه‌هاى کودکان هم‌سن و سال در خانه وا مى‌گذاريد يا به مهد مى‌سپاريد، خشمناک و آتشين گريه مى‌کند.


کودک دوست دارد که در ميان بچه‌هاى هم‌سن و سال خود باشد، گرچه هنوز خيلى مطمئن نيست. وقتى بچه‌هاى ديگر به او نزديک مى‌شوند مى‌ترسد و اشک مى‌ريزد و به شما مى‌چسبد تا به‌تدريج اشک‌هاى او تمام شود.