نحوهٔ ارائهٔ٭ پيام عبارت است از تصميم‌هائى که منبع ارتباط براى انتخاب و تنظيم و ترتيب کدها و محتواء مى‌گيرد. (Berlo,1960,p59)


٭ معادل فارسى نحوهٔ ارائه براى treatment را نخستين بار در سال ۱۳۵۵ در جزوه درسى به نام ارتباطات انسان که براى دانشجويان سال چهارم رشتهٔ ترويج کشاورزى دانشگاه تهران تدوين کرده بودم به‌‌کار بردم (محسنيان راد، ۱۳۵۵). همين معادل در کتاب کوچکى که با عنوان ارتباطات انسانى از سوى دانشکدهٔ علوم ارتباطات اجتماعى منتشر شد مطرح شد (محسنيان راد، ۱۳۵۶). و از آن سال تاکنون اين معادل را در موارد مختلف به‌کار برده‌ام و تصور مى‌کنم تقريباً جاى خود را باز کرده است. اما اين ترديد را دارم که معادل نحوهٔ ارائه براى treatment چندان مناسب نباشد. به هر حال اگر چنين باشد اين مشکلى است که نه از سوى من، بلکه به‌علت نبودن يک فرهنگستان لغت در ايران به‌وجود آمده است.


در فرهنگ دانگشاهى انگليسي-فارسى دکتر عباس آريانپور کاشانى و دکتر منوچهر آريانپور کاشانى معانى زير براى treatment آمده است:


۱. رفتار، سلوک، معامله، معالجه، طرز عمل، درمان


۲. پذيرائي، مهمانى


۳. ماده‌اى که براى عمل آوردن چيزى به‌کار رود (مثل کود و غيره)/ که من با اقتباس از معنى طرز عمل، نحوهٔ ارائه را که به‌نظر مى‌رسيد با مقصود ديويد برلو نزديک‌تر است انتخاب کردم.


برلو در مبحث نحوهٔ ارائهٔ پيام کتاب خود ابتدا آنچه را قبلاً گفته خلاصه کرده است و مى‌نويسد: ما قبلاً عواملى را که در مورد کدها و محتواء پيام وجود داشت مطرح کرديم. به هنگام صحبت دربارهٔ هريک از آنها پيشنهاد شد که منبع رمزگذار، اين فرصت را دارد که پيام را رمزگذارى و اين يا آن کد را انتخاب کند. مجموعه‌اى از عناصر درون کدها را برگزيند و اين يا آن شيوهٔ مرتب کردن و ساخت اين عناصر را انتخاب نمايد.


منبع رمزگذار، در ارائهٔ يک پيام (presenting a message)، به‌منظور بيان هدف موردنظر، مى‌تواند اين يا آن قطعه از طلاعات، شواهد، اظهارات و... را اول و بقيه را به دنبال آنها قرار دهد.


از آن لحظه به بعد، منبع رمزگذار مى‌تواند پيام خود را با فرم‌ها و شکل‌هاى مختلف عرضه کند؛ مى‌تواند برخى از آنها را تکرار کند؛ برخى را در انتها قرار دهد؛ قسمتى را خلاصه کند؛ بخش‌هائى را تکرار کند؛ برخى را حذف کند و منتظر باشد که اگر گيرندهٔ پيام تمايلى به دريافت آنها داشت اقدام کند و خلاصه مجموعه‌اى از اين فرصت‌هاى انتخاب را در اختيار دارد. تصميم‌گيرى براى مجموع اين انتخاب‌ها است که روش ارتباطى (Style of communication) او را تشکيل مى‌دهد. او پيام خود را به شيوهٔ خاص تنظيم مى‌کند. به‌طور خلاصه، نحوهٔ ارائهٔ پيام را مى‌توان به اين صورت تعريف کرد که عبارت است از تصميم‌هائى که منبع ارتباط (comunication source) براى انتخاب و تنظيم و ترتيب نمادها و محتواء مى‌گيرد. در تهيه و تدوين روزنامه، روزنامه‌نگار پيام خود را به انواع شيوه‌ها ارائه مى‌کند. او محتواهائى را که فکر مى‌کند مورد توجه خوانندگان خود واقع مى‌شوندبرمى‌گزيند. از ميان کدها، لغاتى را که فکر مى‌کند خوانندگان او مى‌پسندند و ترجيح مى‌دهند، به ساخت در مى‌آورد. از ميان آنها برخى را مناسب صفحهٔ اول تشخيص مى‌دهد و برخى را در صفحهٔ ديگرى قرار مى‌دهد. بعضى از پيام‌ها را با حروف درشت‌تر و برخى را با حروف ريزتر چاپ مى‌کند. اينها تصميم‌هائى هستند که روزنامه‌نگار براى تنظيم پيام خود اتخاذ مى‌کند و همين تصميم‌ها است که نحوهٔ ارائهٔ پيام او را تشکيل مى‌دهد.


وقتى يک توليدکنندهٔ برنامهٔ راديوئى در حال تنظيم برنامهٔ اخبار است، براساس شواهدى که از شنوندگان خود به‌دست آورده ممکن است مطلبى را با جملهٔ ”اکنون به اين خبر توجه فرمائيد“ يا ”يک خبر مهم“ شروع کند و کارى کند که شنوندهٔ راديو به مطلب او توجه بيشترى کند. اين نيز خود، نوعى نحوهٔ ارائه است.


به‌طور کلي، نحوهٔ ارائهٔ پيام دلالت دارد بر تصميم‌هائى که منبع مى‌گيرد که چگونه پيام خود را عرضه (deliver) کند. عواملى که در اين تصميم‌ها دخيل هستند عبارتند از شخصيت و ساير خصوصيات منبع. همين عوامل است که سبب مى‌شود که هر يک از ما از ديگران متمايز باشيم. هر يک از ما عناصر، کدها و نحوهٔ ارائه خاصى را مورد استفاده قرار مى‌دهيم و کدها، محتواء و نحوهٔ ارائهٔ ديگرى را رد و از آن اجتناب مى‌کنيم. مهارت‌هاى ارتباطى شخص ما، نگرش‌هاى (attitudes) ما، دانش ما، فرهنگ ما، و جايگاه ما در سيستم‌هاى اجتماعي، ما را وابسته به گروهى خاص از نظر شيوهٔ ارتباطى مى‌کند.


اغلب، ما افراد را براساس شخصيت مربوط به رفتارهاى ارتباطى آنان مشخص مى‌کنيم. ما دربارهٔ روش همينگوى (Hemingway)، روش اشتاين بک (J.Steinbeck)، تنسى ويليامز (Tennessee Williams) و گارى کوپر (Gary cooper)، روزولت (Roosevelt) و ديگران صحبت مى‌کنيم. وقتى مى‌گوئيم صداى صحبت کردن او مثل صداى فلان‌کس است، يا در اين فيلم فلان بازيگر مثل هميشه رل خودش را بازى مى‌کند، در واقع داريم منبع را براساس تجزيه و تحليل پيامش مشخص و متمايز مى‌کنيم. بر همين اساس است که وقتى اطمينان نداريم که آيا يک پيام خاص مربوط به يک شخص موردنظر ما است يا خير، با تجزيه و تحليل آن مى‌توانيم به حقيقت پى ببريم. مثلاً با تجزيه و تحليل نحوهٔ ارائه و سبک اشعار منسوب به يک شاعر مى‌توان حقيقيت را يافت که آيا اين شعر از او هست يا خير.


هنگام رمزخوانى پيام اين پرسش را مى‌کنيم که آيا هدف منبع پيام چه بوده است؟ مهارت‌هاى ارتباطى او، نگرش او نسبت به ما، آگاهى او، پايگاه اجتماعى او چيست؟ ما کوشش مى‌کنيم حدس بزنيم چه نوع آدمى اين‌چنين پيامى را ساخته است؟ تمامى اين استنباط‌هاى ما براساس اين مسئله شکل مى‌گيرد که منبع چه نوع نحوهٔ ارائه‌‌اى را براى کدها و محتواء به‌کار برده است. (Berlo,1960,pp60-61)