نشانه‌ٔ تصويري، نشانه‌اى است که ميان صورت و مفهوم آن شباهتى عينى و تقليدى است. شما هر روز با انبوهى از نشانه‌هاى تصويرى در برنامه‌هاى تلويزيوني، پوسترها و تابلوهاى مسير عبورتان، عکس‌هاى مجلات و روزنامه‌ها، نقش‌هاى تمبر و بسيارى نشانه‌هاى تصويرى ديگر مواجه هستند.


در مورد اين‌گونه از نشانه‌هاى بين‌المللى مى‌نويسد:


”نشانه‌هاى تصويرى بين‌المللى نيز بخشى از کدهاى ارتباطات انسانى امروز را تشکيل مى‌دهد. برخى از آنها دقيقاً يک نشانهٔ قراردادى يا يک نماد هستند. مثل صليب سرخ بين‌المللى برخى نيز همان حالت نشانهٔ تصويرى را دارند، اما با اين تلاش که هرچه بيشتر ساده شده و سريع‌تر درک مى‌شوند. از اين نشانه‌ها در بازى‌هاى جهانى المپيک، فرودگاه‌ها، نمايشگاه‌ها و جلسه‌هاى بين‌المللى سياسى استفاده مى‌شود و از آنها براى راهنماى افراد جهت دستيابى به رستوران، اورژانس، باجه‌هاى بليط، پست و غيره استفاده شده است. اين نشانه‌هاى بين‌المللى نبايد نيازى به يادگيرى داشته باشند و قصد از تهيهٔ آنها اين است که گيرندهٔ پيام در همان نظر او آن را درک کند.“ (Donis,1981,p7)


يک نشانهٔ تصويرى استثنائى که  براى خروج اضطرارى تهيه شد و داراى قدرت انتقال اطلاعاتى بالائى است.
يک نشانهٔ تصويرى استثنائى که براى خروج اضطرارى تهيه شد و داراى قدرت انتقال اطلاعاتى بالائى است.
يک نشانهٔ تصويرى براى به طرف پناهگاه در ايران که داراى قدرت انتقال اطلاعاتى کمى است.
يک نشانهٔ تصويرى براى به طرف پناهگاه در ايران که داراى قدرت انتقال اطلاعاتى کمى است.

دکتر مارگارت ميد (Margaret Mead) مردم‌شناس فرهنگى (cultural anthropologist) پيشنهاد مى‌کند که جهان نيازمند مجموعه‌اى از نشانه‌‌ها و علائم بين‌المللى غير مبهم است تا بتواند از سوى مردمان ساکن کشورهاى گوناگون با زبان‌هاى مختلف و حتى اعضاء فرهنگ‌هاى ابتدائى به‌راحتى فهميده شود. اگر چنين شود، انسان قادر به تحرک بيشتر در جهان خواهد بود؛ اگر چنين شود، ديگر مسافران گرسنه، وحشت‌زده و سردر گم را که به کندى سفر خود را ادامه مى‌دهند کمتر مى‌توان ديد. آنچه دکتر ميد پيشنهاد مى‌کند، گسترش نوعى اسپرانتوى تصويرى (visual Esperanto) است. (Donis,1981,p85)