نشانه‌‌ٔ طبيعى نشانه‌اى است که ميان صورت و مفهوم آن رابطهٔ همجوارى يا تماس است.


- اگر در يک مجتمع مسکوني، داخل اتاقى نشسته باشيد، ورود فردى با چتر خيس براى شما نشانهٔ آن است که بيرون باران مى‌آيد.


- آنهائى که در مناطق ساحلى کشور زندگى مى‌کنند، شنيدن صداى مرغان دريائى را نشانهٔ طوفانى شدن دريا مى‌دانند.


- وقتى صداى ترمز محکم يک اتومبيل را مى‌شنويد، آن را نشانه‌اى از احتمال وقوع يک حادثهٔ رانندگى مى‌دانيد.


- صداى قل‌قل سماور، براى يک زن خانه‌دار نشانهٔ جوش آمدن سماور است.


- صداى پاشنهٔ کفش يک عابر روى موزائيک، براى شما نشانه‌اى است از آنکه او يک زن است.


- يکى از دانشجويان مى‌گفت: مادرم انگشت خودش ار خيس مى‌کند و به انتهاى ديگ پلو که روى چراغ است مى‌زند. اگر صداى جيز بدهد براى او نشانهٔ آن است که پلو دم کشيده است.


- وقتى عکسى از ساختمان‌هائى مى‌بينيد که بام آنها شيروانى يا گالى‌پوش و يا سفال است آن را نشانه‌اى مى‌دانيد که عکس از منطقه‌اى باران‌خيز است.


- در تابستان گرم، وقتى نوشابه‌اى مى‌خريد، اگر روى شيشه آن قطره‌هاى شبنم مانند نشسته باشد مى‌فهميد که نوشابه کاملاً سرد است. به همين ترتيب بخارى که از فنجان چاى شما برمى‌خيزد، نشانه آن است که چاى داغ است.


- وقتى صبح زمستان از آپارتمان خود بيرون مى‌آئيد، وجود مانده‌هاى آب روى آسفالت که يخ زده است براى شما نشانه‌اى است که هوا آن روز سردتر از ديروز است.


بسيارى از افرادى که در روستاها و مناطق کوهستانى و در دل طبيعت زندگى مى‌کنند هنوز از همين نشانه‌هاى طبيعى پيام‌هاى بسيارى دريافت مى‌دارند. وضع هوا را پيش‌بينى مى‌کنند، جهت خود را مى‌يابند، شکار را تعقيب مى‌کنند و بسيارى پيام‌هاى ديگر. در شهرها نيز موارد مشابه، اما با ويژگى شهرى ديده شده است. يکى از دانشجويان گزارش مى‌کرد که مادربزرگ پيرى دارد که کاملاً بى‌سواد است و شنوائى خود را نيز از دست داده است. او قادر به خواندن اعداد ساعت نيست و دريافت پاسخ شفاهى دربارهٔ ساعت نيز به دليل ناشنوائى براى او بسيار دشوار است. اين زن کهنسال، در ساعات روز، با نگاه کردن از پنجره به بيرون و تماشاى تراکم عابران پياده، و در واقع با نگاه کردن به حجم آمد و رفت، مى‌فهميد که تقريباً چه موقع از روز است.


بسيارى از پزشکان و پرستاران در بيمارستان‌ها با نشانه‌هاى طبيعى گوناگونى براى تشخيص شرايط جسمى و روحى بيمار آشنا هستند. طى چند سال تدريس در چند دانشکدهٔ پرستارى در ايران به کمک دانشجويان درس ارتباطات انساني، شواهد گوناگونى از اين نوع نشانه‌ها جمع‌آورى کرديم که نقل آنها در اين‌جا کسالت‌آور است و چندان ضرورى نيست و نياز به کتابى مجزا دربارهٔ ارتباطات انسانى در محيط بيمارستان دارد. اما ساد‌ه‌ترين آنها همان تغييرات ضربان نبض است که نشانه‌هاى طبيعى براى تغييرات وضع بيمار است.


دنيس در اين‌باره مى‌نويسد: ”علائم بيمارى نشانه‌هائى از اشکالات در سيستم جسمى يا عصبى بيمار است. يک سردرد، گلو درد، دردى در نقطه‌اى از عضلات، هرکدام کليدى براى جست‌وجوى کليدهاى ديگرى هستند. آيا بيمار حالت تهوع دارد، سرگيجه دارد، اين علائم در اختيار پزشک قرار مى‌گيرد و او است که با مرتبط کردن اين علائم به تشخيص بيمارى دست مى‌يابد. در واقع او از يک دسته علائم بى‌ربط ظاهرى به تشخيص علمى نزديک مى‌شود. به بيان ديگر پزشک بايد علائم را دريافت کند و به آنها مفهومى که راهنماى عمل او باشد نسبت دهد.“ (Donis,1981,p76)


دنيس دربارهٔ توانائى رمزخوانى اين نشانه‌هاى طبيعى مى‌نويسد: ”وقتى راجع به قوى يا ضعيف بودن هوش رمزى (mystical intelligence) افراد صحبت مى‌کنيم در واقع بحث ما چيزى پيش از يک حساسيت ويژه نسبت به علائم و يک استعداد براى ربط دادن آنها به يکديگر نيست. ممکن است ظاهراً به‌صورت يک الهام جلوه کند. اما در واقع اين، نوع به‌خصوصى از هوش است. يک مکانيک اتومبيل که عيب موتور را از صداى آن تشخيص مى‌دهد؛ يک معمار که مکان مناسب در قسمتى از زمين را براى ساختمان جديد انتخاب مى‌کند؛ استعداد يک پزشک متخصص در دستيابى به علائم، همه قسمتى از اين هوش محسوب مى‌شود.


نشانه‌ها و علائم به عکس نمادها، از واقعيت شکل مى‌گيرند. اطلاعات تصويرى نمايشى از محيط هستند؛ پس چون از محيط هستند به آسانى شناخته مى‌شوند و ساده‌تر معنى‌ مى‌پذيرند.“ (Doins,1981,p76)


نشانه‌هاى طبيعي، در مواردى نيز به‌صورت بيان چهره‌اى (facial expression) جلوه مى‌کنند. ما از حالت لبان افراد مى‌توانيم به شاد يا غمگين بودن آنها پى ببريم. اين حالت به‌قدرى واضح است که با خطوطى ساده، ماسک شاد و غمگين را ترسيم و کنار هم قرار داده‌اند و نمادى براى تئاتر ساخته‌اند.