فرض کنيم پنج نفر دور يک ميز نشسته‌اند و در يک جلسه مشغول ارتباط هستند. (اين پنج نفر را مى‌توانيم سرگذر، داخل کوپهٔ قطار و...مجسم کنيم). ما اين پنج نفر را با اعداد يک تا پنج مشخص مى‌کنيم. براساس برداشتى ساده از حساب احتمالات، ده امکان براى ارتباط دو به دو اين افراد وجود دارد. اتهيل دوسلاپول اين مسئله را به خوبى توضيح داده است (pool,1973,p4). اما اگر در همان کوپهٔ قطار يا همان جلسه حضور داشته باشيد و دقت کنيد مى‌توانيد ببينيد که مسئله به آن سادگى که اتهيل دوسلاپول مى‌گويد نيست. مثلاً فرد شماره ۳ مشغول صحبت است. بقيه ظاهراً به او گوش مى‌کنند. در اين لحظهٔ کوتاه که ما مى‌خواهيم يک عکس با سرعت زياد تهيه کنيم، روى سخنران شماره ۳ به نفر شماره ۵ است و مى‌تواند پس‌فرست او را دريافت کند.


(معمولاً سخنران در چنين مواردى هر چند گاه به يکى از افراد نگاه مى‌کند). فرد شمارهٔ ۵ ضمن آنکه مخاطب آن لحظهٔ فرد شماره ۳ هست ضمناً مراقب است که ببيند مى‌تواند بفهمد نظر فرد شمارهٔ ۲ دربارهٔ فرد شمارهٔ ۳ چيست؟ (پيام‌هاى غيرکلامى دريافت مى‌کند.) ضمن آنکه فرد شمارهٔ يک ممکن است ضمن شنيدن حرف‌هاى فرد شمارهٔ ۳، مراقب نگاه بين فرد شمارهٔ ۵ و ۲ نيز باشد و پس فرست او را نسبت به پيام فرد شمارهٔ ۳ نيز کنترل کند مانند شکل زير.


مدل منبع معنى براى يک ارتباط گروهى پنج نفرى
مدل منبع معنى براى يک ارتباط گروهى پنج نفرى

اگر به شکل بيشتر دقت کنيد مى‌بينيد که، سطح توانائى ارتباطى‌فرد شمارهٔ ۴از بقيه کمتر است و فعلاً حواس او به اين است که مقصود فرد شمارهٔ ۳ چيست. فرد شمارهٔ ۲ اگرچه در مرکز مدل ۳۴ قرار گرفته است اما او درجهٔ معنى کمترى از بقيه دارد. بنابراين او نيز احتمالاً به‌دليل آنکه تجزيه و تحليل معنى‌‌هايى متجلى شده در ذهن او برايش دشوار است دچار کمى آشفتگى شده است. (مثلاً سواد کمى دارد و فرد شمارهٔ ۳ يک موضوع پيچيده دربارهٔ مديريت را مطرح مى‌کند). او کوشش مى‌‌کند تمامى توجه خود به فرد ۳ باشد تا بفهمد مقصود شمارهٔ ۳ چيست. فرد شمارهٔ ۵ مراقب فرد شمارهٔ ۲ است. سعى مى‌کند از پيام غيرکلامى که او بدون قصد مى‌فرستد دريابد که آيا او موضوع صحبت ۳ را مى‌فهمد يا خير؟ و فرد شمارهٔ ۱ نيز ضمن آنکه به حرف‌هاى فرد شمارهٔ ۳ نيز گوش مى‌کند اين توجه فرد ۵ به ۲ را نيز زيرنظر دارد.


بازهم اگر لحظه‌اى ديگر از ارتباط اين پنج نفر يک عکس بگيريد خواهد ديد خطوط تغيير کرده است. جهت‌ها عوض شده و آنچه قبلاً با درجهٔ بزرگنمائى آن ميکروسکوپ فرضى در منابع معنى اين پنج نفر مى‌شد نشان داد نيز عوض شده است. بنابراين وقتى اين پنج نفر مشغول يک ارتباط گروهى هستند احتمالاتى که ممکن است روى دهد خيلى بيشتر از ده ظرفيت بالقوهٔ حلقهٔ ارتباطى مورد محاسبهٔ اتهيل دوسلاپول است.


با توجه به قوانين مربوط به حاصلضرب دکارتى و مبحث مجموعه‌ها شايد بتوان تعداد روابط ممکن را محاسبه کرد.


حالا چرا هر يک از اين پنج نفر مشغول ارتباط هستند؟ آيا اهداف همگى آنها از اين ارتباط يکى است؟ مى‌تواند يکى باشد يا نباشد. احتمال تشابه هدف خيلى کمتر از عدم تشابه آن است. فرد شمارهٔ ۳ را رئيس جديد يک اداره فرض کنيد. فرد شمارهٔ ۵ معاون اداره است و يک سال پيش با ماشين نويس اداره (فرد شمارهٔ ۲) ازدواج کرده است.


فرد شمارهٔ ۴ تازه واردى است که يک هفته است استخدام شده و فرد شمارهٔ ۱ نيز کارمند با سابقه‌اى است که از مدتى پيش در آرزوى معاونت اين اداره است. حالا اين پنج نفر مشغول ارتباط گروهى هستند. هرکدام با يک هدف کلى و مجموعه‌اى از اهداف جزئى که آنها نيز متغير هستند مشغول ارتباط هستند و در اينجا نيز آن رابطهٔ S/O و O/S صدق مى‌کند.


حالا اگر بخواهيد همين مدل را براى يک کلاس چهل نفره ترسيم کنيد و بخواهيد از يک ساعت تدريس يک معلم در اين کلاس مدل‌هاى لحظه‌اى ارتباطى تهيه کنيد، شايد هزاران تصوير به‌دست آيد.