روانشناسان اجتماعى اغلب اين‌گونه تصور مى‌کنند که پاره‌اى از افراد راحت‌تر از ديگران تحت‌تأثير قرار مى‌گيرند. گفته مى‌شود که افرادى که داراى حالت خود احترامى (law self-esteem) پائينى هستند راحت‌تر از ديگران ترغيب مى‌شوند. به‌عنوان مثال به نتايج تحقيقات هاولند و جنيس مى‌توان اشاره کرد. (Hovland and Janis.1959)


تأثير عوامل در مورد گيرندگان وسايل ارتباط جمعى نيز صدق مى‌کند. عامل مربوط به زمينهٔ اجتماعى گيرنده پيام مى‌تواند منسوب به اجتماعى باشد که بر او محاط است؛ به‌عبارت ديگر جامعه‌اى که گيرندهٔ پيام در آن زندگى مى‌کند و گروه‌هائى که او به آنها تعلق دارد و افرادى که با او در کنش متقابل (interection) هستند. نقش بسيار پر اهميت گروه‌هائى که گيرندهٔ پيام به آن تعلق دارد از سوى عده‌اى دانش‌پژوه فراگرد ارتباط، مورد بررسى قرار گرفته و نتايج نشان داده است که هرچقدر افراد بيشتر خود را به‌عنوان عضو يک گروه بپذيرند به همان نسبت امکان پذيرش گرايش‌هائى که مغاير با ارزش‌هاى گروه است از سوى آنان کاهش خواهد يافت. همچنين مالتزکه اين نکته را خاطرنشان مى‌سازد که آفرينندگان افکار که محتواء وسايل ارتباط جمعى از ميان آنها عبور مى‌کند هميشه در محيط‌هاى اجتماعى حضور دارند و نقش محيط اجتماعى سريع را براى گيرندگان پيام ايفاء مى‌کنند.


گيرندهٔ پيام به‌عنوان عضوى از مجموعهٔ گيرندگان (audience)، نيز يکى از عوامل قابل بررسى است. شرايط و موقعيت دريافت در وسايل ارتباط جمعى با شرايط دريافت در ارتباط چهره‌به‌چهره يکسان نيست. يک عضو سازمان نيافته (unorganized)، تودهٔ مردم (mass public)، در روياروئى با يک پيام مربوط به ارتباط چهره‌به‌چهره، همان‌گونه نيست که در روياروئى با پيام‌هاى وسايل ارتباط جمعي، بسيارى از شرايط دريافت پيام ممکن است برروى تجربه اثر بگذارد. ما مى‌دانيم که کودکان محتواء دراماتيک وسايل ارتباط جمعى را اگر به‌صورت جفت و با هم مورد مصرف قرار دهند آنها را به‌گونه‌هاى مختلف تجربه خواهند کرد.


به اين ترتيب گيرندهٔ پيام توصيف شد. اين گيرنده در مدل زير نشان داده شده است:


قسمتى از مدل مالتزکه مربوط به گيرنده که رفتارهاى مخاطبان را نتيجه تعدادى عامل نشان مى‌دهد.
قسمتى از مدل مالتزکه مربوط به گيرنده که رفتارهاى مخاطبان را نتيجه تعدادى عامل نشان مى‌دهد.

به همان‌گونه که دو متغير وابستهٔ انتخاب و مصلحت در عملکرد گيرنده مؤثر است در عملکرد ارتباط‌گر نيز اين دو متغير نقش دارند. ارتباط‌گر روياروى با مسئلهٔ انتخاب آن چيزى است که مى‌خواهد منتقل کند. مثلاً شيوه‌اى را که او براى شکل بخشيدن به پيام برمى‌گزيند نوعى از اين انتخاب است. اين دو متغير انتخاب و مصلحت مى‌توانند به‌عنوان رفتارهاى ارتباطى (communication behaviour) ارتباط‌گر شناخته شوند.


يک ارتباط‌گر، در فراگرد ارتباط جمعي، با آن مقدار از مواد بالقوهٔ پيام رويارو است که بايد بخشى از آن را حذف کند. در چنين اوضاعى او بايد نمونه‌اى از مجموعهٔ آن مقدار مواد پيامى که در اختيار دارد برگزيند و اين گزينش نيز براساس معيارهائى معين انجام شود.


وقتى ارتباط‌گر تصميم گرفت که چگونه به پيام خود شکل و ساخت بدهد رويارو با وضعى از انتخاب خواهد شد. چگونگى انتخاب و شکل دادن و به اجراء درآوردن پيام وابسته به عوامل ديگرى است که در مدل آمده است.