مدل ارتباطى ديويدبرلو
مدل ارتباطى ديويدبرلو

وفتى ما دربارهٔ يک ارتباط پيچيده‌تر صحبت مى‌کنيم. اغلب منبع را از رمزگذار جدا مى‌کنيم. مثلاً مى‌توانيم به يک رئيس فروشگاه به‌عنوان يک منبع و به فروشندگانش به‌عنوان رمزگذار نگاه کنيم. فروشندگان در واقع افرادى هستند که پيام‌ها را به خريداران ارائه مى‌دهند و در واقع مقاصد و يا هدف‌هاى رئيس فروشگاه را بازگو مى‌کنند.


در آغاز طرح را به حداقل پيچيدگى محدود مى‌کنيم. ما يک منبع ارتباط همراه هدف داريم و يک رمزگذار که اين هدف را به‌صورت پيام توضيح مى‌دهد و يا بازگو مى‌کند. چهارمين جزء موردنياز کانال است. ما به کانال به‌صورت‌هاى مختلف مى‌توانيم نگاه کنيم. نظريهٔ ارتباط حداقل سه معنى براى کانال ارائه مى‌دهد. به‌صورت خلاصه کافى است بگوئيم کانال، يک وسيله و يک حامل پيام است. اين گفته صحيح است که پيام‌ها فقط در بعضى کانال‌ها مى‌توانند وجود داشته باشند، اما، انتخاب کانال‌ها يک عامل مهم در تعيين تأثير ارتباط است.


ما يک منبع ارتباط، يک رمزگذار، يک پيام و يک کانال را تاکنون معرفى کرده‌ايم. اما مى‌بينيم على‌رغم وجود اين چهار جزء هنوز هيچ ارتباطى صورت نگرفته است. براى اينکه ارتباط روى دهد بايد شخصى در سوى ديگر کانال وجود داشته باشد. اگر يک هدف و رمزگذارى يک پيام را داشته باشيم و آن را در يک کانال قرار دهيم، فقط قسمتى از کار را انجام داده‌ايم. وقتى صحبت مى‌کنيم کسى بايد آن را گوش کند. وقتى مى‌نويسيم کسى بايد آن را بخواند. شخص يا اشخاص ديگرى بايد در سوى ديگر قرار داشته باشند. آنها همان گيرندهٔ ارتباط (communication receiver) هستند که در واقع نشانگاه (target) ارتباط هستند.


در ارتباط، منابع (فرستندگان) و گيرندگان بايد داراى سيستم‌هاى مشابه باشند. اگر سيستم‌هاى آنها مشابه نباشند ارتباط نمى‌تواند رخ دهد. ما مى‌توانيم يک قدم دورتر برويم و بگوئيم که منبع و گيرنده ممکن است (و اغلب هست) يک شخص باشد، منبع ممکن است با خود ارتباط (communication with himself) برقرار کند. او به آنچه مى‌گويد گوش مى‌کند، آنچه را مى‌نويسد مى‌خواند و فکر مى‌کند. در روان درمانى‌ها، منبع قصد دارد که يک محرک توليد کند، اگر ارتباط رخ دهد گيرنده به آن محرک پاسخ مى‌دهد. اگر او پاسخ ندهد در واقع ارتباط انجام نشده است“ (Berlo.1960.pp30-31).


ديويد برلو در ادامهٔ توضيح مدل خود مى‌نويسد: ”ما اکنون همهٔ اجزاء اساسى ارتباط را به جز يکى داريم و آن رمزخوان است. درست همان‌گونه که يک منبع نياز به رمزگذار براى بازگو کردن هدف‌هاى خود به‌صورت پيام و به‌صورت توضيح هدف به‌صورت يک رمز دارد، گيرنده نيز نياز به يک رمزخوان براى بازخوانى و رمزخوانى پيام دارد. کار اين رمزخوان قرار دادن رمز به شکلى است که بتواند براى گيرنده مورد استفاده باشد.


مى‌توانيم به رمزخوان به‌عنوان مجموعهٔ مهارت‌هاى حرکتى گيرنده نگاه کنيم. در حالت ارتباط يک يا دو نفر باهم، رمزخوان مى‌تواند به‌عنوان حواس تصور شود.