در مدل حضور فرد دومى در ميدان ارتباط، فراگرد را پيچيده‌تر مى‌کند. فرض کنيد دکتر P۲ براى دعوت بيمار بعدى به داخل مطب، وارد اتاق انتظار شود. زمينهٔ ادراکى او نيز مانند آقاى P۱ شامل يک‌سرى راهنماهاى عمومى است که توسط محيط ايجاد شده است (CPU). اين‌گونه راهنماها نيز براى اين دو نفر يعنى بيمار و پزشک، داراى ارزش مساوى نيستند. به آن علت که زمينهٔ فکرى اين دو نفر با يکديگر متفاوت است. دکتر P۲ ممکن است در آن لحظه به ساعت ديوارى نگاه کند، متوجهٔ تأخير بيماران بعدى خود بشود و احتمالاً توجهى گذرا به آشفتگى مجله‌هاى روى ميز بکند. يا نگاهى به آئينه نقاشى شده بياندازد. دکتر P۲ راهنماهاى خصوصى را تفسير خواهد کرد که منحصراً به زمينه‌هاى پديده شناختى او بستگى دارد مانند احساس خستگى که در آن لحظه دارد (CPU). البته اين راهنماهاى خصوصى ممکن است تغييرهائى را که مربوط به رفتار آقاى P۱ است تغيير دهد.


راهنماهاى رفتارى ديگرى وجود دارد که عبارت است از راهنماهاى رفتارى غيرکلامى هر يک از اين دو نفر (CBEHnv) که اين رفتارها را بايد به‌صورتى عقلانى انجام دهند. عملاً قبل از آنکه هرگونه ارتباط کلامى صورت گيرد، فراگرد ارتباط غيرکلامى کار خود را آغاز مى‌کند. آقاى P۱ و دکتر P۲ يکديگر را مى‌بينند و از حضور يکديگر آگاه هستند. هرکدام متکى به نفس و به درستى آگاه از نقش خود و ضمناً متوجه راهنماهاى غيرکلامى ديگرى براى آگاهى از نقش خويش هستند. در نتيجه هر کدام اعمال خود را تحت نظارت دقيق‌تر و بيشترى خواهند برد. مثلاً بيمار ممکن است به محض شنيدن در اتاق لباس خود را براى ايجاد يک تأثير خوب مرتب کند يا دکتر فاصله‌اى را که از نظر روانى مناسب تشخيص مى‌دهد بين خود و بيمار انتخاب کند و در آن فاصله بايستد.


قسمت دوم مدل برن‌لوند
قسمت دوم مدل برن‌لوند

گاهى يک حساسيت ويژه و بالا در چنين شرايطى به‌وجود مى‌آيد. دريافت راهنماهاى محيطى و راهنماهاى رفتارى سبب مى‌شود که فرد نتواند به‌طور خصوصى عمل کند و يا آن‌چنان با محيط ارتباط برقرار کند که در حضور ديگران برقرار مى‌کند. چنين شرايطى ممکن است وقتى فردى به تنهائى در يک آسانسور قرار دارد ايجاد شود و فقط ظهور شخصى دومى سبب شود شخصيت و محتواء ارتباط را در هر دو طرف تغيير دهد.


ممکن است آقاى P۱ و دکتر P۲ درست قبل از اينکه شروع به صحبت بکنند و در همان تماس اوليه، به‌اندازه کافى از يکديگر آگاه شوند و براساس آن، امکان صحبت از راهنماهائى رفتارى به‌عنوان محتواء پيام M براى آنها وجود داشته باشد. به اين مفهوم که هر يک از آنان با راهنماهائى که براى ديگرى قابل فهم است شروع خواهد کرد. هريک از آنها ممکن است معنى‌هائى را که مربوط به ديگرى است تشخيص دهد و با تفسير اعمال خود به اين عنوان که اگر جاى ديگرى بود چه مى‌فهميد، شروع به ارتباط کند.