آبراهام مول (Abraham Moles) در سال ۱۹۶۷ مدلى را منتشر کرد که در آن مراحل خلق تا عبور از چارچوب‌هاى گوناگون پيام‌هاى ارتباط جمعى را توضيح داد. او مسير طولانى و پيچيدهٔ اين پيام‌ها را از لحظهٔ تولد (با نشان دادن زمينه‌هاى تولد) تا رسيدن به گيرندگان پيام (محيط بزرگ و جامعهٔ کل) ترسيم کرده است.


مراحلى که در مدل سايبر نتيکى مول طى مى‌شود به اختصار چنين است:


يک چارچوب اجتماعى فرهنگى (cadre socioultura) حاکم بر آفرينندگان (individns createurs) پيام است که منتج به تفکرات علمى و هنرى (idees-scientifiquset artistiques) شده و اين مجموعه وارد محلهٔ روشنفکرى ( citeintellectuelle micromilieu) مى‌شود. مول مى‌گويد که اين آفرينندگان، افراد يا گروه‌هائى هستند که کاشف و نوآور ايده‌هاى جديد هستند. يک اثر تازه، نتيجهٔ ترکيب و جمع‌بندى اصلى عوامل فرهنگى است که تا آن زمان وجود داشته و در گردش در جهان فرهنگى است.


مول در مورد محلهٔ روشنفکري-جامعهٔ کوچک- مى‌گويد که ساکنان اين محله به تجزيه و تحليل بسيار جدى توليدات آن آفرينندگان مى‌پردازند. در واقع اين ساکنان محلهٔ روشنفکرى هستند که خود ار ملزم به اين مى‌دانند که توليدات آفرينندگان را گروه‌بندى و آرشيوبندى کنند و از سوى ديگر به‌صورت کاربرد درآورند. اين مجموعه تشکيل يک تابلوى اجتماعي-فرهنگى (tableau socioculturel) وسيع و متنوع را مى‌دهد.


مول در مدل خود نشان مى‌دهد که تابلوى اجتماعي-فرهنگى صرفاً براساس توليدات محلهٔ روشنفکرى نيست و تحولات روزانه، تحقق و اجراء تفکرات علمى و هنرى و مکتب، مجلات، پيام‌هاى تصويرى و صوتى نيز در اين مورد نقش مهمى دارند (کتب و مجلات و... که خود محصولى از تفکرات علمى و هنرى و همچنين از محلهٔ روشنفکرى هستند).


در مورد وسايل ارتباط جمعى مول مى‌گويد که آنها نمايندگانى دارند که مراقب اين تابلوى اجتماعي-فرهنگى هستند و در اين مورد بر اى عامه قضاوت مى‌کنند سپس از ميان اين تابلوى اجتماعي-فرهنگى به انتخاب مى‌پردازند و سرانجام انتخاب آنان است که محتواء وسايل ارتباط جمعى (مطبوعات، راديو، سينما و تلويزيون) را تشکيل خواهد داد. اما پيام‌هاى اين وسايل ارتباط جمعى قبل از آنکه به محيط بزرگ يا جامعهٔ کل (macromilieu societe-globale) برسد اين يک فيلتر دريافت (fiiltres de reception) عبور مى‌کند. فيلترى که مى‌تواند نرده‌ها و پنجره‌هاى ساعت پخش برنامه، دروازه‌‌ها و گمرک‌هاى زبانى و غيره باشد. ضمن اينکه اين فيلترهاى دريافت به‌طور غيرمستقيم برروى ارزش‌ها (raleurs et directives) و مديريت در جنب دور تأثير دارد.


سرانجام آن محيط بزرگ و جامعهٔ کل، اصطلاح فرهنگى جامعهٔ عصر خود را در بر مى‌گيرد و سرانجام به چارچوب اجتماعي-فرهنگى راه مى‌يابد که دوباره آفرينندگان را جمع مى‌کند.


به اين ترتيب مدل آبراهام مول به حالت حلقه‌اى درمى‌آيد که هرگز از کار نمى‌افتد. هميشه داراى يک چارچوب اجتماعي-فرهنگى خواهد بود و هميشه از آفرينندگان و خالقان برخوردار خواهد شد. چارچوب اجتماعي-فرهنگى دائم در حال تغيير خواهد بود و به قول مول اصلاح خواهد شد. مول توضيح مى‌دهد که هر ايده و انديشه‌اى که يک دور کامل را طى مى‌کند يک موزائيک به مجموعهٔ موزائيک‌هاى فرهنگى مى‌افزايد. پس اين چارچوب اجتماعي-فرهنگى به مرور زمان حجيم خواهد شد.


مول از تحولات خارجى نيز در اين مجموعه ياد مى‌کند که مى‌توانند به‌صورت يک تحول غيرقابل پيش‌بينى وارد اين دور شوند.


مول بين هنر و علم از يک سو و اطلاعات و اخبار تازه از سوى ديگر تفکيک قائل شده است و مى‌گويد علم، هنر و... يک مسير طولانى را در زمان بلند طى مى‌کنند و ماندگارتر هستند درحالى که اطلاعات و اخبار تازه، موضوعات از بين رفتنى هستند که يک مسير و حلقهٔ کوتاه را طى مى‌کنند و آنها بدون اينکه مراحلى را که در مدل نشان داده شده است به‌طور منظم بپيمايند در مرحلهٔ وسايل ارتباط جمعى بلعيده مى‌شوند و چارچوب روزمرهٔ اجتماعي-فرهنگى ما را تشکيل مى‌دهند. (Moles,1974,pp45-47)


مدل دور دوگانهٔ اجتماعي-فرهنگى مول
مدل دور دوگانهٔ اجتماعي-فرهنگى مول