۱۹۱۱ م. اختراع لامپ‌هاى کاتُدى - لامپ تصوير تلويزيون

لامپ پرتو کاتُدى که يکى از اعضاء خانواده لامپ‌هاى گرمايونى است. نقش مهمى در تاريخچه رشد و توسعه دانش الکترونيک بازى کرده است. بنابراين قسمتى از آن را که به اختراع لامپ تصوير تلويزيون ارتباط دارد به اختصار شرح مى‌دهيم:


ميچل فارادى دانشمند انگليسى در سال ۱۸۳۸ درخشندگى فسفرسانس را که همراه تخليه جريان الکتريکى در خلاء نسبى پيدا مى‌شد مشاهده کرده بود. در حدود سال ۱۸۶۰ پژوهش‌هاى مفصلى در اين زمينه به‌ويژه توسط گايسلر (Geissler) و هيتورف (Hittorf) در آلمان انجام شد. هيتورف نشان دادن که در يک ظرف شيشه‌اى تخليه شده، الکتريسيته به خط مستقيم جريان مى‌يابد و هر جا که به ديواره‌هاى شيشه‌اى محفظه برخورد کند فسفرسانس پديد مى‌آيد. هرگاه مانع جامدى در مسير خط‌هائى که از الکترود منفى يا کاتُد خارج مى‌شوند قرار داده مى‌شد سايه‌اى بر ديوار درخشنده مى‌افتاد. نتيجه اينکه اين پرتوها يک مسير يک طرفه تشکيل مى‌دادند. از کاتُد به آنُد در جهت مخالف، از اين‌رو آنها را (پرتوهاى کاتُدي) ناميدند. در انگلستان وارلى و کروکس دريافتند که هنگامى که لوله تخليه الکتريکى را بين دو قطب آهنرباى قوى قرار دهند، پرتوهاى کاتُدى از مسير اصلى خود منحرف مى‌شوند. دانشمندان در کشورهاى مختلف علاقه زيادى به ساخت لامپ‌هاى کاتُدى پيدا کرده بودند.


پرتوهاى کاتُدى توسط آهن‌ربا خَم مى‌شوند
پرتوهاى کاتُدى توسط آهن‌ربا خَم مى‌شوند

روش‌هاى توليد خلاء به درجه چشمگيرى از تکامل رسيده بود و توليد ميدان‌هاى مغناطيسى بسيار قوى با گذراندن جريان‌هاى قوى از درون سيم‌پيچ‌ها امکان‌پذير شد. در سال ۱۸۹۵ ژان پرين (J. Perrin) نشان داد هنگامى که پرتوهاى کاتُدى بر يک جسم رسانا تابانده شوند آن جسم بار منفى به خود مى‌گيرد. سرانجام (تامسون) در سال ۱۸۹۷ براى نخستين بار پرتوهاى کاتُدى را به‌طور هم‌زمان در معرض اثر منحرف‌کننده ميدان‌هاى مغناطيسى و الکتريکى قرار داد. تامس متقاعد شد که پرتوها نمى‌توانند اتم‌هاى حامل بار الکتريکى باشند، بلکه بايد از ذره‌هاى باردار بسيار کوچک‌ترى تشکيل شده باشند. در سال ۱۸۹۷ مقاله مربوط به اين تئورى را در مجله (فلسفي) منتشر کرد. وى نتايج تحقيقات خود را به (انجمن فيزيکى کاونديش) گزارش داد و چنين بيان کرد: پرتوهاى کاتُدى ذره‌هاى الکتريسيته منفى هستند. در اينجا بود که او براى نخستين بار واژه (الکترون) را براى توصيف اين ذره‌ها به‌کار برد. اين جستجوى طولانى براى پيدا کردن (ذرات نهائى جهان) ۲۵۰۰ سال بعد از آن که توسط طالس مطرح شد، نخستين جواب را به‌دست داد. همان سال تامسون کشف الکترون را اعلام کرد. کارل فرديناند براون (K.F.Braun) از دانشگاه استراسبورگ نخستين نوسان‌نماى کاتُدى را ساخت. براون مى‌دانست که جريان‌هاى الکترون‌ها بين کاتُد و آنُد در لامپ مى‌تواند توسط ميدان مغناطيسى منحرف شود و از اين‌رو دو دسته مغناطيس الکتريکى گرداگرد گردن لامپ نهاد که از ميان آن جريان الکترون‌ها به‌سوى آنُد پخش مى‌شد. يک دسته از اين مغناطيس‌ها الکتريکى تابه الکترون را از يک طرف به طرف ديگر و دسته ديگر مغناطيس‌ها الکترونيکى تا به الکترون را به بالا و پائين منحرف مى‌کرد.


ماده‌اى که از ترکيب شيميائى فسفرها ساخته شد اين خاصيت را دارا بود که در اثر برخورد الکترون‌ها به آن، داراى درخشش مى‌شد. (براون) يکى از اين مواد را براى اندودن پرده فلورسانت به‌کار برد؛ و اين پرده را در درون لوله‌اى قرار داده بود تا، تابه الکترونى را پس از انحراف دريافت دارد. به اين تريتب مسير تابه الکترونى مى‌توانست بر پرده به‌صورت خطى درخشان مشاهده گردد. اختراع براون با ايجاد تغييرات وسيعى در لامپ پرتوکاتُدى انجاميد و آن را از يک وسيله آزمايشگاهى براى مطالعه الکترون‌ها به يکى از انقلابى‌ترين وسايل اين قرن تبديل کرد و لامپ پرتوکاتُدى اساس پيدايش لامپ تصوير تلويزيون شد.

۱۹۱۲ م. کابل تلگراف زير دريا

کابل بين (سيدنى، استراليا - اوکلند، نيوزلند) در درياى تالمان قرار گرفت و در سال ۱۹۶۴ از سرويس خارج شد.

۱۹۱۲ م. فرهنگ فنى و انتقادى فلسفه

فرهنگ فنى و انتقادى فلسفه (Vocabulaire Tachnique et Critique de la Philsophie) توسط فيلسوف فرانسوى آندره لالاند تأليف شد و چاپ اول آن در ۱۹۰۲ - ۱۹۱۲ منتشر گرديد.

۱۹۱۴ م. روزنامه پُستى پاريزن - فرانسه

روزنامه پُستى پاريزن در سال ۱۹۱۴ با شمارگان بيش از يک ميليون و پانصد هزار نسخه در فرانسه منتشر شد. تا مدت‌ها بزرگ‌ترين سازمان مطبوعاتى جهان به شمار مى‌رفت. اين سازمان در سال ۱۸۶۸ اولين دستگاه‌هاى چاپ روتاتيو را مورد استفاده قرار داد.

۱۹۱۴ م. دايرة المعارف کوجيرين

در سال ۱۹۱۴ دايرةالمعارف ژاپن ”کوجکيرين“ در پنجاه و يک جلد منتشر شد.

۱۹۱۵ م. فرستادن و بازتاب امواج راديوئى توسط يون سپهر

مارکونى فقط با تلگراف بى‌سيم از نوع جرقه‌اى سر و کار داشت و پژوهندگان و دانشمندان پس از مدتى پيشرفت‌هاى چشمگيرى در ميزان کردن بهتر، کاهش دادن اثرهاى الکتريسيته ساکن و سرانجام دست يافتن به فاصله‌هاى طولانى‌تر به‌خصوص با روش فرستادن تابه‌اي، نائل آمدند. مارکونى نتوانست برترى فرستادن موج‌هاى پيوسته را که توسط ماشين توليد مى‌شد در سال ۱۹۱۴ در شمال اقيانوس اطلس آغاز کنند. نخستين سيگنال‌هاى تلفنى بى‌سيم در سال ۱۹۱۵ توسط شرکت تلفن و تلگراف فرستاده شد. استفاده از دانش الکترونيک در ارتباطات بى‌سيم در اختيار آمريکائى‌ها قرار گرفت که آنها توانستند برترى خود را در اين زمينه ثابت کنند.

۱۹۱۵ م. ماشين حروف‌چينى عکسى

تحقيق در کشورهاى غربى از اواخر قرن نوزدهم براى ساخت ماشينى که بتواند به‌جاى حروف سربي، از فيلم استفاده نمايد آغاز شد. در نتيجه تحقيق و بررسى دو نفر پژوهشگران به‌نام‌هاى باوترى (Bawtree) و لى (Lee) از ايالات‌متحده آمريکا يک ماشين حروف‌چينى به‌نام فتولاين (Photolin) در سال ۱۹۱۵ ساختند. اين ماشين از قالب‌هاى حروف چاپى و بدون کاربرد مستقيم آنها به ترکيب سطرهاى حاوى حروف سربى مى‌پرداخت. در اين روش به‌جاى مجراى سرب مذاب ماشين‌هاى حروف‌چينى معمولى در برابر قالب‌هاى حروف الفباء به‌وسيله متصدى ماشين از محفظه خود پائين مى‌آيند و دوربين عکاسى از آن عکسبردارى مى‌کند. آنگاه به کمک عکس‌هاى آنها سطرهاى حاوى حروف سربى ساخته مى‌شوند.

۱۹۱۵ م. دايرةالمعارف جديد چين

در سال ۱۹۰۵ توسط (ليو چين تسا) دايرةالمعارفى در چهار صد جلد انتشار يافت و در سال ۱۹۱۵ دايرةالمعارف جديد چينى با سبکى جديد منتشر شد و اساس کار دايرةالمعارف بعدى قرار گرفت.