۱۸۸۶ م. ماشين حروف‌چينى سطر ريز

در دهه ۱۸۸۰ انقلابى در حروف‌چينى چاپ‌خانه به‌وجود آمد. اختراع ماشين خودکار حروف‌چينى يا لينوتايپ Linotype فن حروف‌چينى را ناگهان زير و رو کرد. اين نکته حقيقت دارد که از عهد گوتنبرگ هيچ‌گونه تغييرى در اين فن انجام نگرفته بود تا آن روز حروف‌چينان مى‌بايست حروف و علامات را يک‌يک از خانه‌ها بردارند و با زحمت بسيار آنها را مجاور هم در ورساد حروف‌چينى قرار دهند و از اجتماع آنها سطور و صفحات را تشکيل دهند. هر کس مى‌تواند قضاوت کند که براى حروف‌چينى روزنامه‌ هشت صفحه‌اى چه مدت زمان لازم بود. اين موضوع مشکل‌ترين و جدى‌ترين موانع را در راه ايجاد و انتشار روزنامه‌هاى روزانه تشکيل مى‌داد و هر کس خوب مى‌فهميد که همه کسانى که اميدوار به توفيق روزنامه‌نگارى بودند و مى‌خواستند اطلاعات و اخبار را با سرعت در اختيار مردم قرار دهند در جستجوى مخترعى بودند که آنان را از دست اين مشکل خلاص کند و سرانجام ساخت دستگاه سطرريزى در پايان دهه ۱۸۸۰ انجام شد.


اين مخترع تا سال ۱۸۸۶ اميدواران را در انتظار گذاشت. در روز سوم ماه ژوئيه مردى که در اداره نيويورک تريبون (NewYork Tribune) کار مى‌کرد ماشينى را که عمل آن به‌طور غيرعادى پيچيده و مشکل به‌نظر مى‌رسيد به‌کار انداخت و در نتيجه توده‌اى از فلز درخشان به‌وجود آمد که از يک سطر حروف تازه تشکيل يافته بود. مخترع اين ماشين مردى آلمانى تبار به‌نام اوتمار مرگن تالر (Ottmar Mergenthaler) شاگرد ساعت سازى بود که در هيجده سالگى به ايالات‌متحده آمريکا مهاجرت کرد. وى در مؤسسه‌اى که در ساختن آلات و اسباب الکتريکى تخصص داشت، در شهر بالتيمور به کار مشغول شد. در اين مؤسسه بود که اساس ماشينى را که مى‌توانست جانشين کارگر حروف‌چينى دستى شود و به‌طور خودکار حروف را بسازد ريخت و ماشينى به‌نام لاينو تايپ ساخته شد. اين دستگاه که داراى ماتريس (Matrix) يا قالب‌هاى متحرک است. هر حرفى را با فلز مذاب قالب‌گيرى کرده و فقط يک بار مورد استفاده قرار مى‌دهد. اپراتور مانند ماشين‌نويس پشت دستگاهى که شبيه به ماشين تحرير است، مى‌نشيند و با نگاه کردن به دست‌نويسى که در پيش رو دارد، شستى‌ها را پياپى فشار مى‌دهد. با فشار هر شستى يک قالب از محل خود آزاد شده و به‌وسيله يک تسمه به نزديک ديگ حاوى فلز مذاب انتقال مى‌يابد. وقتى سطر کامل شد، اپراتور شستى مخصوص را فشار مى‌دهد و سطر کامل شده براى انجام بقيه عمليات به حرکت درمى‌آيد.


باقى کارها به‌صورت خودکار انجام مى‌شود. به جلوى دهانه يک ديگ الکتريکى که محتوى آلياژ ذوب شده سرب است قرار مى‌گيرد. با به حرکت درآمدن يک پيستون درون ديگ الکتريکي، آلياژ مذاب از ديگ خارج شده و روى قالب‌ها ريخته مى‌شود. در نتيجه داخل کنده‌کارى‌هاى قالب را پُر مى‌کند و جريان سرب قطع مى‌شود و سطر آماده شده به درون (رانکا) منتقل مى‌گردد. قالب‌ها دوباره به‌طورى پخش مى‌شوند که هر قالب به مجراى مربوطه به خودش بازمى‌گردد. در اينجا نقش دندانه‌هاى بالاى ماتريس معلوم مى‌شود. طرز قرار گرفتن اين دندانه‌ها براى قالب‌هاى مختلف فرق مى‌کند، مثلاً حرف (چ) با حرف (ر) فرق دارد در واقع اين دندانه‌ها حکم شيارهاى روى يک کليد را دارند يعنى هر مجرا براى قالب خودش باز مى‌شود و براى قالب‌هاى ديگر بسته مى‌ماند بدين ترتيب هر قالب مى‌تواند به داخل مجراى مربوط به خودش برود. بعد از غلط‌گيرى سطرها در زير هم قرار گرفته و ستون‌ها و متن‌ها و سرانجام مى‌گرداند. اين روش باعث مى‌شد تا روزنامه هرچه سريع‌تر به چاپ برسد.


نيويورک تريبون بودجه مخصوصى در اختيار (مرگن تالر) قرار داد تا طرح خود را با مقياسى که قابل استفاده روزنامه‌نگاران باشد اجراء کند. وقتى سهامداران مؤسسه آن پيشرفت موفقيت‌آميز را مشاهده کردند، چنان اطمينان يافتند که از گذاشتن دلارهاى خود در اين راه بيمى به دل راه ندادند. به همين دليل ناگهان استقبال صاعقه‌آسائى از اين دستگاه به عمل آمد. از سال ۱۸۸۸ بيش از شصت دستگاه به‌کار افتاد و به يک ضربت فن حروف‌چينى را وضعى که در زمان گوتنبرگ داشت، صورت عصر حاضر را به خود گرفت. از برکت ماشين دوار چاپ و ماشين خودکار حروف‌چينى راه براى ايجاد روزنامه‌هاى بزرگ به‌صورت امروزى ما باز شد و مؤسساتى به‌وجود آمدند که وسيله کسب اطلاع براى مردم و در عين حال قدرت‌هاى سياسى و مالى بودند. بايد يادآورى شود که در يکى از روزهاى سال ۱۹۵۳ روزنامه نيويورک تايمز (NewYork Times) در ۴۳۶ صفحه انتشار يافت و تعداد انتشار ۱۳۰،۰۰۰۰ نسخه بود و به اين منظور ۳۹۲۷ تن کاغذ و ۴۵ تن مرکب سياه چاپ به‌کار رفته بود. البته ماشين سطر ريز آخرين ترقى فن حروف‌چينى نبود زيرا در سال ۱۹۰۰ دستگاه مونوتايپ (Monotyp) اختراع شد.


ماشين لاينوتايپ
ماشين لاينوتايپ
ماتريس‌ها (شکل بزرگ شده يک حرف ماتريس)
ماتريس‌ها (شکل بزرگ شده يک حرف ماتريس)

۱۸۸۷ م. به دنبال زبان جهانى

اسپرنتو (Esperanto): از زبان‌هائى است که با اين هدف اختراع شده‌اند که زبان مردم سراسر جهان باشد. هيچ يک از زبان‌هاى ديگرى که با اين هدف اختراع شده است به اندازهٔ اسپرانتو در ميان مردم جهان رواج نيافته است. در نزديک به ۹۰ کشور جهان، در حدود هشت مليون نفر، گذشته از زبان خود، به اين زبان گفتگو مى‌کنند. ”سراسر جهان بيش از ۱۰۰ مجله و روزنامه به زبان اسپرانتو انتشار مى‌يابد و ۲۲ برنامهٔ راديوئى به اين زبان پخش مى‌شود. هزاران کتاب در زمينه‌هاى ادبى و علمى و ديني، به زبان اسپرانتو ترجمه يا نوشته شده و انتشار يافته است. قرآن مجيد و نهج‌البلاغه نيز از کتاب‌هائى است که به اين زبان ترجمه شده است. سازمان تربيتى و علمى و فرهنگى ملل‌متحد (يونسکو) از همهٔ کشورهاى عضو خود خواسته است تا زبان اسپرانتو را در ميان مردم رواج دهند. زبان اسپرانتو داراى دفتر جهانى در بندر روتردام، در کشور هلند، است. اين دفتر بيش از ۳۵۰۰ شعبه در ۱۱۰ کشور جهان دارد.


لازاروس لوديک زامنهوف چشم پزشک لهستاني، مخترع زبان اسپرانتو است. زامنهوف در سال ۱۸۸۷ کتابى دربارهٔ اين زبان، به نام مستعار دکتر اسپرانتو، انتشار داد. واژهٔ اسپرانتو به معنى اميدوار است. زامنهوف آرزو داشت که جهانى شدن زبان اسپرانتو صلح و دوستى در ميان همهٔ مردم جهان پديد بياورد. او عقيده داشت که جهانى شدن زبان اسپرانتو سفيران و بازرگانان و جهانگردان و گروه‌هاى ديگر را، هنگام سفر به کشورهاى بيگانه، از مترجم بى‌نياز خواهد کرد.


اسپرانتو زبانى است که ساختمانى ساده و يکسانى دارد. همهٔ واژه‌هاى آن از ريشهٔ واژه‌هاى زبان‌هاى هند و اروپائى گرفته شده است. اين زبان با ۲۹ حرف الفبائى لاتينى نوشته مى‌شود و هر حرف فقط نمايندهٔ يک صدا است که خوانده مى‌شود و تکيهٔ تلفظ همواره در هجاى پيش از آخرين هجا است. قاعده‌هاى دستورى زبان اسپرانتو بسيار ساده و محدود است. براى مثال همهٔ صفت‌ها به a، همهٔ قيدها به e، و همهٔ اسم‌ها به O ختم مى‌شود. نشانهٔ جمع براى صفت‌ها و اسم‌ها حرف (ل) است که تلفظ آن مانند حرف Y انگليسى است. اين زبان داراى ۱۵۰۰۰ واژهٔ اصلى و ۱۴۲ پيشوند و پسوند است. با افزودن اين پيشوندها و پسوندها به واژه‌هاى اصلى شمارهٔ واژگان زبان اسپرانتو از دو ميليون مى‌گذرد. به همين سبب يادگيرى واژه‌ها و قاعده‌هاى زبان اسپرانتو براى کسانى که به يکى از زبان‌هاى اروپائى آشنائى دارند بسيار آسان است.


در ايران، نخستين بار يوسف اعتصامي، نويسنده و مترجم ايرانى در سال ۱۲۸۹هـ.ش. در مجلهٔ بهار به معرفى زبان اسپرانتو پرداخت. نخستين خودآموز زبان اسپرانتو براى ايرانيان در سال ۱۳۰۰هـ.ش. در تبريز انتشار يافت. از آن زمان تاکنون از راه انتشار مقاله و کتاب و واژه‌نامه و خودآموز، و تشکيل کلاس درس براى آموزش زبان اسپرانتو به ايرانيان علاقمند به اين زبان کوشش‌هاى بسيار به عمل آمده است.