رويکرد استفاده و رضامندي بر اين اصل استوار است که پيام‌گير رسانه، فعال است. براى رسيدن به تعريفى عينى از فعال بودن، محققان هوادار اين رويکرد به ابعاد گوناگون آن پرداخته‌اند. مثلاً پالم‌گرين و همکارانش (۱۹۸۵) به مسئلهٔ فعاليت مخاطب از ديد پردازش اطلاعت يا نسبت دادن معنا به اجزاى پيام مى‌پردازند. در اين زمينه، گارامون (Garramone) در سال ۱۹۸۳ در مورد اثر مجموعهٔ انگيزه‌ها بر چگونگى پردازش تبليغات سياسى پخش شده از تلويزيون تحقيق کرد. همچنين، مک‌ليود و بکر (۱۹۸۱) شواهد تجربى مشابهى را در مورد اثر انگيزه‌ها بر پردازش محتواى رسانه‌ها عرضه کردند. اين‌گونه بررسى‌ها که در مراحل اوليهٔ تکامل هستند، نشان مى‌دهند که مخاطبان فعالانه محتواى رسانه‌ها را پردازش مى‌کنند و اين پردازش تحت تأثير انگيزه‌هاى فرد است. علاوه بر اين، مى‌توان فرض کرد که ديگر عوامل، چون نگرش‌ها، هنجارها و روابط خانوادگى و اجتماعى فرد نيز ممکن است بر چگونگى پردازش محتواى رسانه‌ها اثر گذارد. گروهى ديگر پردازش‌ را تنها به برخى ابعاد فعال بودن مخاطب (انتخابى بودن و درگير شدن) نسبت مى‌دهند. به هر حال، اين ارتباط، ضرورت پرداختن عميق‌تر به آنها را نشان مى‌دهد.


در اين زمينه، اولين قدم، تبيين مفاهيم مرتبط با فعال بودن مخاطب از ديدگاه‌هاى مختلف (مثلاً ابعاد فعال بودن مخاطب، استفادهٔ هدفمند و غيرهدفمند، رضامندى موردنظر و حاصل شده و ...) است.