توجه کودکان به تلويزيون شامل نگاه کردن و گوش دادن است؛ که محققان روى هر دو مطالعه کرده‌اند. مطالعات انجام شده دربارهٔ توجه بصرى به صفحهٔ تلويزيون، بستگى به گيرايى حوادث خاص يا اتفاقاتى دارد که در برنامه‌ها رخ مى‌دهد. اين تحقيق، شواهد روشنى گردآورى کرده است که نشان مى‌دهد برخى از برنامه‌هاى ويژه‌اى که کودکان تماشا مى‌کنند، بيشتر از برنامه‌هاى ديگر، نگاه بچه‌ها را به خود معطوف مى‌دارد. زمانى که تغيير ناگهانى در نظم اجراى برنامه پيش مى‌آيد، يا صداهاى خنده‌دار ظاهر مى‌شوند، يا سر و صداى بلند کودکان شنيده مى‌شود يا روى صفحه ظاهر مى‌شوند، به احتمال زياد بينندگان جوان چشمان خود را به‌سوى صفحه بر مى‌گردانند. چنين تحقيقاتى نشان مى‌دهد که اين برنامه‌هاى ويژه، به‌نوعي، تماشاى کودکان را کنترل مى‌کنند.


توجه کودک با ويژگى‌هاى فيزيکى يک برنامه سازمان‌دهى مى‌شود، نوزادان و کودکان نوپا، بيشتر از همه با چنين روش‌هايى کنترل مى‌شوند، چرا که معلوم شده است آنها بيشتر وابسته به انگيختار هستند. جروم سينگر در تحقيقى ارزشمند، اظهار کرده است که عکس‌العمل جهت دهنده اساس تماشاى تلويزيون است. اين عکس‌العمل، پاسخى طبيعى است که همهٔ ما به هر چيز يا اتفاق جديدى که درمحيط اطرافمان به‌وقوع مى‌پيوندد، مى‌دهيم. اين حالت از نيازى ابتدايى براى دانشتن آنچه در حال روى دادن است، ناشى مى‌شود. از آنجا که اين پاسخ قبلاً، تقريباً در دوران سه‌ماهگي، در کودکان بنا نهاده شده است، مى‌توانيم انتظار داشته باشيم که ظهور آن را در ميان نوزادان بسيار کم و سن و سال، هنگام تماشاى تلويزيون، بيابيم. مطالعه‌اى گزارش کرده است که بچه‌هاى شش‌ماهه، زمانى که در کنار تلويزيون، در پارک بچه، بدون اسباب‌بازى رها مى‌شوند، تا حدى به تلويزيون توجه بصرى مى‌کنند (در مدت زمان شانزده دقيقه، ۴۹ درصد توجه اندازه‌گيرى شد؛ توجه اتفاقي در حدود ۴ درصد مى‌تواند باشد). اما در شرايط فشار کمتر، به‌نظر مى‌رسد که توجه نوپاها به تلويزيون کمتر تکرار شود.


تحقيقات نشان داده است که مدت زمان توجه کودکان به تلويزيون، در سنين بين ۱۲ تا ۴۸ ماهگى چهار برابر مى‌شود. بخشى از اين افزايش با افزايش در مدت زمان نگاه کردن به صفحه تلويزيون ارتباط دارد، اما در سن تقريباً ۳۰ ماهگي، به‌نظر مى‌رسد که اين افزايش در وهلهٔ نخست، افزايش بسيار زياد تکرار نگاه کردن به تلويزيون باشد. تقريباً بين ۲ تا ۵/۲ سالگي، کودکان دگرگونى قابل‌توجهى در جهت ميزان تماشاى تلويزيون نشان مى‌دهند.


تا اين سن، به‌ظاهر کودکان هنگام روشن بودن تلويزيون، تنها توجه غير منظم به آن نشان مى‌دهند. کودکان بزرگ‌تر طورى تلويزيون تماشا مى‌کنند که مفهوم آن مى‌تواند تماشاى تلويزيون باشد. اين عامل را مى‌توان از اين طريق دريافت که آنها از نظر فيزيکى خود را در برابر تلويزيون قرار مى‌دهند. بنابراين، اگرچه ممکن است هنوز هم در حال بازى با اسباب‌بازى‌هاى خودباشند. فعاليّت مرکزى تماشاى تلويزيون است و نگاه کردن به آن به دفعات بيشترى صورت مى‌گيرد. متعاقباً، توجه بصرى به تلويزيون طى دوران قبل از دبستان افزايش مى‌يابد تا اينکه کودک به سن مدرسه مى‌رسد، که از آن به بعد اين گرايش متعادل مى‌شود.


يک ديدگاه اين است که حالات روحى کودکان در پاسخ به تلويزيون، با بزرگ‌تر شدن آنها و عبور از مراحل اوليه پرورش فکري، به‌طور منظم تغيير مى‌کند. تصور مى‌شود که کودکان تا سن ۵ سالگى از نظر ادراکى وابسته (Conceptually bound) باشند؛ به آن معنى که، بيشتر احتمال دارد که کودکان خيلى کم سن و سال‌تر، با تأثيرات آشکار سمعى و بصرى توجه خود را به تلويزيون معطوف کرده باشند. همان‌طور که آنها بزرگ‌تر مى‌شوند، آن نوع جنبه‌ها، با آنکه بى‌ارتباط نيستند، تنها جنبه‌هايى از محتواى برنامه‌اى را تشکيل مى‌دهد که احتمال دارد توجه کودک را به خود جلب کند. کودکان کم سن و سال، تمايل دارند بر جنبه‌هاى ملموس برنامه، به‌ويژه تغيير سرعت عمل فيزيکى و نوع شخصيت‌هاى درگير، تمرکز کنند. کودکان بزرگتر نسبت به جنبه‌هاى ناملموس برنامه‌ها حساس‌ترند. جنبه‌هايى چون رابطهٔ بين حوادث و شخصيت‌ها که به شکل معنى‌داري، ازدرک کودکان و نحوهٔ دنبال کردن خط سير داستان، ناشى مى‌شود.


حاميان اين نظريه که مى‌گويد، کودکان در برابر تلويزيون تنها عکس‌العمل ناچيزى نشان مى‌دهند، و اين‌طور نيست که فعالانه به‌دنبال آن باشند تا به آن چيزهايى که براى آنها پرمعنى است، توجه کنند نيز، معتقدند که در حقيقت رفتار تماشاى تلويزيون را در کودکان، دگرگونى ناگهانى و اغلب فريبندهٔ کنش‌هاى بصرى يا تأثيرات صوتى برنامه‌ها کنترل مى‌کند. بنابراين، تلويزيون که بادگرگونى‌ها فيزيکى بسيارى به سرعت پيش رانده شده است، چه از نظر ديدارى و چه شنيداري، توجه کودک را به خود جلب و آن را حفظ خواهد کرد. اگرچه اين سبک ارائه، کودکان را در جهت درک و يادگيرى هدايت نمى‌کند. اگر محتوا بسيار سريع ارائه شود، ميزان بسيار کمى از آن در اذهان مى‌ماند. فرض مى‌کنيم که اين توضيح دربارهٔ اينکه چگونه تلويزيون توجه جوانان را به خود جلب مى‌کند صحيح باشد، در اين صورت هرچه توجه کودکان بيشتر مى‌شود، مى‌بايست درک آنها کمتر شود.


اما آيا واقعاً چنين اتفاقى مى‌افند؟ نظريهٔ فعال بودن تماشاى تلويزيون حکمى اساساً متفاوت دارد. اين نظريه اظهار مى‌کند که کودک به چيزهايى توجه مى‌کند که برايش قابل درک باشد. بنابراين توجه فرد با توجه به ميزان درک او کم يا زياد مى‌شود. با توجه به تازه‌ترين شواهد به‌دست آمده، به نظر مى‌رسد که نظريه تماشاى فعال تلويزيون چنين خصوصيتى را دارا باشد.