منوچهر مطیعی تهرانی

در زندگی امروز ما کمتر بخور می‌کنیم مگر در سالن‌های زیبائی که اختصاص به خانم ها دارد یا در بیمارستاها برای معالجه برخی امراض ریوی یا پوستی. گاه اتفاق می‌افتد که کندر و اسفند در آتش می‌افکنیم. در مورد اسپند در حرف الف نوشته‌ام ولی به‌طور کلی این نوع بخور کردن و دود کردن نشانه هر چیز می‌تواند باشد. یا بیم و هراس گنگ و مبهمی که در مورد آینده خویش داریم و یا گویای شهرت طلبی و زیاده خواهی است و تمایل شدید به محبوب بودن و مورد توجه دیگران قرار گرفتن که البته تشخیص آن با خود خواب بیننده است. ما کندر و اسفند را از بیم چشم زخم حسودان و بد چشمان به آتش می‌افکنیم و به طور سنتی معتقدیم که سوختن اسفند در آتش اثر بد را زائل می‌کند و در خواب نیز می‌تواند معرف نگرانی باشد از آینده و موقعیتی که داریم و این موقعیت را به حق یا به ناحق به دست آورده‌ایم.


چنان چه خانمی این خواب را ببیند از حسادت بیمناک است. اگر دختر و پسر جوانی ببینند که در خواب بخور می‌کنند یا چیزی در آتش می‌افکنند که بخار ایجاد می‌کند و یا دود به وجود می‌آورد مورد توجه قرار می‌گیرند و خودشان نیز به شدت شائق این هستند که انتخاب شوند. این خواب را بیشتر دختران دم بخت می‌بینند. در خواب به طور کلی بخور کردن چیزهای خوشبو نیکو است و اثر آن به اندازه بوی خوشی است که در عالم رویا استشمام می‌شود یا احساس می‌کنیم که به مشام می‌رسد. ابن سیرین می‌گوید بخور کردن در خواب مالی است که از کسی به بیننده خواب می‌رسد و مقدار آن به میزان بوی خوش بخارات است. باز هم ابن سیرین از جابر مغربی نقل می‌کند که اگر در خواب احساس کنید بخور بوی ناخوش دارد تعبیرش خلاف تعبیر بالا است. یعنی سودی نمی‌برید بلکه تلاش بی‌ثمر انجام می‌دهید. در یک خواب نامه معتبر فرانسه هم نوشته شده که بخور کردن گویای خود خواهی بیننده خواب است و این که می‌خواهد مطرح باشد و دیگران درباره او به خوبی حرف بزنند. این حالت ناخودآگاه است و در بیداری بیننده خواب به این خود خواهی اعتراف ندارد.