منوچهر مطیعی تهرانی

در مرود باقلا معبران بزرگ کهن عقاید متفاوتی ابراز داشته‌اند. ابن سیرین معتقد است که باقلا به هر شکل و در هر زمان که باشد غم و اندوه است و تر و خشک آن یک حکم را دارد ولی مولف نفایس الفنون فی عرایس العیون رحمت الله الیه تصریح کرده که باقلای خشک شادی و فرح است و باقلای تر در صورتی که روی بوته و در مزرعه باشد نیکو است. معبران نوشته ‌ند که دیدن باقلا در خواب خوب نیست چه به فصل باقلا باشد و چه بیرون از فصل و چه تر و تازه باشد و چه خشک. کسانی هستند که به خوردن باقلای تازه عادت دارند مثل اهالی شمال کشور خودمان. برای این عده خوردن باقلا در بیداری حکم خوردن سبزی سفره را دارد و بیشتر ایجاد تنوع و تفنن در غذا خوردن است لذا در خواب ایشان می‌تواند نشان دگر گونی کارها باشد نه صرفاً غم و اندوه. در نفایس آمده که دیدن باقلای تازه بر بوته بد نیست اما اگر گل زرد روی آن باشد نشان یک بیماری برای بیننده خواب است. بیماری نزدیک که شفای سریع دارد. خوردن باقلای تر اقدام به کاری است که اندوه و کسالت می‌آورد. پوست کندن باقلا برخورد با یک حادثه غیر منتظره است که می‌تواند بی‌زیان باشد اگر از آن نخورید و از دست بنهید. اگر در خواب ببینیم که باقلا داریم اما آن را دور ریختیم یا مصرف نکرده و به زمین نهاده و از آن چشم پوشیدیم خواب ما گویای این است که غمی پیش می‌آید اما دامان ما را نمی‌گیرد و ما از آن می‌گذریم و رهائی می‌یابیم. اگر در خواب ببینید که باقلا دارید اما هنوز نخورده اید و قصد خوردن و مصرف کردن آن را هم ندارید بد نیست چون می‌گوید غمی پیش می‌آید که جانکاه نیست و خیلی زود می‌گذرد و فراموش می‌شود.