رعايت صداقت و درستى در پرداخت بدهى‌ها، عامل بقاى دولت‌هاى جديد است، بازپرداخت بدهي، اعتبار ملى را ابقاء و تقويت مى‌نمايد و احياناً اگر حادثه‌اى در سطح ملى رخ دهد، دولت‌هاى خوش‌سابقه به راحتى مى‌توانند نياز مالى خود را تأمين کنند. بازپرداخت وام‌ها و همچنين سرمايه‌ها را براى تجارت و صنعت آزاد مى‌کند.

استفاده از مازاد درآمد

يک روش قديمى است و چندان مناسبتى با اوضاع امروزى ندارد. مازاد بودجه پديده‌اى مثبت تلقى نمى‌شود. زمانى‌که مازادى وجود داشته باشد، در واقع گواه بر اين امر است که نمى‌تواند به‌طور بارور در جهت کاهش بدهى عمومى مورد استفاده قرار گيرد.

خريد اوراق قرضه دولتى

دولت مى‌تواند سهام اوراق قرضه خود را از بازار خريدارى نمايد. به اين ترتيب، ديون دولت تقليل خواهد يافت و اگر اوضاع مناسب تشخيص داده شود، اين‌کار مى‌تواند از طريق به‌کارگيرى درآمدهاى مازاد يا به‌وسيله قرض گرفتن وام‌هائى با نرخ بهره پائين ممکن گردد.

سال پرداخت‌هاى قابل فسخ

وقتى‌که بدهى ثابتى را بخواهيم کاملاً پرداخت نمائيم، مى‌توانيم به بستانکاران، مبلغ ثابتى را طى چندين سال پرداخت کنيم. اين پرداخت‌هاى سالانه، ”سال پرداخت“ ناميده مى‌شود. واضح است که در طى چندين دوره زمانى ‌که سال پرداخت‌ها تأديه مى‌شوند به دولت فشار مالى بيشترى نسبت به زمانى‌که تنها بهره‌ها پرداخت مى‌شود، وارد مى‌شود.

تسعير (تبديل ارز)

روشى جهت کاهش بار بدهى است. يک دولت ممکن است زمانى‌که نرخ بهره بالا بوده است، قرض گرفته باشد. حالا اگر نرخ بهره پائين آمده باشد، دولت مذکور مى‌تواند وام نرخ بهره را به وام ديگرى با بهره پائين تبديل نمايد. دولت، بستانکاران را متوجه اين امر مى‌کند، که يا بايد با کاهش نرخ بهره براى پرداخت در آينده موافقت کنند و يا تنها بازپرداخت وام را بپذيرند. در چنين حالتي، صاحبان اوراق قرضه نرخ پائين‌تر را نمى‌پذيرند، سپس دولت يک وام جديد را با نرخ پائين‌تر بهره با عايدات مبلغ بدهى قبلى ايجاد مى‌نمايد. اثر اين‌کار، تبديل وام با نرخ بهره بالا به وام با نرخ بهره پائين خواهد بود که به اين ترتيب از بار مالى کاسته مى‌شود.

وجوه استهلاکى

اين روش، مهم‌ترين روش است. وجه استهلاکى در واقع وجهى است که براى بازپرداخت هر وام از راه پرداخت يک مبلغ معين از درآمد جارى در نظر گرفته مى‌شود. مبلغى که کنار گذاشته مى‌شود مى‌تواند طى بيش از يک دوره جمع‌آورى شده باشد. کل مبلغ جمع‌شده همراه با بهره مربوطه آن مى‌تواند به‌گونه‌اى سازمان داده شود که براى بازپرداخت وام کافى باشد.


به‌جز روش‌هاى بازپرداخت ديون که به‌طور معمول توسط دولت‌هاى کنونى پذيرفته‌شده است. تعداد پيشنهادهاى انقلابى و غيرسنتى نيز جهت پرداخت يا کاهش بدهى متداول است. انکار بدهى يا تغيير اجبارى مقياس و ميزان سرمايه و يا بهره سرمايه‌هاى ملى که در اختيار دولت مى‌باشد، از اين مقوله هستند. ظاهراً اين روش‌ها غيراخلاقى و نادرست هستند و در ارتباط با اين موارد، دولت‌ها هيچ مسئوليتى را نمى‌پذيرند. ولى اين حکم اخلاقى نيازمند تفسير و تفصيل است و هميشه نمى‌تواند مورد قبول باشد.