يکى از مهم‌ترين کارهاى کارشناسي، در رابطه با پذيرش سهام شرکت‌هاى جديد به بورس اوراق بهاءدار، تحليل ساختار مالى و برررسى نسبت‌هاى مالى مربوط به شرکت‌هاى متقاضى است.


سازمان کارگزاران بورس اوراق بهاءدار، علاوه بر نسبت‌هاى مالى که مهم‌ترين آنها را در چهار گروه نسبت‌هاى نقدينگي، نسبت‌هاى اهرمي، نسبت‌هاى فعاليت و نسبت‌هاى سودآورى طبقه‌بندى نموده است، نسبت‌هاى ديگرى را در رابطه با معاملات سهام تعيين و به‌شرح زير اعلام نموده، تا خريداران سهام شرکت‌ها نيز بتوانند در صورت برخوردارى از اطلاعات تخصصى مالي، نسبت به خريد سهام شرکت‌ها تصميم‌گيرى نمايند.


۱. نسبت‌هاى نقدينگي: اين نسبت‌ها نشان‌دهنده توانائى و قدرت پرداخت تعهدات کوتاه‌مدت است.


نسبت جارى =
دارائى‌هاى جارى 

 بدهى‌هاى جارى
  .۱-۱


 نسبت آنى =
موجودى کالا و سفارش‌ها - دارائى‌هاى جارى  

 بدهى‌هاى جارى
  .۱-۲


۲. نسبت‌هاى اهرمي: اين نسبت‌ها نشان‌دهنده حدود تأمين نيازهاى مالى شرکت از طريق وام يا قرضه است.


نسبت بدهى به مجموع دارائى‌ها  =
مجموع بدهى‌ها  

 مجموع دارائى‌ها
  .۲-۱


نسبت پوشش هزينه‌هاى مالى  =
هزينه‌هاى مالى +  سود قبل از ماليات

 هزينه‌هاى مالى
  .۲-۲


۳. نسبت‌هاى فعاليت: اين نسبت‌ها نشان‌دهنده ميزان تأثير کاربرد منابع مالى شرکت است.


نسبت گردش موجودى کالا   =
 قيمت تمام‌شده کالاهاى فروش رفته 

متوسط موجودى کالا
  .۳-۱


نسبت دوره متوسط وصول طلب   =
 قيمت تمام‌شده کالاهاى فروش رفته 

متوسط موجودى کالا
.۳-۲


نسبت گردش دارائى‌هاى ثابت  =
فروش  

 دارائى‌هاى ثابت
  .۳-۳


۴. نسبت‌هاى سودآوري: اين نسبت‌ها نشان‌دهنده کارآئى کلى مديريت و سود ناشى از عمليات فروش و سرمايه‌گذارى است.


نسبت سود ناويژه به فروش =
سود ناويژه 

 فروش
  .۴-۱


نسبت سود ويژه به فروش =
سود ويژه پس از ماليات 

 فروش
  .۴-۲


 نسبت بازده مجموع دارائى‌ها =
سود ويژه پس از ماليات

 مجموع دارائى‌ها
  .۴-۳


نسبت بازده ارزش ويژه  =
سود ويژه پس از ماليات 

 ارزش ويژه
  .۴-۴


۵. نسبت‌هاى اطلاعات معاملاتى (که از نظر خريداران سهام و کارگزاران مى‌تواند راهنما و مفيد باشد).


نسبت قيمت بر درآمد  =
 آخرين قيمت سهم در سال 

 درآمد متعلق به هر سهم
  .۵-۱


نسبت درآمد به قيمت =
درآمد متعلق به هر سهم 

  آخرين قيمت سهم در سال
  .۵-۲


نسبت قيمت بر ارزش ويژه =
آخرين قيمت سهم در سال 

 ارزش ويژه هر سهم
  .۵-۳


سود نقدى هر سهم =
سود سهام نقدى مصوب طى سال 

  تعداد سهام در پايان سال
  .۵-۴


پوشش سود سهام =
سود ويژه پس از کسر ماليات 

  کل سود سهام پرداختنى
  .۵-۵


ارزش يک سهم جايزه  =
آخرين قيمت سهم در سال × تعداد سهام افزايش يافته  

  تعداد سهام سال قبل
.۵-۶


ارزش حق خريد =
(آخرين قيمت سهم در سال - مبلغ اسمى سهم) × تعداد سهام افزايش يافته (جديد)  

  تعداد سهام سال قبل
.۵-۷


بازده سود سهامى نقدى =
سود نقدى هر سهم  

   ۱۰۰ × آخرين قيمت سهم
  .۵-۸


حقوق صاحبان سهام به سرمايه =
حقوق صاحبان سهام در پايان سال  

   سرمايه در پايان سال
  .۵-۹


 ارزش ويژه هر سهم  =
حقوق صاحبان سهام 

  تعداد سهام در پايان سال
  .۵-۱۰


درآمد متعلق به هر سهم  =
سود ويژه پس از ماليات 

   تعداد سهام
  .۵-۱۱


درآمد تخصيص‌يافته به هر سهم  =
 کل سود قابل تخصيص 

  تعداد سهام در پايان سال
  .۵-۱۲


قيمت کل بازار سهام شرکت =  آخرين قيمت سهم در سال × تعداد کل سهام شرکت .۵-۱۳


سهم شرکت از کل بهاء سهام معامله‌شده در بورس =
 بهاء سهام معامله‌شده در بورس 

  کل بهاء سهام معامله‌شده شرکت‌ها
× ۱۰۰


سهم شرکت از تعداد کل سهام معامله‌شده در بورس =
 تعداد سهام معامل‌شده شرکت طى سال 

  تعداد کل سهام معامله‌شده شرکت‌ها
× ۱۰۰


نسبت سهام معامله‌شده به کل سهام شرکت =
 تعداد سهام معامله‌شده شرکت طى سال 

  تعداد سهام شرکت
× ۱۰۰


حقوق صاحبان سهام به تثبيت بازار سهام =
 حقوق صاحبان سهام

تعداد سهام شرکت در پايان سال × آخرين قيمت سهم


توضيح اينکه:

تفسير کوچکتر بودن يا بزرگ‌تر بودن نسبت‌هاى فوق يا کارشناسان مالى و متخصصين سرمايه‌گذارى در شرکت‌ها است ولى افراد غيرمتخصص نيز مى‌توانند با مقايسه‌هاى ساده به نتايج ساده‌اى برسند. نظير اينکه:

هرچه درآمد بيشتر باشد، نشانه بهبود وضع مالى شرکت است و طبعاً نسبت درآمد به قيمت هر سهم با فرض ثابت بودن يا ثابت ماندن قيمت، اگر افزايش يابد، نشانه بهبود ساختار مالى شرکت خواهد بود.


بسيارى از نسبت‌ها حداقل يا حداکثر معينى ندارند و بايد با رقم متوسط يا حدود متوسط آن نسبت در صنايع مشابه از نظر نوع صنعت يا ميزان سرمايه و حجم توليد و تعداد کارکنان و ساير پارامترها، مقايسه گردند. گاهى نيز گروه صنايع داراى نسبت‌هاى معينى است. مانند اينکه در گروه صنايع سيمان، نسبت سود نقدى هر سهم در طيف معينى حرکت کنند. يا در گروه صنايع غذائى نسبت درآمد به قيمت در حود رقم معينى باشد. اگر چنين نسبت‌هائى در فرهنگ بورس وجود داشته باشد، بهترين راه تفسير نسبت‌ها، مقايسه آنها با يکديگر مى‌باشد.