ويژگى‌هاى عمومى اوراق بهاءدار رايج در بازارهاى پولى

اوراق بهاءدارى که در بازهارى پولى رايج هستند شش خصوصيت کلى دارند و شرکت براى سرمايه‌گذارى‌هاى موقت يا کوتاه‌مدت (براى به‌کارگيرى وجوه نقد راکد و بلااستفاده شرکت) از اين اوراق خريدارى مى‌کند.

حداقل مبلغ خريد

مقررات دولتى ميزان يا حدودى را که به‌اصطلاح ”حداقل مبلغ خريد“ اين اوراق مى‌نامند تعيين مى‌کند. اين ميزان در مورد اوراق بهاءدار مختلف متفاوت است. غالباً شرکتى که مايل است در اين اوراق بهاءدار سرمايه‌گذارى کند بايد حداقل ۱۰،۰۰۰ دلار از اينها را بخرد و در مواردى هم اين حداقل را ۱۰۰،۰۰۰ دلار تعيين مى‌کنند.


تاريخ سررسيد نهائى اين دسته از اوراق بهاءدار (زمان بازخريد اين اوراق بهاءدار يا حداقل زمانى‌که خريدار اين اوراق بهاءدار مجبور است آنها را نگه دارد) به‌وسيله مقررات و قوانين دولتى تعيين مى‌گردد. اگر کسى که اين‌گونه اوراق بهاءدار را خريدارى مى‌کند، قبل از اينکه به تاريخ سررسيد نهائى برسند به پول نياز داشته باشد، مى‌تواند آنها را بفروشد يا اينکه اوراق بهاءدارى را خريدارى کند (به‌صورت دست دوم) که تاريخ سررسيد آنها باب طبع و مطابق با ميل او باشد اگر تاريخ سررسيد اوراق طبق قوانين و مقررات تعيين نشده باشد، شرکت‌هائى که اين اوراق را منتشر مى‌کنند و خريداران آن مى‌توانند در مورد تاريخ سررسيد با هم توافق کنند.

نرخ بازده

مى‌توان نرخ بازده اکثر اوراق بهاءدارى که در بازارهاى پولى مورد معامله قرار مى‌گيرند (و شرکت براى به‌‌کارگيرى وجوه نقد بلااستفاده خود آنها را خريدارى مى‌کند) با تقريب قريب به يقين محاسبه کرد. البته در محاسبه نرخ بازده فرض بر اين است شرکتى که اين‌گونه اوراق بهاءدار را منتشر کرده است، حتماً در تاريخ سررسيد نهائى آنها را بازپرداخت خواهد کرد.


برخى از اوراق بهاءدار رايج در بازارهاى پولى بدون بهره هستند و در تاريخ سررسيد، شرکتى که آنها را منتشر کرده است بر مبناى ارزش اسمى آنها را بازخريد خواهد کرد. اين اوراق در بازار با تخفيف (کسر قيمت نسبت به ارزش اسمي) معادله مى‌شوند. نرخ بازده اين اوراق بهاءدار، تفاوت قيمت خريد اوراق بهاءدار و ارزش اسمى آنها است. اگر اوراق بهاءدار داراى بهره باشند، در زمان انتشار به ارزش اسمى به فروش مى‌رسند. خريدار در تاريخ سررسيد، اصل پول (بر مبناى ارزش اسمي) و بهره‌اى را که به آن تعلق گرفته است دريافت خواهد کرد. کسانى‌که در صندوق‌هاى مشترک سرمايه‌گذارى مى‌کنند سود سهام دريافت خواهند کرد (و نه بهره). لذا کسانى‌که در اين صندوق‌ها سرمايه‌گذارى مى‌کنند بايد نرخ بازده آنها را پيش‌بينى کنند؛ زيرا نرخ بازده از قبل مشخص نمى‌شود.

ريسک عدم پرداخت

ريسک عدم پرداخت يعنى احتمال اينکه شرکتى که اين اوراق را منتشر کرده است در تاريخ سررسيد نتواند آنها را بازپرداخت کند و اصل و فرع سرمايه را بپردازد. شرکت‌هائى که اوراق بهاءدار را خريدارى مى‌کنند و به‌اصطلاح در آنها سرمايه‌گذارى مى‌کنند بايد از چنين ريسکى مطلع باشند؛ زيرا از دست ندادن اصل سرمايه بسى مهم‌تر از نرخ بازده است. آن دسته از اوراق بهاءدار رايج در بازارهاى پولى که داراى کمترين ريسک هستند داراى نرخ بازده کمترى خواهند بود (البته در مقايسه با ساير اوراق بهاءدارى که احتمال مى‌رود داراى ريسک عدم پرداخت بيشترى باشند).

ريسک بازار

ريسک بازار يعنى احتمال اينکه شرکت اوراق بهاءدارى را که قبلاً خريدارى کرده است نتواند در يک بازار فعالى به فروش برساند. بازار فعال آن است که بتوان در آن اوراق بهاءدار را به سرعت معامله کرد، بدون اينکه قيمت آن نوسانات زيادى داشته باشد. اين ريسک در اين موارد به حداقل ممکن مى‌رسد: خريد و فروش نوعى اوراق بهاءدار که به مقدار زياد در بازار وجود دارد، تعداد زيادى از مردم و شرکت‌ها در آنها سرمايه‌گذارى کرده‌اند و در ايام گذشته در بازارهاى معتبر خريد و فروش شده‌اند.