در يک شرکت توليدي، مقدار موادخام، کالاى در جريان ساخت و قطعات يدکى بايد به ميزانى باشد که بتوان کالائى را با حداقل هزينه ساخت و به بازار عرضه کرد. کسر يا کمبود يکى از اقلام باعث مخدوش شدن فرآيند توليد خواهد شد و بايد مقدارى وقت و هزينه اضافى صرف گردد تا مجدداً جريان توليد به حالت عادى درآيد. اين افزايش هزينه در بهاء تمام‌شدهٔ کالاى ساخته‌شده منعکس مى‌گردد. بنابراين، سياست مربوط به ميزان و نگهدارى موجودى کالا به‌صورت موادخام، کالاى در جريان ساخت و قطعات يدکى بايد به‌گونه‌اى تعيين گردد که احتمال قطع شدن فرآيند توليد به حداقل ممکن برسد. يکى از اين سياست‌ها اين است که ميزان موادخام و قطعات يدکى در سطحى بيش از نرخ مصرف مورد انتظار باشد.


ميزان موجودى کالاى ساخته‌شده بايد به‌حدى باشد که جوابگوى تقاضاهاى مورد انتظار باشد. شرکتى که سياست خود را بر بازاريابى مى‌گذارد، بايد موجودى کالاى ساخته‌شده را با توجه به پيش‌بينى فروش تعيين کند. تعيين سطح مطلوب موجودى کالا (قبل از مشخص شدن تقاضاى واقعي) مستلزم پذيرفتن ريسک نگهدارى بيش از حد موجودى کالا يا پذيرفتن ريسک تمام شدن موجودى کالا است.


زمانى شرکت با مازاد موجودى کالا مواجه مى‌شود که تقاضاى واقعى از مقدار پيش‌بينى‌شده کمتر باشد و ارزش روز يا قيمت بازار موجودى‌ها کاهش يابد. شرکتى که با مازاد موجودى کالا مواجه گرديده مقدارى از وجوه خود را به‌صورت ناخواسته به مصرف کالاهائى رسانيده است که فروش نرفته و روى دست آن مانده است. اگر موجودى کالا بيش از مدت زمان مورد انتظار در انبار بماند، باعث افزايش هزينه‌هاى نگهدارى خواهد شد. اين هزينه‌ها عبارتند از هزينه آب و برق، انباردارى و بيمه. اين امر باعث خواهد شد که گردش دارائى‌ها و سود شرکت کاهش يابد. شايد شرکت مجبور شود براى تهيه پول نقد مورد نياز مقدارى از کالاهاى خود را به قيمت تمام‌شده يا حتى زير قيمت بفروشد. فروش جنس به اين‌صورت باعث کاهش سود شرکت خواهد شد.


کمبود موجودى کالا، يعنى زمانى‌که مشترى تقاضاى جنس مى‌کند موجودى کالاى شرکت صفر باشد (ولى اگر شرکت کالاهائى را که ديگر مورد تقاضاى مشتريان نيست فروخته باشد، کار معقولى کرده است و نبايد گفت که شرکت با کسر موجودى مواجه است)، باعث مى‌شود که شرکت بتواند سفارشات و درخواست‌هاى مشتريان را بپذيرد و در نتيجه فروش آن کاهش خواهد يافت. شرکت فروشنده ممکن است عجولانه به توليد يا تهيه کالاى مورد درخواست مشترى اقدام کند و مجبور گردد هزينه بيشترى در اين رابطه صرف کند و در نتيجه سود شرکت کاهش يابد. در اينجا اين پرسش مطرح مى‌شود که از ديدگاه فروشنده، کدام ريسک بايد پذيرفته شود؟ به‌طور کلي، فروشنده‌ها تمايلى ندارند که با ريسک مربوط به کمبود موجودى کالا مواجه شوند به اين دليل، اقدام به نگهدارى ذخيره احتياطى مى‌کند. ذخيره احتياطى به موجودى اضافى کالا اطلاق مى‌شود که شرکت به‌منظور جوابگوئى افزايش تقاضا آن را نگهدارى مى‌کند.


شرکت‌ها براى فروش کالاهاى به‌اصطلاح فروش نرفته از تکنيک‌ها و روش‌هاى ابتکارى استفاده مى‌کنند تا کالاهاى فروش نرفته (به‌خصوص کالاهاى فصلي) و اجناسى را که نمى‌توان براى مدت مديدى نگه داشت يا اجناسى را که شرکت نمى‌خواهد مجدداً به انبار برگرداند به سرعت به پول تبديل شود.