”تورم“ عبارت است از افزايش سطح قيمت‌ها در طول زمان. اگر قيمت توليدات و خدمات (بدون اينکه کيفيت آنها بهبود يابد) افزايش يابد، نظام اقتصادى با پديدهٔ تورم دست به گريبان مى‌شود. چون تغييراتى که در قيمت اقلام توليدى و خدماتى داده مى‌شود امرى ذهنى است و در گرو نظر شخصى و سليقه توليدکننده است، معمولاً شاخص‌هاى تعيين‌کنندهٔ نرخ تورم نشان‌دهندهٔ تغييراتى است که در قيمت‌ها رخ مى‌دهد و مسأله تغييرات کيفى به‌ندرت مطرح مى‌شود.


براى محاسبهٔ تورم، از چندين شاخص قيمت استفاده مى‌کنند که عبارتند از:


۱. شاخص تعديل‌کننده قيمت ـ price deflator براى توليد ناخالص ملى که نشان‌دهندهٔ افزايش توليد ناخالص واقعى (به‌دليل تورم) است.


۲. شاخص قيمت توليد؛ با اين شاخص متوسط تغيير قيمت‌ها را در بازار اوليه که مواد اوليه به‌دست توليدکنندگان مى‌رسد، محاسبه مى‌کنند (قبلاً اين شاخص را شاخص قيمت عمده‌فروشى مى‌ناميدند).


۳. شاخص قيمت مصرف‌کننده که منعکس‌کنندهٔ قيمت‌هائى است که مصرف‌کنندگان نهائى پرداخت مى‌کنند.


با اين شاخص، نرخ تغييرات قيمت کالاهاى مصرفى چون موادغذائي، لباس، پوشاک، هزينه بيمارستاني، تفريحى و حمل و نقل را محاسبه مى‌کنند.

تورم و مديريت مالى

هر مدير اجرائى مجبور است به‌گونه‌اى با پديدهٔ تورم روبه‌رو شود و با آن دست و پنجه نرم کند. مديران مالى بايد بکوشند تا شرکت و سهامداران آن را از آثار افزايش هزينه‌ها و قيمت‌ها مصون سازند. روش‌هائى وجود دارد که آنان مى‌توانند بدان‌‌وسيله با پديدهٔ تورم مقابله کنند. يکى از اين راه‌حل‌ها عقد قراردادهاى بلندمدت براى مواد مصرفى است تا بدين‌وسيله شرکت بتواند در آغاز دوره تورم، کالاهاى موردنياز را به قيمت ثابت بخرد. راه‌حل ديگر اين است که وام‌هاى بلندمدت بگيرند.

تورم و به حداکثر رسانيدن ثروت

مديران مالى در فرآيند به حداکثر رسانيدن سود با پديدهٔ تورم روبه‌رو مى‌شوند؛ چون تورم مى‌تواند در ارقامى چون سود هر سهم، سود تقسيمى هر سم و قيمت هر سهم اثر بگذارد. با اينکه در وضعيت تورم، ”سود واقعي“ هر سهم افزايش چندانى ندارد، ”سود اسمي“ هر سهم افزايش مى‌يابد. ضمناً امکان دارد که شرکت با تحصيل سود بيشتر، مبلغ بيشترى بابت سود تقسيمى به صاحبان سهام بپردازد. افزايش سود تقسيمى هر سهم باعث مى‌شود که سهامداران به‌دليل کاهش ارزش پول متحمل زيان نشوند.

مؤسسه‌هاى مالى

براى اينکه بازار مالى خوب عمل کند، بايد تعدادى مؤسسه و واسطه مالى وجود داشته باشد. مؤسسه‌هاى مالى از متقاضيان اصلى و عمدهٔ اوراق بهاءدارى هستند که به‌وسيله شرکت‌ها منتشر مى‌شود. کسانى‌که در تجزيه و تحليل و انتخاب اوراق بهاءدار، تخصص ندارند، ترجيح مى‌دهند پس‌اندازهاى خود را در اختيار مؤسسات مالى قرار دهند تا آنها با توجه به ارزيابى‌هائى که از ريسک و بازدهى اوراق‌ بهاءدار مى‌کنند، نسبت به خريد آنها (براى مشتريان خود) اقدام کنند. از اين‌رو مؤسسه‌هاى مالى بين عرضه‌کنندگان وجوه (اشخاص و خانوارها) و متقاضيان نهائى آن وجوه (يعنى شرکت‌هاى تجارى و توليدي) نقش واسطه‌اى دارند.


زمانى‌که مصرف خانوارها از درآمد آنها کمتر است، درصدد برمى‌آيند پس‌اندازهاى خود را به شکل‌هاى گوناگون به مصرف برسانند. آنان مى‌توانند مستقيماً اوراق بهاءدار را که شرکت‌ها منتشر مى‌کنند خريدارى کنند و به فرآيند تشکيل سرمايه و تأمين مالى اين شرکت‌ها کمک کنند، ولى بيشتر خانوارها تخصص لازم را ندارند و حاضر نيستند ريسک‌هاى سرمايه‌گذارى در اوراق بهاءدار را بپذيرند؛ از اين‌رو، ترجيح مى‌دهند وجوه مازاد بر نياز خود را به‌صورت سپرده در حساب بانک‌ها نگهدارى کنند يا در اختيار شرکت‌هاى سرمايه‌گذار قرار دهند.

بازار مالى و اوراق بهاءدار

”بازار مالي“ بازارى است که در آن ”اوراق بهاءدار ـ securities“، مثل اوراق قرضه و سهام شرکت‌ها، معامله مى‌شود. خريد و فروش اوراق بهاءدار و رغبت مردم به سرمايه‌گذارى در اين اوراق در گرو وجود بازارهاى مالى است. اگر بازار مالى وجود نداشته باشد، سرمايه‌گذاران نمى‌توانند اوراق بهاءدار خود را به پول نقد تبديل کنند. اوراق بهاءدار غالباً سررسيد نسبتاً طولانى دارند و در برخى از موارد هم بدون سررسيد هستند. اگر وضع به‌گونه‌اى باشد که خريداران اوراق بهاءدار صبر کنند، احتمالاً تمايلى به سرمايه‌گذارى در اين اوراق نخواهند داشت. وجود بازارهاى مالى اين امکان را فراهم مى‌آورد که شرکت‌ها اوراق بهاءدار خود را راحت‌تر به فروش برسانند و سرمايه‌گذاران نيز بتوانند اوراق بهاءدار خود را به پول نقد تبديل کنند.


وظايف مهم بازارهاى مالى به اين شرح است:


۱. کمک به فرآيند تشکيل سرمايه


۲. ايجاد بازار ثانويه (دست دوم) براى معاملات اوراق بهاءدار


۳. تعيين قيمت عادلانه اوراق بهاءدار


تحقيقات نشان مى‌دهد در کشورهائى که بازار سرمايهٔ توسعه‌يافته‌اى دارند، شرکت‌ها وجوه نقد موردنياز خود را آسان‌تر و ارزان‌تر تأمين مى‌کنند. شرکت‌ها براى تهيه سرمايه موردنياز مى‌توانند اوراق بهاءدار، مثل اوراق قرضه، سهام عادى و سهام ممتاز، منتشر کنند و آنها را در بازار سرمايه به فروش برسانند. اين اقدام باعث مى‌شود که دو نوع سرمايه‌گذارى صورت پذيرد. نخست، شرکت با خريد زمين، ساختمان و ماشين‌آلات نوعى سمايه‌گذارى واقعى مى‌کند و اين‌کار باعث توسعه و رشد شرکت و کشور خواهد شد. دوم، مردم با خريد سهام و اوراق قرضه (که به‌وسيله شرکت‌ها منتشر مى‌شود) اقدام به سرمايه‌گذارى مالى مى‌کنند. وجود بازار مالى باعث مى‌شود که مردم به سرمايه‌گذارى تشويق شوند و اين امر، خود باعث افزايش سرمايه و توسعه شرکت‌هاى توليدى خواهد شد.


بايد يادآور شد که وجود بازار مالى براى دارندگان اوراق بهاءدار اين فرصت را فراهم مى‌کند که بهتر بتوانند اوراق خود را خريد و فروش کنند و زودتر به پول نقد برسند. اگرچه سهام عادى شرکت‌ها بدون سررسيد است، وجود بازار مالى به سرمايه‌گذاران اين اطمينان را مى‌دهد که بتوانند سهام خود را مجدداً به فروش برسانند. اگر چنين بازارهائى وجود نداشت، شرکت‌ها نمى‌توانستند ميلياردها ريال سرمايه موردنياز خود را به‌‌راحتى تأمين کنند؛ چون واقعيت اين است که سهامداران نمى‌توانند براى فروش و دريافت مجدد وجوهى که در اين اوراق بهاءدار سرمايه‌‌گذارى کرده‌اند، به شرکت مراجعه کنند. اينان، در صورت نياز به پول، بايد به بازارهاى مالى مراجعه و سهام خود را عرضه کنند. اگر بازار ثانويه (براى خريد و فروش مجدد اوراق بهاءدار) وجود نداشت، مردم به خريد اوراق بهاءدار و سرمايه‌گذارى در اين اقلام رغبتى از خود نشان نمى‌دادند؛ زيرا کمتر کسى حاضر است اختيار سرمايه خود را (براى مدت طولاني) از دست بدهد. وجود بازار مالى باعث مى‌شود که افراد در صورت نياز به پول نقد يا پيش آمدن فرصت‌هاى سودآورتر، اوراق بهاءدار خود را به فروش برسانند و در اوراق بهاءدار جديد سرمايه‌گذارى کنند.


وظيفه سوم بازارهاى مالي، تعيين قيمت عادلانه براى اوراق بهاءدار است. اگر شرايط رقابت کامل بر بازار مالى حکمفرما باشد، مى‌توان اميدوار بود که قيمت اوراق بهاءدار در بازار، متناسب با ميزان ريسک و بازدهى آنها تعيين شود و روند امور به‌سوى قيمت عادلانه پيش رود. براى اينکه در بازار شرايط رقابت کامل حاکم باشد، بايد تعداد فروشندگان و خريداران اوراق بهاءدار در حد بسيار بالائى باشد و همهٔ آنها يکسان بتوانند به اطلاعات مربوط به وضعيت شرکت منتشرکننده اوراق بهاءدار و وضعيت کلى بازار دسترسى داشته باشند.


قيمت اوراق بهاءدار در بازار مى‌تواند نشان‌دهندهٔ عملکرد مديران شرکت باشد. مديرانى که در راه افزايش ثروت سهامداران تلاش مى‌کنند، بايد قيمت‌هاى رايج در بازار را در نظر داشته باشند. و واکنش بازار را نسبت به قيمت سهام به‌طور دقيق موردملاحظه قرار دهند. بديهى است عوامل ديگرى نيز در قيمت بازار سهام اثر خواهد گذاشت؛ مثل چرخه اقتصادى و تحولات سياسي؛ پس نمى‌توان گفت که فقط عملکرد مديران باعث تغييرات قيمت سهام در بازار مى‌شود.