تفاوت عمده بين بانک‌هاى تجارى و ساير مؤسسات مالى اين است که مشتريان مى‌توانند در بانک‌ها حساب جارى باز کنند. مشتريان بانک با کشيدن چک، انواع صورتحساب و بدهى‌هاى خود را پرداخت مى‌کنند. يا اينکه پول‌هاى خود را از اين طريق به اقصىٰ‌نقاط کشور مى‌فرستند. بنابراين، هر شرکتى در بدو تأسيس اقدام به افتتاح حساب جارى در يک يا چند بانک مى‌کند.


بانک‌هاى تجارى با افتتاح حساب جارى براى شرکت‌ها و دادن وام‌هاى کوتاه‌مدت به آنها، خود را به‌صورت نهادهاى بسيار مهمى در صحنه تجارت درمى‌آورند، ولى علاوه بر اين، خدمات ديگرى نيز به شرکت و سازمان‌هاى تجارى عرضه مى‌کنند. اين خدمات به‌شرح زير است:


۱. تهيه صورتحساب حقوق کارکنان


۲. وصول چک‌ها و مطالبات شرکت


۳. کمک به شرکت‌ها در انتشار اوراق تجارى


۴. پرداخت سود سهام و بهره به سهامداران و بستانکاران شرکت‌ها


۵. خريد اسناد مربوط به حساب‌هاى دريافتنى شرکت‌ها (عامليت)


۶. عرضه خدمت مخصوص در جهت وصول مطالبات، مثل ايجاد يک صندوق پستى ويژه که به همين منظور تعبيه مى‌شود


۷. دادن اطلاعات مربوط به ميزان اعتبار مشتريان شرکت


۸. اجاره دادن اقلام خاصى از دارائى‌هاى ثابت


۹. گشايش اعتبارات اسنادى در زمينه خريدهاى خارجى


آنها بسيارى از خدمات را در ازاء دريافت کارمزد يا نگهدارى مانده‌هاى جبرانى انجام مى‌دهند.


بانک‌هاى تجارى علاقه‌مند هستند متناسب با درجه ريسک مشتري، وام‌ها و خدمات بانکى به وى بدهند که متضمن بيشترين سود براى بانک باشد. به اين منظور، بسيارى از بانک‌هاى تجارى دست به اقدامات خاصى مى‌زنند و يکى از کارکنان خود را به‌عنوان ”مدير رابط“ تعيين مى‌کنند که مسئول عرضه خدمات بانکى به تعداد معينى از مشتريان بانک باشد. اين مدير رابط مسئول عرضه حداکثر خدمات به هريک از مشتريانى است که اسم آنها در فهرست ارباب رجوع وى هست. اين مدير سعى مى‌کند که رضايت‌خاطر تک‌تک مشتريان را جلب کند. اين مديران رابط معمولاً مسئول دايره اعتبارات و دادن وام نيستند، لذا از نظر پذيرفتن يا رد کردن تقاضاى مشترى هيچ مسئوليتى ندارند. ولى اين مديران بايد اطلاعات کافى در زمينه وضعيت مالي، عملياتى و مديريت ارباب رجوع خود داشته باشند تا بتوانند اين‌گونه اطلاعات را در اختيار مسئولان دايره وام و اعتبار بانک قرار دهند.


داشتن مدير رابط به اين مفهوم است که بانک ترتيباتى براى اعطاء وام يا عرضه خدماتى به مشتريان مهم خود داده است. با پيدايش و رواج اين طرز تفکر در صنعت بانکداري، بانک‌هاى تجارى سعى کرده‌اند تا همواره سودآورى همهٔ خدمات خود را در نظر نگيرند، بلکه توجه خود را به کل بازدهى مجموعه خدماتى که مشتريان دريافت مى‌دارند معطوف کنند. يکى از نتايج اين نوع ارتباطات با مشتريان اين است که ممکن است مشترى وام‌ها و اعتبارات موردنياز خود را با شرايط آسانترى دريافت کند؛ زيرا وى ساير خدمات بانکى خود را نيز از اين بانک دريافت مى‌کرده است. خود بانک‌ها هم سعى مى‌کنند تا به مشتريان و شرکت‌هائى که با آنها روابط مستحکمى دارند خدمات و مساعدت‌هاى بيشترى بکنند و در زمان تنگدستي، به داد آنها برسند.