مطالعه گزارشات مالى سالانه بسيارى از شرکت‌ها مؤيد اين است که ميزان بدهى اين شرکت‌ها چندان زياد نيست. معمولاً ميزان بدهى اين شرکت‌ها نسبتاً کم است و بسيارى از شرکت‌ها هيچ‌گونه بدهى بلندمدت ندارند. آيا اين نوع عملکردها با تئورى ساختار سرمايه منافات ندارد؟ براى پاسخ به اين سؤال بايد به بررسى تأثير ساختار سرمايه در هزينه بهره وام‌هاى بلندمدت و همچنين تأثير ساختار سرمايه در ريسک ورشکستگى پرداخت.

ريسک بدهى

فرض بر اين است که شرکت مى‌تواند مبلغ زيادى اوراق قرضه بفروشد، بدون اينکه خطر عدم پرداخت به موقع بدهى‌هاى خود يا خطر ورشکستگى آن افزايش يابد. اين مطلب در صورتى درست است که ميزان بدهى‌هاى بلندمدت شرکت چندان زياد نباشد، ولى به محض اينکه نسبت وام به حقوق صاحبان سهام شرکت افزايش يابد و کار به آنجا رسد که سرمايه‌گذاران آن شرکت احساس کنند که افزايش بيشتر وام ميزان ريسک را بالا خواهد برد، اوراق قرضه شرکت داراى ريسک خواهد شد. افزايش ريسک باعث مى‌شود که هزينه بهره وام‌ها افزايش و ارزش بازار اوراق قرضه کاهش يابد. بنابراين، حجم بدهى‌ها بر هزينه سرمايه شرکت و بر کل ارزش بازار آن اثر خواهد گذاشت.