معيارهاى بودجه‌بندى سرمايه‌اى مطلوبيت طرح‌هاى مختلف سرمايه‌گذارى را با توجه به ارقام سود و هزينه و بدون توجه به متغيرهاى غيرمالى تعيين مى‌کند. اين معيارها را بايد براساس مفروضاتى تعيين کرد؛ زيرا هدف، افزايش ثروت سهامداران است.


اين مفروضات مجموعه شرايطى را ايجاد مى‌کند که با توجه به آنها و در آن محدوده مى‌توان جنبه‌هاى مالى طرح‌هاى مختلف بودجه‌بندى سرمايه‌اى را ارزيابى کرد. همچنين به‌وسيله اين مفروضات مى‌توان از برخى مشکلات که باعث تيرگى و ابهام نقاط اصلى مى‌شوند پرهيز کرد. واقعيت اين است که درستى اين مفروضات به‌ندرت تائيد مى‌شود و اين بدان معنى است که اساس و مبناى تصميم‌گيرى در برخى موارد نادرست است؛ اما اساساً براى ارزيابى طرح‌هاى مختلف بايد فرض را بر درستى مفروضات يادشده نهاد و زمانى‌که تشخيص دهيم اين مفروضات صحيح نيستند، بايد از روش‌هاى مؤثرترى استفاده کنيم. مفروضات بودجه‌بندى سرمايه‌اى به‌شرح ذيل هستند.


۱. حداکثر رسانيدن ثروت سهامداران


۲. قطعى بودن ميزان درآمدها و هزينه‌ها


۳. جريان‌هاى ورودى و خروجى به‌صورت نقد


۴. الگوى متعارف جريان‌هاى نقدى يک طرح


۵. ثابت بودن و مشخص بودن نرخ بازده موردتوقع


۶. عدم وجود جيره‌بندى سرمايه‌اى.

عدم وجود جيره‌بندى سرمايه‌اى

اگر شرکتى وجوه لازم را براى اجراء تمام طرح‌هاى خود در اختيار نداشته باشد مى‌گوئيم آن شرکت با مسئله ”جيره‌بندى سرمايه ـ capital rationing“ روبه‌رو است و در چنين مواردى بايد از اجراء برخى طرح‌ها دست بردارد. روش‌هاى بيان‌شده در مورد بودجه‌بندى سرمايه‌اى در اين مبحث مبتنى بر اين فرض است که شرکت با مسئله جيره‌بندى سرمايه روبه‌رو نيست.

ثابت بودن و مشخص بودن نرخ بازده مورد توقع

معمولاً نرخ بازده موردتوقع حداقل نرخى است که شرکت بايد به‌دست آورد؛ تا اينکه ثروت سهامداران آن کاهش نيابد. نرخ بازده مورد توقع را ”هزينه سرمايه ـ cast of capital“ نيز مى‌نامند.


در مورد بودجه‌بندى سرمايه‌اى فرض بر اين است که حداقل نرخ بازده طرح‌هاى مختلف سرمايه‌گذارى‌ رقمى معين است و اين رقم در تمام دوره سرمايه‌گذارى نيز ثابت خواهد بود. به دو دليل بايد در مورد ميزان نرخ بازده مورد توقع دقت کرد: نخست اينکه اگر آن نرخ در حد بسيار بالائى تعيين شود، شرکت موردبحث از اجراء طرح‌هاى کاملاً سودآور اجتناب خواهد کرد؛ دوم اينکه اگر نرخ مزبور در حد بسيار پائين تعيين شود، شرکت طرح‌هائى را اجراء خواهد کرد که ثروت سهامداران را کاهش مى‌دهد.

الگوى متعارف جريان‌هاى نقدى يک طرح

معمولاً هر نوع سرمايه‌گذارى با جريان نقدى خروجى آغاز مى‌شود و بازده حاصل از اجراء طرح‌ نيز نشان‌دهنده جريان نقدى ورودى به شرکت است. اگر براى جريان‌هاى خروجى علامت (-) و براى جريان‌هاى ورودى علامت (+) انتخاب کنيم، آنگاه ”جريان نقدى متعارف“ را اين‌گونه تعريف مى‌کنيم: يک سلسله جريان‌هاى نقدى که فقط يک‌بار تغيير جهت مى‌دهد؛ براى مثال نوعى سرمايه‌گذارى که يک جريان خروجى و ۳ جريان ورودى داشته باشد به اين‌صورت نشان داده مى‌شود:


+، +، +، -


و اين الگو به‌عنوان يک جريان نقدى متعارف شناخته مى‌شود.


اگر جريان نقدى به‌ اين‌صورت باشد:


+، +، +،-، -


باز هم از نوع جريان نقدى متعارف است؛ زيرا اين الگو نيز فقط يک‌بار تغيير جهت داده است.


اما اگر الگوى جريان نقدى به اين‌صورت باشد:


-، +، +، -


نمى‌توان آن را جريان نقدى متعارف ناميد؛ زيرا اين جريان دوبار تغيير جهت داده است. فرض بر اين است که طرح‌هاى مختلف سرمايه‌گذارى داراى جريان‌هاى نقدى متعارف هستند. ارزيابى در طرح‌هاى سرمايه‌گذارى که اين اصل در آنها رعايت نمى‌شود کار بسيار مشکلى است و اگر براى حل چنين مسئله‌هائى از معيارهاى مالى که در اين مبحث معرفى شده‌اند استفاده شود، نتيجهٔ به‌دست آمده چيزى جز قضاوت‌هاى متناقض نخواهد بود.

جريان‌هاى ورودى و خروجى به‌صورت نقد

داده‌هائى که از آنها براى قضاوت و ارزيابى پيشنهادهاى سرمايه‌گذارى استفاده مى‌شود. جريان‌هاى نقدى هستند و نه ارقام مربوط به سود طرح؛ زيرا شرکت براى پرداخت صورت‌ها و سود سهام عادى و ممتاز به پول نقد نياز دارد و اگر نتواند از محل سرمايه‌گذارى‌ها بازده نقدى به‌دست آورد. دير يا زود ورشکست خواهد شد. جريان‌هاى نقدى ورودى و خروجى به‌صورت سالانه محاسبه مى‌شوند. يعنى وجوه نقد فقط يک‌بار در سال به داخل شرکت يا به خارج از آن جريان مى‌يابند، يا در پايان سال، يا در زمان مشخص ديگر، اين کار با شيوهٔ گزارش‌هاى سالانه سازگار است. گزارش سود و زيان شرکت‌ها و چگونگى محاسبه بهره مرکب و کاربرد روش مبتنى بر محاسبه ارزش فعلى به‌صورت سالانه است.

قطعى‌ بودن ميزان درآمدها و هزينه‌ها

کل درآمد و هزينه‌هاى مربوط به هريک از طرح‌هاى سرمايه‌گذارى به‌صورت قطعى و قابل‌تعيين هستند. در اين‌خصوص روش‌هائى وجود دارد که با استفاده از آنها مى‌توان با کمترين اشتباه، مقادير را پيش‌بينى کرد. شايد پيش‌بينى درآمدها و هزينه‌هاى دو يا سه سال بعد به‌صورتى دقيق کار آسانى نباشد و اقدام به چنين کارى دامنه اشتباهات را گسترش دهد؛ اما چون براى ارزيابى طرح‌ها از ارزش فعلى درآمدهاى آينده استفاده مى‌شود، تأثير اين‌گونه اشتباهات کم است. زيرا ارزش فعلى جريان‌هاى نقدى سال‌هاى دور رقم کمى خواهد شد.

انگيزه اصلى به حداکثر رسانيدن ثروت سهامداران است

مبناى اصلى رد يا قبول طرح‌هاى مختلف سرمايه‌گذاري، آثارى است که اين طرح‌ها در ثروت سهامداران شرکت دارند. به ساير اهداف شرکت براى تصميم‌گيرى در اين‌خصوص توجه نمى‌شود.