بيمهٔ حمل و نقل کالا پوششى است که بيمه‌گر در مقابل حق بيمه متناسب با پوشش بيمه‌اى از بيمه‌گذار، تعهد مى‌کند که چنانچه کالاى مورد بيمه در جريان حمل و جابه‌جائى از مبداء به مقصد مندرج در بيمه‌نامه و به‌علت وقوع يکى از خطرهاى مندرج در بيمه‌نامه تلف يا دچار خسارت شود يا بيمه‌گذار بر اساس قوانين و مقررات بين‌المللى متحمل پرداخت هزينه‌هائى گردد، زيان وارده به کالا را جبران کند و هزينه‌ها را هم بپردازد. البته علاوه بر پوشش‌هاى گفته ‌شده، در بعضى از موارد زيان و خسارت‌هاى وارده به اشخاص ثالث هم تحت پوشش اين بيمه‌نامه قرار مى‌گيرد. حمل و نقل و جابه‌جائى کالا با وسايل حمل و نقل مختلف مانند کشتي، هواپيما، کاميون و قطار انجام مى‌پذيرد. به همين دليل، بيمهٔ حمل و نقل کالا به سه بخش عمده و اساسى بيمهٔ حمل و نقل دريائي، بيمهٔ حمل و نقل زمينى و بيمهٔ حمل و نقل هوائى تقسيم مى‌شود. در اين بخش به تفصيل دربارهٔ بيمهٔ حمل و نقل دريائى بحث خواهد شد و دو ديگر در جاى خود خواهد آمد.


در بسيارى مواقع اجازهٔ استفاده از وسايل مختلف حمل کالا در بيمه‌نامه داده مى‌شود و در نتيجه کالا با کشتي، کاميون و قطار و احتمالاً با هواپيما حمل مى‌شود و به همين دليل اينگونه بيمه‌نامه‌ها مورد تقاضا حمل و نقل است زيرا آزادى عمل بيشترى در اختيار آنها قرار مى‌دهد. بنابراين چنانچه کالا تمام مسير حمل را با يک وسيله طى کند، بيمه‌نامه نيز بر همان اساس صادر مى‌شود.


در ايران شرکت‌هاى بيمه به‌طور معمول، بيمه‌نامه‌هاى حمل و نقل دريائى خود را بر اساس شرايط بيمه‌نامه‌هاى ”انستيتوى بيمه‌گران لندن“ صادر مى‌کنند. به‌عبارت ديگر، صنعت بيمهٔ کشور پذيراى اصول و مقررات يکنواخت بازارهاى بيمهٔ جهانى شده است تا داد و ستد اتکائى هم در اين زمينه تسهيل شود. کالاى خريدارى ‌شده بدون درنظر گرفتن نحوهٔ خريد آن بيمه مى‌شود. در بيمه‌نامهٔ حمل و نقل دريائي، بيمه‌گر تعهدات خود را در قبال بيمه‌گذار به‌روشنى در بيمه‌نامه تصريح و استثناآت را مشخص مى‌کند. قبل از ورود به بحث دربارهٔ انواع بيمه‌نامه‌هاى حمل و نقل لازم است اين مسئله توضيح داده شود که بيمهٔ بدنهٔ کشتي، خسارت همگاني، هزينه‌هاى نجات، عدم تحويل کالا و خطر جنگ در طبقه‌بندى بيمه‌هاى دريائى قرار مى‌گيرند.

بيمهٔ بدنهٔ کشتى

کشتى‌هاى بازرگانى که بين بندرهاى مختلف جهان در حال رفت و آمد هستند و براى حمل و نقل کالا مورد استفاده قرار مى‌گيرند، کشتى‌هاى بازرگانى ناميده مى‌شوند. اين شناورها را که براى حمل کالاهاى متفاوت، ارزان‌ترين وسيلهٔ جابه‌جائى کالا شناخته شده‌اند شرکت‌هاى بيمه تحت پوشش قرار مى‌دهند. راحتى و ارزانى حمل کالا با شناورها و استفاده از آبراه‌هاى بين‌المللى و کاربرد کشتى‌ها با دست‌اندرکاران و متصديان اهميت بسيارى براى اين شيوهٔ حمل و نقل قايل هستند.


در بيمهٔ بدنهٔ کشتي، بيمه‌گر بايد عوامل متعدد و مهمى را درنظر گيرد. نوع بيمه‌نامه ممکن است به‌صورت زمانى (براى مدت معيني) يا براى يک سفر صادر شود. کشتى‌هاى بازرگانى گونه‌هاى متفاوتى دارند که کاربرد آنها در صنعت حمل و نقل هم داراى وجوه افتراق زيادى است. امروزه کشتى‌هاى مخصوص حمل نفت، زغال سنگ، چوب، ماهى و مواد غذائي، مسافربري، کالاى فله (گندم، جو، ذرت، برنج) و کشتى‌هاى مخصوص حمل کانتينر در درياها و آبراه‌ها به‌ کار جابه‌جائى کالا مشغول هستند. در مورد بيمهٔ بدنهٔ کشتى ذکر اين نکته لازم است که اصولاً ممکن است فقط بدنهٔ کشتى‌ بيمه‌ شود يا اينکه تجهيزات و ماشين‌آلات کشتى هم تحت پوشش درآيد. اگر ماشين‌آلات و تجهيزات در درون کشتى قرار داشته باشند پوشش بيمه‌اى دارند، اما اگر براى تعويض يا تعمير به ساحل برده شوند و خسارت ببينند، نمى‌توان از پوشش بيمه‌اى براى جبران خسارت استفاده کرد. در بيمه‌نامه مى‌توان يک ناوگان تجارى را تحت پوشش يک بيمه‌‌نامه قرارداد يا اينکه شناورها را به‌صورت انفرادى بيمه کرد. بيمه‌نامه‌هائى که به‌صورت جمعى ارائه مى‌شوند مزيت‌هاى خاصى دارند که از آن جمله مى‌توان به کشتى‌هاى قديمى اشاره کرد که در يک ناوگان و در کنار کشتى‌هاى نو با همان نرخ، بيمه مى‌شوند.


خطرهاى تحت پوشش: شناورها را مى‌توان در مقابل خطرهاى متعدد بيمه کرد که عبارت است از: خطر آتش‌سوزي، غرق، به‌گل نشستن، انفجار ديگ‌هاى بخار و ماشين‌هاى محرکه، تصادم شناور با شناور ديگر با هرگونه شيءِ متحرک ديگر، تصادم با اسکله و صخره‌ها، طوفان، آتش ‌گرفتن خودبه‌خودى محمولات، خطرهاى هسته‌اى و پرتوهاى يون‌زا (مشروط به اينکه جزءِ محمولات يا ماشين‌آلات شناور نباشد)، برخورد شناور با مين دريائي، راکت، موشک، سقوط هواپيما، و همچنين اشتباهات ناخداى کشتي، خدمه و اجاره‌کنندگان کشتي. خسارت‌هاى ناشى از عمد بيمه‌گذار پوشش بيمه‌اى ندارد. خسارت‌هاى ناشى از بارگيرى و تخليهٔ کالا يا بر اثر ورود و خروج شناور از ”حوضچه‌هاى تعميراتي“ بندرها و همچنين خطرهاى ناشى از جنگ را مى‌توان با پرداخت اضافه نرخ مربوط تحت پوشش بيمه‌اى قرار داد.


عوامل مؤثر در تعيين نرخ حق بيمه: بيمه‌گر در زمان صدور پوشش بيمه‌اي، نرخ خود را با درنظر گرفتن سال ساخت کشتي، درجه و نوع طبقه‌بندى آن، ظرفيت و تناژ شناور، نوع سوخت و قوهٔ محرکه و پرچمى که تحت آن به ثبت رسيده محاسبه مى‌کند. حمل و نقل کالاهائى که ممکن است در زمان و فصل خاصى توليد حريق کند يکى از عوامل افزايش نرخ اينگونه شناورها به‌شمار مى‌رود.

خسارت همگانى

خسارت يا زيان همگانى اختصاص به حمل و جابه‌جائى کالا در دريا دارد. خسارت همگانى به آن دسته از خسارت‌هائى گفته مى‌شود که ناخداى کشتى طبق اختياراتى که به او تفويض شده است براى نجات کالا و کشتى يا هر دو قسمتى از کالا يا ابزار و ادوات و متعلقات کشتى را به دريا مى‌ريزد. در اين حالت خسارت‌هاى وارده نه‌تنها برعهدهٔ صاحبان کالائى که کالاى آنها به دريا ريخته ‌شده يا مالک کشتى است، بلکه خسارت بين کليهٔ افرادى که به‌نحوى در آن سفر دريائى ذى‌نفع هستند تقسيم مى‌شود و هر يک بايد به تناسب ارزش کالا يا کشتى خود سهمى از خسارت را پرداخت کنند.


زمان پيدايش خسارت همگانى چندان مشخص نيست ولى همگان بر اين عقيده هستند که دريانوردان اوليه با اينگونه خسارت‌ها آشنائى داشته‌اند؛ از همان ابتدا صاحبان کالا به اين نتيجه رسيده بودند که براى پيشگيرى از خطرهاى دريا، بايد با هماهنگى کامل اداى وظيفه کنند، لذا به ناخدايان کشتى‌هاى تجارتى اختيار داده شده بود که در زمان بروز خطر اقدام‌هاى لازم را براى نجات کشتى يا کالا انجام دهند، حتى اگر منجر به فداکردن بخشى از محمولهٔ کشتى شود. نخستين‌بار اين رسم در جزيرهٔ ”رودس“ به‌صورت قانون پذيرفته شد(۱) اين قانون مقرر مى‌داشت که اگر ناخداى کشتى براى سبک‌کردن آن، کالائى را به دريا بريزد، کليهٔ صاحبان کالا بايد آنچه را براى حفظ ديگر کالاها فدا شده است جبران کنند. به‌طور کلي، مى‌توان چنين نتيجه گرفت که خسارت‌هاى همگانى شامل پرداخت هزينه‌ها و فداکردن کالا به‌شرح زير خواهد بود:


- خسارت‌هائى که به ماشين‌آلات يا قطعات مکانيکى براى نجات عمومى و بر اثر فداکردن به کشتى ايجاد شده است.


- سبک‌کردن کالاى رو و زير عرشهٔ کشتى براى نجات کشتى و کالا.


- خسارت‌هاى ناشى از کاربرد وسايل آتش‌نشانى از قبيل آب و پودر کف.


- تخليه و بارگيرى کالاى مورد بيمه در بندر پناه يا در مواقعى که کشتى به گل نشسته است.


- هزينه‌هائى که براى شناورساختن کشتى به گل نشسته صرف مى‌شود.


- هزينه‌هائى که براى ورود کشتى به بندر پناه براى تعميرات مورد نياز پرداخت مى‌شود.


- هزينه‌هاى تخليه و بارگيرى کالا در بندر پناه.


(۱) . هنوز به‌درستى مشخص نيست که آيا رومى‌ها با آن سوابق درخشان در امر دريانوردي، بر اساس اعتقاد و نظر اهالى رودس و به ‌دستور ژوستى‌نين اصول کلى خسارت همگانى ر ا وارد قواعد مدنى خود کردند يا فنيقى‌هاى مال‌اندوز و کارتاژهاى سوداگر.


هزينه‌هاى نجات

هزينه‌هاى نجات هزينه‌هائى است که براى نجات کشتى و محمولات آن از حادثه، در حالى‌که خطر و عواقب ناشى از آن منافع موجود در آن سفر دريائى را مورد تهديد قرار داده است به مصرف مى‌رسد و معمولاً به‌ حساب زيان همگانى منظور خواهد شد. چنانچه مالکان کشتى يا صاحبان کالا از پرداخت هزينه‌هاى نجات سر باز زنند، منجى حق توقيف کشتى و کالا را دارد. در تعيين هزينه‌هاى نجات، معمولاً دادگاه يا داوران منتخب با در نظر گرفتن دشوارى عمليات نجات و خطرهائى که نجات‌دهندگان را تهديد مى‌کرده ميزان هزينهٔ نجات را تعيين مى‌کنند. عوامل زير در تعيين هزينهٔ نجات نقش عمده و اساسى دارند:


- تعداد افرادى که کار نجات را انجام مى‌دهند.


- انرژى و مهارت‌هائى که در نجات کشتى و کالا مورد استفاده قرار مى‌گيرد.


- ارزش کالائى که گروه نجات از خطر مى‌رهاند (ارزش کالا، کشتي، سوخت، کرايه( banker value) ارزش دستگاه‌‌ها و تجهيزاتى که براى نجات کشتى و کالاى آن مورد استفاده قرار مى‌گيرد و ميزان خطرى که اين دستگاه‌ها را تهديد مى‌کند.


- ارزش دستگاه‌‌ها و تجهيزاتى که براى نجات کشتى و کالاى آن مورد استفاده قرار مى‌گيرد و ميزان خطرى که اين دستگاه‌ها را تهديد مى‌کند.

عدم تحويل کالا

اصولاً عدم تحويل به ‌وضعيتى گفته مى‌شود که کالاى مورد بيمه يا قسمتى از آن در جريان حمل و به‌دليل نامعلومى مفقود شده باشد و بيمه‌گذار از دريافت کالاى خود محروم شود. به همين دليل چنانچه عدم تحويل کالا مشخص باشد (براى مثال، کالا غرق‌شده يا به‌ سرقت رفته باشد)، اين خسارت عدم تحويل تلقى نمى‌شود و بيمه‌گذار مى‌تواند خسارت وارده را تحت عنوان خطرى که واقع‌شده و معين و مشخص هم است مطالبه کند. در صورتى‌که کالاى تحويل‌شده به بيمه‌گذار از لحاظ تعداد بسته‌ها منطبق با بارنامه باشد، اما کم و کسرى در محتويات آن مشاهده شود، اين کسرى کالا از مصاديق عدم تحويل کالا به‌شمار نمى‌رود، بلکه اصولاً به‌نام خسارت ”کسري“ ناميده مى‌شود و اگر بيمه‌گذار وجهى بابت عدم تحويل کالاى خود از شرکت‌هاى کشتيرانى يا متصديان حمل دريافت کرده باشد، بيمه‌گر محق است آنچه را بابت خسارت عدم تحويل به بيمه‌گذار پرداخته مسترد دارد. بايد اضافه کرد که تعهد شرکت‌هاى کشتيرانى و متصديان حمل، بر اساس شرايط مندرج در بارنامه بسيار محدود و بين ۲۰۰ تا ۵۰۰ دلار براى هر بسته است.

پوشش خطر جنگ

در تمامى قوانين و مقررات بيمه‌اى کشورها به‌صراحت بيان‌شده که جبران خسارت‌هاى ناشى از جنگ، خارج از شمول تعهدات بيمه‌گر است، مگر اينکه بين بيمه‌گر و بيمه‌گذار، برخلاف آن توافقى به‌عمل آمده باشد. استثناءِ خطر جنگ و تعهد نداشتن بيمه‌گر در جبران خسارت، سوابق طولانى دارد. در زمان جنگ بين‌الملل اول، خسارت‌هاى وارده به شناورها و محمولات آنها که به‌علت جنگ يا ناوگان دشمن يا مين‌گذارى در درياها ايجاد شده بود باعث شد که بيمه‌گران خسارت‌هاى زيادى متحمل شوند. در نتيجه دولت‌هاى اروپائى ناگزير در امر بيمهٔ حمل و نقل زمان جنگ مداخله کردند و ضمن حمايت ناوگان‌هاى تجارى با ناوگان‌هاى جنگى خويش، عهده‌دار ارائه پوشش جنگ هم شدند. به اين ترتيب چنانچه در هر يک از انواع بيمه‌ نامى از خطر جنگ برده نشود و در زمينهٔ جبران خسارت وارده توافقى بين دو طرف قرارداد (بيمه‌گر و بيمه‌گذار) صورت نپذيرفته باشد، خسارتى که منشاءِ و عامل آن جنگ، شورش، آشوب يا بلوا باشد در تعهد بيمه‌گر نخواهد بود. در گذشته بيمهٔ خطرهاى جنگ جزءِ جدائى‌ناپذير بيمه‌نامه‌هاى حمل و نقل دريائى بوده است حال آنکه امروزه در بازارهاى بيمهٔ جهان، بيمه‌گران خطر جنگ را با شرايط مخصوص جنگ روى آب( water borne agreement) به بيمه‌نامه‌هاى حمل و نقل ضميمه مى‌کنند.


۱. خطرهاى تحت پوشش شرايط جنگ: مهم‌ترين خطرهائى که بيمه‌گر در زمينهٔ خطر جنگ پوشش مى‌دهد به‌طور خلاصه عبارت است از:


- توقيف محموله، معطل‌کردن يا تصرف کالا و کليهٔ زيان‌هاى ديگرى که ناشى از اينگونه عمليات باشد.


- هرگونه خسارتى‌که از عمليات جنگى يا شبه جنگى پديد آمده باشد.


- خسارت‌هاى ناشى از جنگ‌هاى داخلي، انقلاب، شورش، قيام، يا زد و خوردهاى ناشى از آنها يا هر نوع عمل خصمانه‌اى که عليه يک قدرت متحارب ديگر صورت پذيرد.


- خسارت‌هاى ناشى از مين‌ها، اژدرها، بمب‌ها يا ساير سلاح‌هاى جنگى عمل نکردهٔ سرگردان.


- زيان همگانى و هزينه‌هاى نجات مربوط به پيشگيرى از خسارت يا جلوگيرى از خسارت خطرهاى مورد بيمهٔ فوق که بر اساس قوانين حمل يا عرف و قوانين حاکم تعديل و تعيين شده باشد.


۲. استثناءآت: بيمه‌گر زمان ارائهٔ پوشش جنگ، متعهد جبران خسارت زير نيست:


- از بين‌رفتن، تلف‌شدن و ايجاد خسارت، هزينه‌هاى ناشى از عمل نادرست بيمه‌گذار يا عمل عمدى وي.


- نشت عادي، کم‌شدن وزن يا فرسودگى عادى مورد بيمه.


- خسارت‌هاى وارده قبل از بارگيرى کالا در کشتى اقيانوس‌پيما يا شناور.


- خسارت‌هائى که بعد از گذشت ۱۵ روز از نيمه‌شب روز ورود کشتى اقيانوس‌پيما به بندر بين‌راه يا بندر ترانزيت ايجاد شده است.


- از بين‌رفتن، آسيب‌ديدگى يا هزينهٔ ناشى از عيب ذاتى کالا.


- خسارت‌هاى ناشى از تلف‌شدن يا آسيب‌ديدگى کالا يا هزينه‌هاى ناشى از اعسار يا قصور در ايفاءِ تعهدات مالى مالکان کشتي، اجاره‌کنندگان، متصديان يا مديران.


- هزينه‌هاى نجات کالاى مورد بيمه که غرق‌ شده و بر اساس مقررات خسارت همگانى بايد پرداخت شود و بيمه‌گر طبق مقررات يورک - آنتورپ(۲) تعهدات خود را مى‌پردازد، مشروط بر اينکه تعهدات مغايرتى با شرايط بيمه‌نامهٔ جنگى و قوانين حمل و نقل نداشته باشد.


(۲) . York Antwerp rules: در ۲۶ سپتامبر ۱۸۶۴ با حضور متخصصان بيمه و کشتيراني، کارشناسان خسارت و مالکان کشتى کنفرانسى در شهر يورک تشکيل شد. در اين کنفرانس بحث و تبادل‌ نظرهاى فراوان در خصوص خسارت همگانى به‌عمل آمد و در نهايت مقرراتى در ۱۱ ماده تنظيم و به تصويب رسيد. در تاريخ ۳۰ اوت ۱۸۷۷ با حضور ۶۷ نماينده از کشورهاى مختلف کنفرانس ديگرى در شهر آنتورپ تشکيل شد که مقررات يورک را مورد بازنگرى و اصلاح قرارداد که ۱۲مادهٔ تصويبى به مقررات يورک - آنتورپ معروف شد؛ قواعدى است بين‌المللى براى ايجاد هماهنگى و يکنواختى در بيمهٔ حمل و نقل دريائى که نتيجهٔ مجموعه ديدگاه‌هاى ارائه‌ شده بود و به تشتت آراء خاتمه داد.


- خسارت‌هاى ناشى از عمليات افرادى که براى کسب قدرت به براندازى حکومت اقدام مى‌کنند.


۳. نرخ پوشش جنگ: اصولاً خطر جنگ در بيمهٔ باربرى کالا جزءِ استثناءآتى است که چنانچه شرط خلاف آن مورد موافقت بيمه‌گر قرار گرفته باشد با دريافت حق بيمهٔ اضافى مربوط به جنگ آن را پوشش مى‌دهد. نرخ پوشش جنگى را ”کميتهٔ نرخ‌گذارى خطر جنگى لندن“، هم در مورد بدنه و هم در مورد کالا تعيين و اعلام مى‌کند که نوسان اين نرخ معمولاً به‌شدت درگيرى در مناطق جنگى و تعداد هدف‌هائى دارد که نيروى متخاصم مورد اصابت قرار داده است.