انتفاع  اجتماع از بيمه

هر ذى‌نفعى با پرداخت حق بيمهٔ متناسب با ريسک معين در صورت تحقق ريسک طبق شرايط بيمه‌نامه خسارت و زيان خود را دريافت مى‌کند. در صورتى‌که نقش بيمه تنها ارائه خدمت و پوشش به اشخاص نيست بلکه بيمه به اَشکال مختلف در خدمت جامعه است و تمام مردم مى‌توانند از آن منتفع شوند.

تشويق مردم به پس‌انداز بخشى از درآمد خود

در عمل براى افراد طبقهٔ متوسط جامعه مشکل است که پس‌اندازى از درآمد خود داشته باشند و بعضاً به فکر آن نيز نيستند. فروشندگان بيمهٔ اشخاص با مراجعات مکرر خود و ايجاد نياز، آنان را تشويق به خريد بيمه نامه مى‌کنند و با مراجعات مقطعى براى وصول حق بيمهٔ بيمه‌نامهٔ عمر، آنان را عادت مى‌دهند تا بخشى از درآمد خود را با پرداخت حق بيمهٔ عمر پس‌انداز کنند. در اکثر کشورهاى جهان، نظام تأمين اجتماعى وجود دارد که به‌موجب قانون اجبارى است و بخش عمده‌اى از حق بيمه را نيز کارفرما مى‌پردازد. ولى متأسفانه با افزايش سريع هزينهٔ زندگي، ميزان حقوق بازنشستگى يا مستمرى بازماندگان که نظام تأمين اجتماعى مى‌پردازد براى ادامهٔ زندگى در سطح قابل قبول کافى نيست. به همين دليل است که بيمه‌شدگان تأمين اجتماعى معمولاً به تهيهٔ بيمه‌نامهٔ عمر تکميلى از شرکت‌هاى بيمهٔ بازرگانى اقدام مى‌کنند تا بتوانند در آينده در دوران بازنشستگى تأمين کافى داشته باشند.


انواع بيمه نظير آتش‌سوزي، حمل و نقل، حوادث، مهندسي، محصولات کشاورزى و جزء آن، همه در خدمت جامعه‌ هستند. از طريق بيمه، تمام خسارت‌ها و زيان‌ها بين جامعهٔ بيمه‌گذاران آن رشته سرشکن مى‌شود و در صورتى‌که بخشى از آن از طريق مکانيسم اتکائى وارد بازارهاى بين‌المللى شده باشد، جامعهٔ عظيم بيمه‌گذاران جهانى در پرداخت خسارت‌هاى سنگين مشارکت مى‌کنند.

بيمه، يک‌نوع سرمايه‌گذارى

بیمه نه‌تنها ریسک را به دوش خود منتقل می‌کند بلکه ابزار مهم و مناسب پس‌اندازی نیز است. در بیمهٔ عمر ، بیمه‌گذار در تمام سال‌های اعتبار قرارداد ، حق بیمهٔ یکسانی می‌پردازد ، یعنی حق بیمهٔ سال اول با حق بیمهٔ سال آخر برابر است. بنابراین ملاحظه می‌شود که بیمه‌گذار در سال‌های اولیهٔ قرارداد ، مبلغی بیشتر از حق بیمهٔ ریسک می‌پردازد و در سال‌های آخر برخلاف ، این بخش از حق بیمه حجم بالائی را تشکیل می‌دهد. شرکت‌های بیمه از محل سرمایه‌گذاری آن درآمدهای خوبی به‌دست می‌آورند که البته بخشی از آن به بیمه‌گذار تعلق می‌گیرد. بخش پس‌اندازی بیمه‌نامه‌های عمر همانند پس‌انداز در بانک است ، به طوری‌که بیمه‌گذار می‌تواند از محل ذخایر ریاضی بیمه‌نامهٔ خود وام بگیرد و یا آن را بازخرید کند یا اینکه تبدیل به سرمایهٔ مخفف نماید. بیمه‌نامهٔ عمر تسهیلات دیگری نیز دارد که جای بحث مفصل آن اینجا نیست. در بیمهٔ آتش‌سوزی و سایر بیمه‌های اموال ، بیمه‌گر حق بیمه را هنگام صدور بیمه‌نامه دریافت می‌کند و متعهد پرداخت خسارت احتمالی در آینده طی مدت اعتبار قرارداد است.


در فاصله زمانی بین زمان شروع اعتبار قرارداد و زمان تحقق خطر به‌ویژه در بیمه‌های مسئولیت که ممکن است سال‌ها به‌طول انجامد تا دادگاه رأی صادر کند ، بیمه‌گر فرصت دارد که درآمد حق بیمهٔ خود را که سرمایهٔ هنگفتی هم است در محل‌های مخلتف نظیر اوراق بهادار ، خرید سهام ، ایجاد مؤسسات تولیدی و خرید مستقلات سرمایه‌گذاری کند. البته ناگفته نماند از آنجا که ذخایر فنی مؤسسات بیمه ما به‌ازاءِ تعهدات آنها در آینده است و باید ضمن تأمین سود تضمین‌شده به‌سهولت تبدیل‌پذیر به وجه نقد نیز باشد لذا برای سرمایه‌گذاری شرکت‌های بیمه آئین‌نامه و مقررات خاصی پیش‌بینی می‌شود. هم‌اکنون شمار کثیری از مؤسسات بیمه نه‌تنها کلیهٔ هزینه‌های خود را از محل درآمد سرمایه‌گذاری تأمین می‌کنند بلکه از محل درآمد سرمایه‌گذاری تسهیلاتی نیز برای بیمه‌گذاران اختصاص می‌دهند. سرمایه‌های عظیمی که از محل جمع‌آوری حق بیمه‌های اندک بیمه‌گذاران رشته‌های مختلف به این صورت ایجاد می‌شود می‌تواند در شکوفائی و توسعهٔ اقتصاد ملی نقش ارزنده و اساسی ایفاء کند.

بيمه و ساير انواع طرح‌هاى مشابه، حامى وابستگان است

انواع بیمه‌های عمر و حوادث ، بهداشت و درمان ، از کارافتادگی ، بیکاری ، تأمین هزینه‌های تحصیل و جزء آن ، همه بیمه‌هائی هستند که در صورت نبود آنها خانواده و وابستگان باید هزینه‌های مربوط را خود تحمل کنند. صحیح است که بخش‌های عظیمی از طبقات مختلف جامعه تحت پوشش تأمین اجتماعی قرار دارند ولی هستند کسانی‌که تحت پوشش این نظام قرار ندارند و از نظر اقتصادی هم در موقعیتی نیستند که پس‌اندازی برای تأمین آیندهٔ خود داشته باشند. برای این‌گونه افراد رهائی از وابستگی مالی به خانواده ، انواع بیمه راه‌حل مناسبی است. زیرا بیمه از سایر سیستم‌ها و روش‌های حمایتی به نسبت ارزان‌تر است. طرح‌های دیگری که با کمک و حمایت دولت ایجاد می‌شوند نیز کمک مؤثری است در حمایت مالی خانواده؛ مثلاً طرحی را دولت برای کارگران ایجاد می‌کند ولی عضویت کارگران در آن سیستم اختیاری است.


طرح دیگر اینکه دولت سیستم را طراحی و ایجاد و اجراء آن را به بخش خصوصی واگذار می‌کند ، نظیر طرح بیمهٔ بهداشت همگانی. همچنین طرح بیمه ممکن است تنها با پرداخت کل حق بیمه‌ای که استفاده‌کنندگان می‌پردازند اداره شود یا اینکه بخشی از حق بیمه را کارفرما یا دولت از محل مالیات یا هر دو تأمین کنند. در ضمن ، خطرهائی وجود دارد که بیمه توانائی ارائه پوشش برای خسارت‌های ناشی از تحقق آنها را ندارد. برای چنین خطرهائی نظیر خسارت‌های مالی و جانی ناشی از نیروگاه‌های هسته‌ای و استفاده از انرژی و برخی از خطرهای فاجعه‌آمیز طبیعی ، دولت با همکاری بیمه‌های بازرگانی اقدام به تأسیس صندوق‌های حمایتی می‌نمایند تا آحاد جامعه با حمایت دولت پوشش کافی داشته باشند. برای حمایت از بازرگانی بین‌المللی و صادرکنندگان با حمایت دولت و مشارکت شرکت‌های بیمه ، شرکت‌های تضمینی و اعتباری تخصصی تأسیس می‌شود و برای آن‌دسته از خطرهائی که معمولاً شرکت‌های بیمه آنها را بیمه نمی‌کنند (نظیر ورشکستگی یا اعسار خریدار ، استنکاف خریدار از پرداخت قیمت کالا ، اعمال سیاست‌های ارزی ، وقوع جنگ و جزء آن) صندوق ضمانت صادرات تأسیس می‌شود.

تأثير بيمه در کاهش خسارت‌ها

بيمه تأثير به‌سزائى در کاهش خسارت دارد: ”۱. از طريق اعمال نرخ متناسب با ريسک“: هرچه امکانات پيشگيرى و اطفائى بيشتر باشد بيمه‌گر حق بيمهٔ کمترى از بيمه‌گذار مطالبه مى‌کند؛ ”۲. از طريق توصيه‌هاى ايمني“: کارشناسان بيمه‌گر با انجام بازديد اوليه و بازديدهاى مقطعى توصيه‌هاى ضرورى را درجهت کاهش احتمال وقوع خطر به بيمه‌گذار مى‌نمايد. به تجربه ثابت شده است که توصيه‌هاى ايمنى بيمه‌گر بسيار مفيد و مؤثر است. در بيمه‌هاى اشخاص، بيمه‌گر از طريق معاينات پزشکى و پرسشنامهٔ پزشکى و توصيه‌هاى ضروري، احتمال تحقق خطر را کاهش مى‌دهد؛ ”۳. از طريق تشويق بيمه‌گذار در کاهش ميزان خسارت“: بيمه‌گر کليهٔ هزينه‌هاى بيمه‌گذار را که در جهت کاهش ميزان خسارت وارده انجام مى‌گيرد، ولو اينکه منجر به نتيجهٔ مثبت هم نباشد، درحد معقول مى‌پردازد. بيمه‌گر از طريق کارشناسان متخصص خود و با استفاده از تجربيات گذشته توصيه‌هاى ارزنده‌اى در جهت کاهش احتمال تحقق خطر و در صورت تحقق خطر براى کاهش خسارت وارده در اختيار بيمه‌گذار قرار مى‌دهد.

تأثير بيمه در رقابت‌هاى بازرگانى

بيمه، شرکت‌هاى بازرگانى کوچک را قادر مى‌سازد تا با شرکت‌هاى بزرگ در شرايط مساوى رقابت کنند زيرا شرکت‌هاى بازرگانى کوچک، سرمايه و امکانات توليدى محدودى دارند. ناگزير اموال، ماشين‌آلات و تأسيسات خود را بيمه مى‌کنند زيرا قادر به مقابله با ريسک نيستند ولى مؤسسات بازرگانى بزرگ از آنجا که از نظر مالى و سرمايه ازمنابع مختلف تغذيه مى‌شوند و خطرهاى آنها نيز متنوع و از نظر جغرافيائى توزيع مناسبى دارد در نتيجه ممکن است به‌صورت خود بيمه‌گرى آن را اداره و خسارت‌هاى خود را از محل ذخاير و امکانات مالى خود تأمين کنند. در صورتى‌که براى مؤسسهٔ بازرگانى کوچک، خود بيمه‌گرى توجيه فنى دارد و بهتر است تأمين بيمه‌اى داشته باشند و اين امتياز خوبى براى شرکت کوچک محسوب مى‌شود. البته درکنار آن دو نکته، يکى به‌ضرر بازرگانان کوچک و ديگرى به‌نفع آنها درخور توجه است. نکتهٔ اول اينکه توجه بازار جهانى بيمه در جهتى است که به بازرگانان بزرگ که سرمايه‌هاى بالائى دارند نرخ به مراتب پائين‌ترى پيشنهاد مى‌کنند در صورتى‌که بازرگانان کوچک ناگزير حق بيمهٔ بالاترى مى‌پردازند و اين مطلب، هزينه‌هاى آنها را بالا مى‌برد و رقابت دشوار مى‌شود. نکتهٔ دوم اينکه مؤسسات بزرگ بازرگانى در معرض ريسک‌هاى متنوع و بالا قرار دارند و بايد حق بيمهٔ متناسب با آن را بپردازند در حالى‌که مؤسسات بازرگانى کوچک فاقد اينگونه ريسک‌ها هستند.