شناخت طرح

حسابرسان به منظور ارزيابى اهميت هدف‌هاى ممکن حسابرسى و بررسى امکانات دستيابى به آنها بايد علاوه بر ساير موضوعات، نسبت به طرح مورد حسابرسى شناخت کافى به‌دست آورند شناخت حسابرسان ممکن است بر پايه دانش و آگاهى قبلى دربارهٔ آن طرح و اطلاعات کسب شده از طريق پرس‌وجو و مشاهدات آنان در برنامه‌ريزى حسابرسى شکل گيرد. دامنه و گستردگى اين پرس‌وجوها و مشاهدات در حسابرسى‌ها متفاوت خواهد بود و ضرورت دارد ويژگى‌هاى اختصاصى طرح از قبيل موارد زير مورد شناخت قرار گيرد:


- قوانين و مقررات:

معمولاً طرح‌هاى دولت از طريق قانون وضع مى‌شود و نسبت به بخش خصوصى تحت تأثير قوانين و مقررات خاص بيشترى قرار دارد. به‌طور مثال، معمولاً آنچه بايد انجام گيرد، چه کسى بايد انجام دهد، هدفى که بايد به آن دست يافت، تعداد افرادى که مشمول دريافت خدمات هستند و چه مقدار مى‌توان بابت هر کار خرج کرد را قوانين و مقررات وضع مى‌کند. کسب شناخت از قوانين وضع کننده طرح مى‌تواند در جهت شناخت خود طرح، اساسى باشد. هم‌چنين کسب چنين شناختى ممکن است در تشخيص قوانين و مقررات موضوعه که از نظر هدف حسابرسى قابل توجه است، يک گام ضرورى باشد.


- منظور و هدف:

منظور، يعنى نتيجه يا اثرى که خواسته شده يا مورد انتظار است و مى‌تواند بدون اينکه اظهار شود وجود داشته باشد. هدف، سطح عملکرد خواسته شده يا مورد انتظار را کمّى مى‌کند. قانونگذار هنگام تهيه طرح، منظور از طرح را مشخص مى‌کند. با اين حال مديريت انتظار دارد تا براى تمهيدات، عمليات، ستاده‌ها و نتايج طرح، هدف را تعيين کند. حسابرسان ممکن است از منظور و هدف به‌عنوان معيار ارزيابى نتايج طرح استفاده کنند.


و هدف به‌عنوان معيار ارزيابى نتايج طرح استفاده کنند.


- عوامل توليد:

عوامل توليد عبارتند از مقدار منابع (بر حسب پول، مواد، تعداد کارکنان و نظاير آن) که در اختيار طرح گذاشته مى‌شود. اين منابع ممکن است از داخل يا خارج از واحد مجرى طرح تأمين شود. معيارهاى عوامل توليد مى‌تواند ابعاد مختلفى نظير بهاء تمام شده، زمان‌بندى و کيفيت داشته باشد. ارزش پولي، ساعات کار کارکنان و مترمربع از فضاى ساختمان را مى‌توان نمونه‌هائى از معيارهاى اندازه‌گيرى عوامل توليد دانست.


- عمليات طرح:

عمليات طرح عبارتند از استراتژى‌ها، فرآيندها و فعاليت‌هائى که واحد مورد رسيدگى به‌کار مى‌برد تا عوامل توليد را به ستادها مبدّل سازد. عمليات طرح تابعى از کنترل‌هاى مديريت مى‌باشد که متعاقباً در اين مبحث مورد بحث قرار مى‌گيرد.


- ستاده‌ها:

ستاده‌ها يعنى مقادير کالا يا خدماتى که فراهم مى‌شود. نمونه‌هائى از معيارهاى سنجش ستاده‌ها مى‌تواند تناژ ضايعات توليد، تعداد شاگردان فارغ‌التحصيل و تعداد شاگردان فارغ‌التحصيلى که از استاندارد خاص تحصيلى برخوردار هستند، باشد.


- نتايج:

نتايج، کارهاى انجام شده يا دستاوردهائى است که به دليل انجام تمام يا بخشى از خدمات به‌دست مى‌آيد. نتايج را مى‌توان در طبقى بين نتايج فورى و نتايج بلندمدت مورد بررسى و ملاحظه قرار داد. به‌طور مثال، ممکن است نتايج فورى يک طرحِ آموزش شغل و معيار اثربخشى آن، تعداد افراد فارغ‌التحصيل و مشغول به‌کار شده آن طرح باشد. نتايج نهائى و آزمون اثربخشى آن طرح بستگى به آن دارد که احتمال شاغل ماندن افراد فارغ‌التحصيل برنامهٔ آموزشي، بيشتر از افراد مشابهى باشد که دوره آموزش مزبور را نگذرانده‌اند. نتايج ممکن است ارادى يا غيرارادى باشد و ممکن است تحت تأثير عوامل فرهنگي، اقتصادي، فيزيکي، فن‌آورى خارج از محيط طرح قرار گيرد. حسابرسان ممکن است رويکردهائى از مرحله ارزيابى طرح را به‌کار برند، تا نتايج طرح را از ساير نتايج تفکيک کنند.


راه‌کار تعيين هدف حسابرسى آن است که عناصر طرح به انواع حسابرسى عملياتي، تشريح شده که در فصل دوم، ارتباط داده شود. به‌طور مثال، حسابرسى مربوط به صرفه اقتصادى مى‌تواند بر عوامل توليد تأکيد داشته باشد، يعنى اينکه آيا منابع يا بهاء تمام شده بهينه و با سطح کيفى مناسب تحصيل شده است؟ يا حسابرسى‌هاى مربوط به کارآئى مى‌تواند بر عمليات برنامه يا رابطهٔ بين عوامل توليد (منابع به‌کار رفته) و ستاده‌ها يا نتايجى که بهاء تمام شده هر واحد ستاده‌ها يا نتايج را تعيين مى‌کند تأکيد داشته باشد. حسابرسى طرح مى‌تواند مربوط به تعيين اين موضوع باشد که آيا نتايج طرح، هدف موردنظر را تأمين کرده و آيا نتايج به‌دست آمده بهتر از نتايجى است که مى‌توانست بدون انجام طرح به‌دست آيد. در صورتى‌که حسابرسان در صدد يافتن علل موفقيت يا عدم موفقيت طرح باشند حسابرسى عملياتي، شامل عمليات طرح خواهد بود.