عامل مؤثر ديگرى در برقرارى يک سيستم کنترل داخلى مطلوب، نظارت و بررسى مديريت نسبت به چگونگى انجام امور دستگاه است. وجود چنين نظارت و بررسى سبب مى‌شود که مقررات وضع شده به‌طور جدى‌ترى مورد پيروى قرار گيرد و علاوه بر آن هر نوع نقص يا نقطه ضعف موجود در تشکيلات سازمانى و يا روش‌هاى انجام کار هر چه زودتر آشکار شود تا براى رفع آنها اقدام گردد.


بايد توجه داشت که نظارت و بررسى مديريت يک امر روزمره است و به هر حال کم و بيش در کليهٔ سازمان‌ها صورت مى‌گيرد. مثلاً خواستن و بررسى حساب‌هاى ماهانه، مقايسه کردن نتايج واقعى عمليات با بودجهٔ مطلوب سازمان در صورتى‌که وجود داشته باشد، بازرسى از شعب يا ادارات منطقه، همهٔ اينها اجزائى از نظارت و بررسى مديريت را تشکيل مى‌دهند که اثر آن را در امر کنترل داخلى به سادگى مى‌توان تشخيص داد. در سازمان‌هاى کوچک که حجم عمليات چندان زياد نيست، مديران يا صاحبان سرمايه مى‌توانند بر کليهٔ امور يا حداقل قسمت‌هاى مهم آن نظارت مستقيم داشته باشند و به همين جهت نظارت و بررسى مديريت در اين نوع سازمان‌ها اغلب تابع رويه‌ها و تشريفات خاصى نيست. ولى هر چقدر سازمان‌ها وسيع‌تر و دامنهٔ عمليات آن پراکنده‌تر باشد نظارت شخصى مديران کمتر و مشکل‌تر خواهد بود. در چنين شرايط براى اعمال نظارت و سرپرستى صحيح لازم است مديران از وسايل و ابزارهاى ويژهٔ مديريت از قبيل بودجه‌بندي، بررسى حساب‌هاى دوره‌اي، کنترل بودجه‌اي، حسابرسى داخلى و غيره استفاده بيشترى بنمايند. منظور ما آن نيست که چنين ابزارها فقط در سازمان‌هاى بزرگ قابل استفاده است، چه هر يک از اين وسايل را در هر سازمان ولو آنکه به نسبت کوچک باشد مى‌توان مورد استفاده قرار داد. ولى در دستگاه‌هاى متوسط و بزرگ بدون به‌کار بردن روش‌هائى از اين قبيل، اعمال نظارت و سررستى از طرق مديران به‌طور مؤثر امکان‌پذير نيست و عدم وجود سرپرستى مؤثر از طرف مديران موجب خواهد شد که کنترل‌هاى داخلى مطلوبى در سازمان وجود نداشته باشد.

بودجه‌بندى

بودجه‌بندى يا تهيهٔ بودجه عبارت است از پيش‌بينى نتيجهٔ عمليات دستگاه در طى يک دورهٔ معين در آينده و يا پيش‌بينى وضع مالى آن در تاريخ مشخصى در آينده. بودجهٔ هر سازمان ممکن است از سه قسمت عمده تحت عناوين بودجهٔ عمليات يا بودجهٔ جاري، بودجهٔ سرمايه‌اى و بودجهٔ وجوه نقد يا بودجه نقدى تشکيل شود که بودجهٔ عملياتى در واقع پيش‌بينى صورت سود و زيان يا درآمد و هزينهٔ سازمان را در طى دورهٔ موردنظر تشکيل داده و بودجهٔ سرمايه‌اى پيش‌بينى هزينه‌هاى لازم براى توسعه و ترميم ماشين‌آلات و تأسيسات و هرگونه تغيير در ترکيب اقلام سرمايه‌اى در طى دورهٔ موردنظر مى‌باشد. بودجهٔ نقدى که در واقع پيش‌بينى دريافت‌ها و پرداخت‌هاى نقدى سازمان و خلاصه گردش نقدى آن در طى دورهٔ مربوط مى‌باشد بدان منظور تهيه مى‌شود که قدرت دستگاه براى پرداخت کليهٔ هزينه‌ها و بدهى‌ها در سررسيدهاى معين مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد تا آنکه عمليات موردنظر با توجه به کافى بودن وجوه يا قابل‌ استقراض مورد اقدام واقع گردد.


اهميت بودجه‌بندى از لحاظ کنترل داخلى در آن است که براى تهيهٔ هر نوع بودجه، بالاجبار عمليات دستگاه مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته و در مورد چگونگى عمليات هر يک از قسمت‌ها سياست‌هاى مشخصى اتخاذ مى‌شود. بدين ترتيب عمليات قسمت‌هاى مختلف سازمان تحت برنامه‌هاى مشخص و مرتبطى در مى‌آيد و به انجام امور دستگاه به‌نحوى رضايت‌بخش، و هم‌چنين جلوگيرى از خسارات و زيان‌هاى ناشى از عدم وجود برنامه کمک مى‌شود. مثلاً مواد اوليه بيش از مقدار لزوم خريدارى نمى‌شود يا محصولات در حدى که انتظار فروش آن هست توليد مى‌گردد و در نتيجه، سرمايهٔ دستگاه بى‌جهت راکد نخواهد ماند. حال اگر مجدداً به تعريف کنترل داخلى که در آغاز اين مبحث آمده است مراجعه شود نقش بودجه‌بندى از لحاظ کنترل داخلى با توجه به نکات فوق به‌خوبى روشن خواهد شد.