در زبان حسابدارى هر مبلغى که در نتيجهٔ ”عمليات“ عادى دستگاه به ارزش ويژهٔ آن افزوده گردد ”درآمد“ و هر مبلغى که در نتيجهٔ عمليات عادى آن از ارزش ويژهٔ آن کسر گردد ”هزينه“ و تفاضل درآمد و هزينه ”سود“ يا ”زيان“ خوانده مى‌شود. من‌باب مثال در صورتى‌که جنسى به قيمت تمام شده ۲،۰۰۰ ريال به مبلغ ۳،۰۰۰ ريال فروخته شود از طرفى (با عمل فروش) مبلغ ۳،۰۰۰ ريال درآمد و از طرف ديگر (با عمل از دست دادن کالا) مبلغ ۲،۰۰۰ ريال هزينه ايجاد مى‌گردد، که در نتيجهٔ اين دو عمل مبلغ ۱،۰۰۰ ريال سود به‌دست آمده است. حال اگر در نظر باشد که درآمد خالص يا ”سود“ دستگاه در طىّ عمر کامل آن تعيين شود کافى است مبلغ کل سرمايه‌گذارى از ارزش ويژهٔ واقعى دستگاه در موقع تصفيه کسر گردد، ليکن سود يا زيان ويژهٔ سالانهٔ دستگاه، يعنى تفکيک درآمد خالص آن بين دوره‌هاى معين مالى (که از نقطه‌نظر صاحبان سرمايه و هم‌چنين مديران دستگاه داراى اهميت زيادى است)، مستلزم تعيين درآمدها و هزينه‌هاى هر دورهٔ مالى است که مى‌بايست بر اساس معيار و يا معيارهاى مشخص و مورد قبولى صورت گيرد.


مفهوم ”اصل تعلّق زمانى درآمد و هزينه“ به‌طور خلاصه آن است که درآمدهاى مربوط به هر دورهٔ مالى بر اساس تاريخ يا زمان ”تحصيل“ آن احتساب گرديده و سود هر دورهٔ مالى از طريق احتساب تفاوت درآمدهاى مربوطه و کليهٔ هزينه‌هائى که به يکى از صورت‌هاى زير بر اساس تاريخ يا زمان ايجاد، متعلق به آن دوره است به‌دست مى‌آيد:


ـ هزينه‌هائى که با درآمدهاى تحصيل شده در طى دورهٔ موردنظر ارتباط مستقيم و مشخصى دارد، مانند قيمت تمام شدهٔ کالاى فروخته شده.


ـ هزينه‌هائى که در تحصيل درآمدهاى دوره مؤثر بوده‌اند، ليکن ارتباط آنها با درآمدهاى مذکور غيرمستقيم يا نامشخص است، مانند استهلاک دارائى‌هاى ثابت و يا هزينه‌هاى ادارى.


ـ هزينه‌هائى که با درآمدهاى تحصيل شده در طى دوره به‌طور مستقيم يا غيرمستقيم ارتباط نداشته، ليکن به‌علت عدم ربط آنها به درآمدهاى دوره‌هاى مالى بعد، انتقال آن به دورهٔ بعد نيز غيرعادلانه خواهد بود، مانند خسارات ناشى از عدم وصول مطالبات مشکوک‌الوصول.