آستانهٔ آغاز سدهٔ بیستم دوران همزیستی سبک‌های گوناگون موسیقائی بود. مهم‌ترین این سبک‌ها امپرسیونیسم بود، سبکی که به رساترین شکل در آثار کلود دُبوسی (۱۹۱۸ - ۱۸۶۲) آهنگساز فرانسوی به بیان درآمد. امپرسیونیسم موسیقائی را در مبحث دورهٔ باروک بررسی خواهیم کرد.


اما نخست لازم است به دو نهضت هنری در فرانسه که مرتبط با امپرسیونیسم موسیقائی و کمی مقدم بر آن بوده‌اند بپردازیم: نقاشی امپرسیونیستی و شعر سمبولیستی.


لاگرنوئی‌یه (La Grenouillre، ۱۸۶۹) اثر کلود مونه، نقاشان امپرسیونیست بیش از هر چیز به جلوه‌های نور، رنگ و فضا می‌پرداختند.
لاگرنوئی‌یه (La Grenouillre، ۱۸۶۹) اثر کلود مونه، نقاشان امپرسیونیست بیش از هر چیز به جلوه‌های نور، رنگ و فضا می‌پرداختند.

- نقاشی امپرسیونیستی فرانسه:

در ۱۸۷۴، گروهی از نقاشان فرانسوی از جمله کلود مونه (Claude Monet) ،(۱۸۴۰ - ۱۹۲۶) در پاریس نمایشگاهی برپا کردند. در این نمایشگاه به‌ویژه پرده‌ای از کارهای مونه با عنوان امپرسیون: طلوع خورشید - پرده‌ای مه‌آلود و محو از قایق‌های کوچک در بندرگاه - یک منتقد هنری را چنان از کوره به‌در برد که دربارهٔ آن نوشت: ”حتی کاغذ دیواری بی‌نقش و نگار هم از این چشم‌انداز دریائی پُرمایه‌تر است“. این منتقد با استفاده از عنوان مونه برای این اثر، نمایشگاه این نقاشان را به تمسخر ”نمایشگاه امپرسیونیست‌ها“ نامید. اَنگ امپرسیونیست بر این نقاشان باقی ماند، اما سرانجام معنای استهزاآمیزش را از دست داد.


امپرسیون: طلوع خورشید (۱۸۷۴)، اثر کلود مونه. در نمایشگاهی در پاریس در ۱۸۷۴، این پرده حملهٔ منتقدی که آن را مجموعه‌ای بی‌قواره از وصله پینه‌های کوچک رنگی می‌دانست، برانگیخت. این منتقد به تمسخر و با استفاده از عنوان مونه برای این اثر، نمایشگاه این نقاشان را نمایشگاه امپرسیونیست‌ها نامید. کلود دُبوسی آهنگساز فرانسوی نیز همچون نقاشان امپرسیونیست در القای حالتی سیال و اتمسفری مه‌آلود استاد بود.
امپرسیون: طلوع خورشید (۱۸۷۴)، اثر کلود مونه. در نمایشگاهی در پاریس در ۱۸۷۴، این پرده حملهٔ منتقدی که آن را مجموعه‌ای بی‌قواره از وصله پینه‌های کوچک رنگی می‌دانست، برانگیخت. این منتقد به تمسخر و با استفاده از عنوان مونه برای این اثر، نمایشگاه این نقاشان را نمایشگاه امپرسیونیست‌ها نامید. کلود دُبوسی آهنگساز فرانسوی نیز همچون نقاشان امپرسیونیست در القای حالتی سیال و اتمسفری مه‌آلود استاد بود.

امروزه اغلب ما نقاشی‌های امپرسیونیستی را که تجسمی رنگارنگ از لذت‌های زندگی و زیبائی‌های طبیعت هستند، ستایش می‌کنیم. اما در دههٔ ۱۸۷۰، این آثار را مجموعه‌هائی بی‌قواره از وصله پینه‌های کوچک رنگی می‌شمردند - که اگر از بسیار نزدیک به آنها نگاه کنیم چنین نیز هستند. اما از دور، ضربه‌های قلم به یکدیگر آمیخته و در بافت فرم‌هائی در خور تشخیص و رنگ‌هائی مواج و لطیف محو می‌شوند. نقاش امپرسیونیست بیش از هر چیز به‌گونه‌ای گذرا، سیال و دگرگون‌شونده به جلوه‌های نور، رنگ و فضا می‌پردازد. مونه مجموعه‌ای شامل بیست پرده آفریده (۱۸۹۴ - ۱۸۹۲) که هر کدام کلیسای جامع رو آن (Rouen) را در ساعت‌های مختلف روز، سپیده‌دم تا غروب، می‌نمایاند. در این مجموعه، نمای سنگی کلیسا از جمود و سختی درآمده و به مِهی آغشته به رنگ می‌ماند. نقاشان امپرسیونیست، اغلب نقاشی در فضای باز را به نقاشی در کارگاه ترجیح می‌دادند. این نقاشان مسحور تماشای چشم‌اندازهای زندگی معاصر، نظارهٔ گشت و گذار آدم‌ها در جنگل و ازدحام بلوارهای پاریس بودند. اما امپرسیونیست‌ها بیش از همه مفتون آب بودند. آنها چین‌وشکن آب، موج‌های اقیانوس و قایق‌های بادبانی رود سِن را با رنگ‌هائی روشن و لطیف به تصویر می‌کشیدند.


- شعر سمبولیستی فرانسه:

در همان هنگام که نقاشان امپرسیونیست تصویرگری سنت‌گرایانه از چشم‌اندازهای واقعی ار کنار گذاشتند، نویسندگانی معروف به سمبولیست‌ها در برابر قراردادهای شعر فرانسه سر به طغیان برداشتند. استفان مالارمه (St?phane Mallarm?) ، (۱۸۴۲ - ۱۸۹۸)، پُل ورلن (Paul Verlain) ،(۱۸۴۴ - ۱۸۹۶) و آرتوررمبو (Arthur Rimbaud) ،(۱۸۵۴ - ۱۸۹۱) از شاعرانی بودند که همچون نقاشان امپرسیونیست، بر سَیَلان اثر هنری و توانائی آن در تداعی تأکید داشتند. مالارمه تصریح می‌کند که ?نام بردن از آنچه در ذهن است سه‌چهارم لذت شعر را که لذت حدس و گمان تدریجی است، تباه می‌کند؛ رؤیای شاعر داعی کردن است?. آنان بر جلوه‌های ناب موسیقائی با خوش‌آهنگی واژه‌ها تکیه داشتند.


کلودُبوسی دوست صمیمی بسیاری از شاعران سمبولیست، به‌ویژه مالارمه، بود و شعر ”بعد از ظهر یک فون“ (L´Aprés-midi d´un faune) از این شاعر، الهام‌بخش مشهورترین اثر ارکستری او شد. بسیاری از شعرهای ورلن نیز به‌عنوان کلام آثار آوازی دُبوسی به‌کار گرفته شدند. (مادر همسر ورلن، نخستین معلم پیانوی دُبوسی بود). نقاشی امپرسیونیستی و شعر سمبولیستی، به بسیاری از تحول‌های سدهٔ بیستم شتاب بخشیدند. مبحث کلود دُبوسی به بررسی تأثیر این دو نهضت هنری بر موسیقی می‌پردازد.