آرنولد شونبرگ (۱۹۵۱ - ۱۸۷۴) در وین، شهر موتسارت و بتهوون و برامس، زاده شد. او بر خلاف استادان پیشین، موسیقیدانی کم‌وبیش خود آموخته بود. او در این باره بعدها چنین یادآور شد: ”هشت ساله بودم که آموختن ویولون را آغاز کردم و از همان زمان دست به‌کار آهنگسازی شدم“. شونبرگ دانش عظیمش را در موسیقی با مطالعهٔ پارتیتورها، نوازندگی در گروه‌های مجلسی آماتور و نیز شرکت در کنسرت‌ها فراهم آورد. برامس که در دوران جوانی شونبرگ بزرگ‌ترین آهنگساز زندهٔ آلمان به‌شمار می‌آمد، نخستین بت او در موسیقی شد. چیزی نگذشت که ”معتاد پر و پا قرص واگنر“ نیز شد؛ هر کدام از اپراهای واگنر را بیست تا سی مرتبه دیده بود.


آرنولد شونبرگ نظام دوازده صوتی را بنیان گذاشت و رواج بخشید؛ نظامی که برای سازمان بخشیدن به صداهای زیر و بم شیوه‌ای نو را به آهنگسازان شناساند.
آرنولد شونبرگ نظام دوازده صوتی را بنیان گذاشت و رواج بخشید؛ نظامی که برای سازمان بخشیدن به صداهای زیر و بم شیوه‌ای نو را به آهنگسازان شناساند.

شانزده ساله بود که پدرش درگذشت و ناگزیر شد تا برای چندین سال کارمند بانک شود. هنگامی‌که در بیست‌ویک سالگی این شغل را از دست داد، بر آن شد تا خود را وقف موسیقی کند. با رهبری گروه کُر کارگران آهنگر در یک مرکز صنعتی در حومهٔ وین نان بخورونمیری به‌دست می‌آورد. با تنظیم اُپرت‌های آهنگسازان مردم‌پسند آن زمان برای ارکستر نیز درآمد ناچیزی داشت. اجراء نخستین آثارش با خصومت شنوندگان سنت‌پرست وینی رویارو شد. پیشنهاد یک منتقد آن بود که شونبرگ بدون کاغذ نت در دارالمجانین نگهداری شود.


در ۱۹۰۴، شونبرگ تدریس تئوری موسیقی و آهنگسازی را در وین آغاز کرد. شخصیت او برانگیزندهٔ عشق و سرسپردگی شاگردانش شد. دو تن از مریدان او، آلبان برگ و آنتون وبرن، خود آهنگسازانی پیشرو شدند.


حدود سال ۱۹۰۸، شونبرگ با دست کشیدن از نظام سنتی تونال گامی انقلابی برداشت. او در یادداشتی بر برنامهٔ نخستین ساخته‌های آتونال خود چنین آورده است: ”مخالفت‌هائی را که می‌باید بر آنها چیره شوم از پیش احساس کرده‌ام“ او مردی متهور بود: ”رسالتی دارم و وظیفه‌ای ... و بیش ار هر چیز منادی اندیشه‌ای هستم“. حجم آفریده‌های او در سال‌های ۱۹۰۸ تا ۱۹۱۵ باور نکردنی بود. در این سال‌ها، او علاوه بر آفرینش برق‌آسای آثاری فراوان و خیره‌کننده یک کتاب هارمونی منتشر ساخت، لیبرتوهای آثارش را نوشت و نقاشی‌هایش را در نمایشگاه نقاشان اکسپرسیونیست آلمان به نمایش گذاشت.


در پی این سال‌های پُربار، دوره‌ای هشت‌ساله فرا رسید؛ جنگ جهانی اول و سال‌های دشوار پس از آن، سال‌هائی که شونبرگ طی آنها هیچ اثری منتشر نساخت. او در جستجوی شیوه‌ای بود تا به دستمایه‌های موسیقائی نوئی که کشف کرده بود سازمان بخشد. سرانجام در تابستان ۱۹۲۱ به یکی از شاگردانش گفت: ”کشفی کرده‌ام که رجحان و برتری موسیقی آلمان را در صد سال آینده تضمین خواهد کرد“. از ۱۹۲۳ تا ۱۹۲۵ به انتشار آثاری پرداخت که با بهره‌گیری از نظام دوازده‌صوتی نویافته‌اش ساخته بود. گرچه موسیقی او شنوندگان فراوان نیافت اما توجه بسیاری از موسیقیدانان مهم را جلب کرد. در پنجاه و یک سالگی یک منصب مهم آکادمیک یافت و سرپرست کلاس عالی آهنگسازی در آکادمی هنرهای پروس در برلین شد.


دوران ارج و منزلت او در ۱۹۳۳ با سیطرهٔ نازی‌ها بر آلمان یکباره سرآمد و از هیئت علمی آکادمی پروس اخراج شد. این تجربهٔ خردکننده سبب شد تا او بار دیگر به یهودیت رو آورد (در هجده سالگی به کیش پروتستان درآمده بود). در همین سال او و خانواده‌اش آلمان را به قصد ایالات‌متحد ترک کردند و در آنجا چندی نگذشت که به عضویت هیئت علمی بخش موسیقی دانشگاه لوس آنجلس کالیفرنیا درآمد. اما شونبرگ حس می‌کرد در کشوری که اقامت در آن را برگزیده است نادیده انگاشته می‌شود. موسیقی‌اش به‌ندرت اجراء می‌شد و او کمک مالی بنیاد گوگنهایم را نپذیرفت. در هفتاد سالگی، با مقرری ماهانهٔ کمتر از ۴۰ دلار وادار به بازنشستگی از دانشگاه UCLA شد. در ۱۹۴۷ نوشت: ”خوب می‌دانم که نباید تا چند دههٔ دیگر در انتظار درک شایستهٔ کار من بود و می‌دانم که نگارش آنچه تقدیرم به من فرمان داده - خواه در این کار موفق بوده یا نبوده باشم - رسالت تاریخی‌ام بوده است“. اما زمان درک و دریافت آثار شونبرگ زودتر از آنچه خود گمان می‌برد فرا رسید. پس از مرگش در ۱۹۵۱، آهنگسازان سراسر جهان به‌گونه‌ای فزاینده نظام دوازده صوتی را پیش گرفتند و تا امروز نیز این نظام تأثیر چشمگیر خود را بر موسیقی حفظ کرده است.