فلیکس مندلسون (۱۸۴۷ - ۱۸۰۹) آهنگسازی رمانتیک بود که موسیقی‌اش ریشه‌ای ژرف در سنت کلاسیک داشت. او در هامبورگ آلمان و در خانواده‌ای ثروتمند و سرشناس زاده شد. پدرش بانک‌دار، و پدربزرگش موسا مندلسون فیلسوف معروف یهودی بود. فلیکس، برادر و دو خواهرش یا آموزه‌های مذهب پروتستان بار آمدند. (پدر مندلسون به مذهب پروتستان درآمده بود - م).


فلیکس مندلسون، آهنگساز، پیانیست و رهبر برجستهٔ ارکستر که نقاشی بااستعداد و نویسنده‌ای ممتاز نیز بود و بر چهار زبان تسلط داشت.
فلیکس مندلسون، آهنگساز، پیانیست و رهبر برجستهٔ ارکستر که نقاشی بااستعداد و نویسنده‌ای ممتاز نیز بود و بر چهار زبان تسلط داشت.

استعداد مندلسون در موسیقی هم‌اندازه استعداد موتسارت پیشرس و شگرف بود. در نُه سالگی پیانیستی برجسته به‌شمار می‌آمد و پیش از سیزده سالگی، سنفونی، کنسرتو، سونات و آثار آوازی فراوان آفریده بود، اما کیفیت آثار دوران نوجوانی او حیرت‌انگیزتر از کمیت آنها است. اوورتور رؤیای شب نیمهٔ تابستان (۱۸۲۶) - الهام گرفته از اثر شکسپیر با همین نام - که در هفده سالگی ساخته است، شاهکاری شگفت و نوآورانه است. مندلسون نوجوان تا پیش از بیست سالگی، آثارش را در محفل‌های موسیقی یکشنبه‌ها، در تالار پذیرائی خانه و با ارکستری خصوصی اجراء می‌کرد. در این محفل‌ها، روشنفکران و نخبگان هنری برلین، شهری که خانواده‌اش در آن ساکن بود، شرکت داشتند.


مندلسون بیست‌ساله در ۱۸۲۹ نخستین‌بار پس از مرگ باخ، اجراء پاسیون سن ماتیو را رهبری کرد. این اجراء تاریخی، سبب درخشش دیگر بارهٔ موسیقی باخ شد و برای مندلسون آوازه‌ای جهانی به ارمغان آورد. مندلسون اغلب به‌عنوان نوازندهٔ پیانو و ارگ و رهبر ارکستر در آلمان و انگلستان، کشوری که موسیقی‌اش در آن محبوبیتی ویژه داشت، به اجراء و رهبری می‌پرداخت. هنوز بیست‌وشش سال بیش نداشت که رهبر ارکستر گواندهاوس لایپزیگ (Leipzig Gewandhaus) شد و آن را به یکی از بهترین ارکسترهای اروپا بدل ساخت. او برای نخستین‌بار پس از مرگ شوبرت سنفونی دو ماژور بزرگ را که دوستش روبرت شومان آن را کشف کرده بود، رهبری و دو سنفونی از شومان را نیز برای نخستین‌بار اجراء کرد. هنوز گوئی این دستاوردها برایش کافی نبود، و در سی‌وسه سالگی کنسرواتوار لایپزیگ را بنیان گذاشت.


مندلسون گذشته از موسیقی، نقاشی با استعداد و نویسنده‌ای ممتاز بود و بر چهار زبان تسلط داشت. او مردی بسیار موقر و دلنشین، و با محافل اشرافی دمساز بود. در انگلستان اغلب با ملکه ویکتوریای جوان دیدار و هنگام اجراء آوازهایش توسط ملکه، یا پیانو او را همراهی می‌کرد. زندگی خصوصی‌اش به مراتب متعارف‌تر از اغلب هنرمندان رمانتیک بود: در ازدواج سعادتمند بود و چهار فرزند داشت.


نقطهٔ اوج زندگی هنری مندلسون، نخستین اجراء موفقیت‌آمیز اوراتوریوی ایلیا (Elijah) به سال ۱۸۴۶ در بیرمنگام انگلستان بود. روزنامهٔ تایمز لندن دربارهٔ این اجراء چنین گزارش داد: ”آخرین نت ایلیا در غریو تحسینی ممتد، طولانی و پُرشور غوطه‌ور شد“ اما سفر مداوم و کار طاقت‌فرسا، توش و توان او را تحلیل برد. مرگ یکی از خواهران دلبندش در ۱۸۴۷ بر او بسیار گران آمد و پنج ماه پس از آن در سی‌وهشت سالگی درگذشت.

موسیقی مندلسون

موسیقی مندلسون بازتاب آراستگی و توازن شخصیت او است. موسیقی او تداعی‌کنندهٔ حالت‌هائی گوناگون است، اما از افراط در هیجان پرهیز می‌کند. آثار او به‌گونه‌ای شاخص با بهره‌گیری از موومان‌های سرزنده و چالاک، وضوح بیان و بافت شفاف ارکستری، کیفیتی پری‌وار را انتقال می‌دهند. مندلسون تصویرگر چشم‌اندازهای موسیقائی بود و می‌توانست در آثار برنامه‌دار ارکستری حال و هوائی خاص را تجسم بخشد. برای نمونه، اوورتور هیرید (Hebrides) ،(۱۸۳۲ - ۱۸۳۰ که غار فینگال (Fingal Cave) نیز نامیده شده است) با خیزش‌ها و جوشش‌های صوتی، دریائی متلاطم را می‌نمایاند. موسیقی مندلسون، حتی هنگامی‌که حالتی برنامه‌ای و توصیفی دارد نیز از ساختاری منطقی برخوردار است و بی‌دانستن موضوع توصیفی آن نیز می‌تواند لذت‌بخش باشد.


مندلسون در قالب تمام فرم‌های موسیقائی دوران خود، جز اپرا، آثار فراوانی آفریده است. امروزه اجراء شمار اندکی از آثار او در کنسرت‌ها متداول است، اما همین آثار، بسیار محبوب هست. کنسرتو ویولون - که به بررسی آن خواهیم پرداخت - اوورتورهای رؤیای شب نیمه تابستان و هبرید، سنفونی‌های ایتالیائی و اسکاتلندی (۱۸۳۳ و ۱۸۴۲)، اوراتوریوی ایلیا و نیز تریوی ویولون، ویولنسل و پیانو در ر مینور (۱۸۳۹)، در شمار آثار معروف مندلسون هستند. مجموعه قطعه‌های کوتاه او برای پیانو به‌نام آوازهای بی‌کلام (۱۸۴۵ - ۱۸۲۹) پس از مدتی متروک ماندن، اکنون بار دیگر مطرح شده‌اند. در این قطعه‌ها ویژگی‌های اساسی هنر مندلسون، یعنی شور و نشاط جوانی و نیز حسی تغزلی و آمیخته به رنگ مایهٔ حزن سودائی آشکار دیده می‌شوند.


- کنسرتو برای ویولون و ارکستر در می ‌مینور، اپوس ۶۴:

دوستی مندلسون با کنسرت مایستر ارکسترش، فردیناند داوید (Ferdinand David) ویولونیست مشهور، الهام‌بخش کنسرتو ویولون او بود. مندلسون در نامه‌ای به او چنین نوشته است: ”مایلم زمستان آینده کنسرتو ویولونی برایت بنویسم. ایده‌ای در می‌مینور در سر دارم که ملودی آغاز آن آرام و قرار برایم نگداشته است“. کنسرتو ویولون مندلسون با نخستین اجراء در ۱۸۴۵ به تکنوازی داوید موفقیتی چشمگیر یافت و از آن پس نیز آمیزهٔ بی‌همتای تغزل و تکنیک نوازندگی، آن را به یکی از محبوب‌ترین کنسرتوها بدل ساخته است.


سه موومان این کنسرتو، بدون وقفه‌ای در میان آنها و با بهره‌گیری از تکنیک ویژهٔ آهنگسازان رمانتیک برای پیوند موومان‌ها اجراء می‌شوند. عشق مندلسون به توازن، از راه مشارکت و تقابل تکنواز و ارکستر در این اثر بازتاب یافته است. تم‌ها یکی پس از دیگری سربرآورده و از نظر رنگ صوتی و بیان موسیقائی، تضادی زیبا پدید می‌آورند. در لحظه‌ای، ویولونیست به اجراء ملودی پرداخته و ارکستر محتاطانه همراهی‌اش می‌کند؛ لحظه‌ای دیگر، بادی‌های چوبی تکه‌هائی از تم را ارائه می‌کنند و تکنواز به اجراء پاساژهائی چالاک و خیره‌کننده می‌پردازد.