کلارا ویک شومان (Clara Wieck Schumann) یکی از پیانیست‌های پیشرو سدهٔ نوزدهم بود که شمار فراوانی از آثار همسرش روبرت شومان و دوست صمیمی‌اش یوهانس برامس را برای نخستین‌بار به اجراء درآورد. او در لایپزیگ آلمان زاده شد و فرزند ماریان ویک، آوازخوان و پیانیست، و فریدریش ویک، استاد سرشناس پیانو بود. پدرش او را چنان تعلیم داده بود که از کودکی اعجوبه باشد، از راه نوازندگی به کسب درآمد بپردازد و همچنین برجستگی شیوهٔ آموزشی او را به نمایش بگذارد. او از دوازده تا بیست سالگی در سراسر اروپا به اجراء آثاری، که به‌طور معمول یک یا دو اثر ساختهٔ خودش را نیز شامل می‌شد، پرداخت و با استقبال فراوان رویارو شد.


کلارا ویک شومان، از پیانیست‌های پیشرو سدهٔ نوزدهم و سازندهٔ آوازها، قطعه‌های پیانو و موسیقی مجلسی.
کلارا ویک شومان، از پیانیست‌های پیشرو سدهٔ نوزدهم و سازندهٔ آوازها، قطعه‌های پیانو و موسیقی مجلسی.

کلارا ویک به رغم مخالفت جدی پدر، یک روز پیش از بیست‌ویکمین سالروز تولدش، با روبرت شومان ازدواج کرد. او در چهارده سال زناشوئی، همزمان با نگهداری از هفت فرزند (یکی از فرزندان شومان در کودکی مُرده بود) به اجراء کنسرت و آهنگسازی - هر چند در مقیاسی محدودتر - و نیز رسیدگی به همسر بسیار حساس خود می‌پرداخت. سال ۱۸۵۳ برای کلارا شومان اهمیتی ویژه داشت، زیرا در این سال یوهانس برامس، آهنگساز بیست ساله آثارش را برای روبرت و کلارا نواخت و این به دوستی او با کلارا انجامید، رابطه‌ای که تا هنگام مرگ کلارا در ۱۸۹۶پایدار ماند. در همین سال او با یوزف یوآخیم؛ ویولونیست سرشناس نیز آشنا شد و از آن پس اغلب با او به اجراء کنسرت‌های مجلسی می‌پرداخت.


پس از مرگ شومان، کلارا فعالیتش را در مقام نوازنده گسترش بخشید، به‌عنوان استاد پُرآوازهٔ پیانو به‌کار پرداخت و مجموعه آثار همسرش را گردآوری و مرتب کرد. او با اجراء آثار جدی موسیقی از آهنگسازان پیشین همچون باخ موتسارت، بتهوون و نیز با اجراء آثار همسر از دست‌رفته‌اش و برامس، سهم به سزائی در پلایش سلیقهٔ هنری شنوندگان داشت. کلارا شومان در وهلهٔ نخست، هنر خود را نوازندگی می‌دانست. او می‌گوید: ”حس می‌کنم اجراء آثار زیبا، و مهم‌تر از همه آثار روبرت، رسالت من است. پرداختن به نوازندگی .... برایم درست مانند هوائی که تنفس می‌کنم ضرورت دارد“. اعتماد به نفس او در توانائی‌اش برای آفرینش موسیقی کم‌کم کاهش یافت و در سی‌وشش سالگی، پس از مرگ همسر، از آهنگسازی دست کشید. شاید این حالت به سبب نگرش منفی شایع دربارهٔ زنان آهنگساز و نیز ارتباط او با نوابغ بزرگی مانند روبرت شومان و برامس دامنگیرش شده باشد.


تا چندی پیش، کلارا شومان بیشتر به‌عنوان پیانیستی سرشناس شناخته می‌شد که همسر آهنگسازی برجسته و دوست آهنگساز مهم دیگری بوده است، اما در دههٔ اخیر آثار او به‌گونه‌ای فزایندهٔ اجراء و ضبط شده‌اند. این آثار شامل آوازها، قطعه‌های استادانه و تغزلی برای پیانو؛ یک کنسرتو پیانو؛ یک تریو برای پیانو، ویولون و ویولونسل؛ و سه رُمانس برای ویولون و پیانو است.


- رُمانس در سل مینور برای ویولون و پیانو، اپوس ۲۲، شمارهٔ ۲ (۱۸۵۳):

کلارا شومان رُمانس‌های ویولون و پیانو را در ۱۸۵۳، در دورهٔ فوران خلاقیت خود که ملهم از چهل‌وسومین سالروز تولد همسرش بود، ساخته است. این رُمانس‌ها به یوزف یو آخیم، که آنها را برای جورج پنجم پادشاه هانوور اجراء کرد، تقدیم شده‌اند. گفته‌اند که این پادشاه موسیقی‌ دوست از رُمانس‌ها به ”وجد“ آمده و مشتاق تجربهٔ دوبارهٔ لذت شگفت و آسمانی“ شنیدن آنها بوده است.


عنوان رُمانس (romance در زبان انگلیسی و romanze در آلمانی) در سدهٔ نوزدهم اغلب برای قطعه‌های کوتاه تغزلی برای پیانو و یا سازی سولو با همراه پیانو به‌کار می‌رفته است. رُمانس سل مینور نمایانگر استعداد کلارا شومان در ملودی‌نویسی است. این رُمانس به فرم A B A و مشخصهٔ اجرائی آن چنین است: آلگرتو، ملایم و با ملاحت. در بخش‌های آغازی و پایانی (A)، حزنی دل‌انگیز با ملودی ویولون و به‌کارگیری تونالیتهٔ مینور آفریده می‌شود؛ ملودئی که پرش‌های مکرر بالارونده‌ای به فاصلهٔ اکتاو و به سمت صدائی سنکوپ‌دار دارد. یک قسمت انتقالی، بخش A را به ‌نرمی به بخش میانی پیوند می‌دهد. این قسمت انتقالی، فیگوری دونتی را به‌کار می‌گیرد که به‌تدریج ریتمی تندتر یافته تا آنکه با اجراء تریل و عبارت اوج‌گیرندهٔ آغازکنندهٔ بخش B به شکوفائی می‌رسد.


بخش گسترده‌تر میانی (B) گذری از مینور به ماژور را همراه دارد؛ گذر از حزن و اندوهی دل‌انگیز به حالتی بازیگوشانه، آسوده و سبکبار. در این بخش، موسیقی به‌واسطهٔ ایده‌ای استاکاتو و ”جیک جیک“ مانند که ویولون و پیانو آن را به نوبت و یکی پس از دیگری اجراء می‌کنند حالتی سبکبال می‌یابد. سپس، مانند بخش آغازی، قسمتی انتقالی که فیگوری دونتی را به‌کار می‌گیرد، بخش B را به بخش پایانی A که در تونالیتهٔ مینور است، وصل می‌کند. در پایان بخش A، عبارت آغازگر بخش B به‌گونه‌ای بسیار موجز و کوتاه یادآوری شده و به سبب آنکه به جای تونالیتهٔ ماژور در تونالیتهٔ مینور است، حزن‌آلود جلوه می‌کند. رُمانس به‌گونه‌ای نامنتظر با آکوردی ماژور، که با پیتسیکاتوی ویولون همراه است و شاید به دنبال یادآوری حالت بازیگوشانهٔ بخش میانی است، به پایان می‌رسد.