کنسرتوی کلاسیک، اثری است سه موومانی برای تکنواز و ارکستر. در این اثر، چیره‌دستی و توانائی تکنواز در تعبیر موسیقی، با گسترهٔ پهناور رنگ صوتی و دینامیک ارکستر می‌آمیزد. آنچه از این رویاروئی سر برمی‌آ‌ورد، تضاد میان ایده‌های موسیقائی و کیفیت‌های صوتی است که سرشتی دراماتیک و اقناع‌کننده دارد. تکنواز، ستارهٔ این عرصه است و تمام توان و استعدادهای موسیقائی او در این دیالوگ ستیزجویانه به‌کار می‌آیند.


عشق آهنگسازان کلاسیک به توازن، در کنسرتو متجلی است، اثری که در آن تکنواز و ارکستر اهمیتی یکسان دارند. این دو، به‌گونه‌ای متقابل به نواختن خط‌های ملودیک یکدیگر و داد و ستد ایده‌های موسیقائی می‌پردازند. لحظه‌ای تکنواز به نواختن ملودی بر زمینهٔ همراهی ارکستر پرداخته و دمی بعد بادی‌های چوبی ممکن است. در برابر آرپژهای موج‌گونی که تکنواز اجراء می‌کند به گشودن و ارائه تم اصلی بپردازند. موتسارت و بتهوون - بزرگ‌ترین استادان کنسرتو کلاسیک - اغلب به خلق کنسرتوهائی می‌پرداختند که با تکنوازی خودشان به اجراء درمی‌آمد؛ پیانو، ساز تکنواز محبوب آنان بود. ویولون، ویولونسل، هورن، ترومپت، کلارینت و باسون از دیگر سازهائی هستند که در دورهٔ کلاسیک برای آنها کنسرتو ساخته شده است.


کنسرتو نیز مانند سنفونی می‌تواند از ۲۰ تا ۴۵ دقیقه به طول بی‌انجامد. اما کنسرتوی کلاسیک، بر خلاف سنفونی که چهار موومان دارد، سه موومانی است: ۱. تند، ۲. کُند و ۳. تند. کنسرتو، منوئه یا اسکرتسو ندارد.


در موومان اول و گاه در آخرین موومان کنسرتوها، قسمتی به‌نام کادِنتسا (cadenza، اصطلاح ”کادانس سازی“ نیز برای آن به‌کار رفته است - م). (معادل ایتالیائی واژهٔ کادانس) وجود دارد که بخشی تکنیکی و نمایشی، ویژهٔ تکنواز بدون همراهی ارکستر است. نزدیک پایان چنین موومان‌هائی، تداوم موسیقی ارکستر با نواختن آکوردی دیسونانت و کم و بیش ممتد دچار تعلیق می‌شود. این لحظه، در پارتیتور با نشانهٔ فِرماتا (fermata) ( ͡)، به معنای مکث، که بر یک آکورد قرار می‌گیرد مشخص می‌شود. چنین تعلیقی، از آغاز کادنتسا توسط تکنواز خبر می‌دهد. تکنواز طی چند دقیقه، بدون همراهی ارکستر، با اجراء پاساژهائی خیره‌کننده از نت‌های پیاپی گام و آرپژها به نمایش چیره‌دستی خود می‌پردازد. در این قسمت، تم‌های موومان با دگرگونی و در تونالیته‌های تازه ارائه می‌شوند. در پایان کادنتسا، تکنواز یک تریل طولانی و سپس آکوردی را می‌نوازد که همزمان با ورود دوبارهٔ ارکستر به صدا درمی‌آید. در دورهٔ کلاسیک، نوازنده که خود اغلب سازندهٔ اثر نیز بود، به‌طور معمول کادنتسا را بداهه‌نوازی می‌کرد. در چنین آثاری، پارتیتور فقط شامل فِرماتائی بود که محل کادنتسا را نشان می‌داد. اما پس از سدهٔ هجدهم، اهمیت هنر بداهه‌نوازی کاهش یافت و آهنگسازان به نگارش کادنتسا در پارتیتور اثر پرداختند. این کار سبب شد آنان بر چگونگی اجراء آثارشان مهار بیشتری داشته باشند.


سوم مه ۱۸۰۸، اثر فرانسیسکو گویا (۱۸۱۴)، دورهٔ کلاسیک عصر تحول‌های شدید سیاسی و اجتماعی بود، عصری نظاره‌گر انقلاب فرانسه، جنگ‌های ناپلئون و انقلاب آمریکا، گویا، نقاش اسپانیائی، در این پرده، اعدام اسیران اسپانیائی به دست سربازان ناپلئون را تجسمی زنده بخشیده است.
سوم مه ۱۸۰۸، اثر فرانسیسکو گویا (۱۸۱۴)، دورهٔ کلاسیک عصر تحول‌های شدید سیاسی و اجتماعی بود، عصری نظاره‌گر انقلاب فرانسه، جنگ‌های ناپلئون و انقلاب آمریکا، گویا، نقاش اسپانیائی، در این پرده، اعدام اسیران اسپانیائی به دست سربازان ناپلئون را تجسمی زنده بخشیده است.

خواب از هم گسیخته (۱۷۵۰)، اثر فرانسوا بوشه (Francois Boucher)، در گذر اوایل سدهٔ هجدهم، سبک حجیم و سترگ باروک به سبک خودمانی‌تر روکوکو جای سپرد که رنگ‌هائی درخشان‌تر، خط‌هائی منحنی و تزئین‌هائی دلپذیر داشت. بوشه، نقاش فرانسوی سبک روکوکو، برای آثارش مضمون‌هائی تزئینی و دلنشین را برمی‌گزید.
خواب از هم گسیخته (۱۷۵۰)، اثر فرانسوا بوشه (Francois Boucher)، در گذر اوایل سدهٔ هجدهم، سبک حجیم و سترگ باروک به سبک خودمانی‌تر روکوکو جای سپرد که رنگ‌هائی درخشان‌تر، خط‌هائی منحنی و تزئین‌هائی دلپذیر داشت. بوشه، نقاش فرانسوی سبک روکوکو، برای آثارش مضمون‌هائی تزئینی و دلنشین را برمی‌گزید.

مرگ سقراط (۱۷۸۷)، اثر ژاک‌لوئی داوید. در پایان سدهٔ هجدهم، سبک روکوکو با سبک نوکلاسیک که در تلاش دستیابی دوباره به سادگی اصیل و عظمت بی‌طمطراق هنر یونان باستان و روم بود جایگزین شد. هنرمندانی نوکلاسیک همچون ژاک لوئی داوید، نقاش فرانسوی. بر خط‌های مشخص، ساختارهای واضح و مضمون اخلاقی تأکید داشتند.
مرگ سقراط (۱۷۸۷)، اثر ژاک‌لوئی داوید. در پایان سدهٔ هجدهم، سبک روکوکو با سبک نوکلاسیک که در تلاش دستیابی دوباره به سادگی اصیل و عظمت بی‌طمطراق هنر یونان باستان و روم بود جایگزین شد. هنرمندانی نوکلاسیک همچون ژاک لوئی داوید، نقاش فرانسوی. بر خط‌های مشخص، ساختارهای واضح و مضمون اخلاقی تأکید داشتند.

ناپلئون در سن برنار (۱۸۰۰)، اثر ژاک لوئی داوید. بتهوون ابتدا می‌خواست سنفونی سومش (اروبیکا؛ ۱۸۰۴ - ۱۸۰۳) را بناپارت بنامد، زیرا بناپارت را تجسم یک قهرمان می‌دید؛ اما هنگامی‌که دانست ناپلئون خود را امپراتور خوانده است، صفحهٔ عنوان سنفونی را پاره کرد و بر صفحه‌ای تازه آن را چنین نامید: سنفونی قهرمانی، در بزرگداشت خاطرهٔ انسانی بزرگ.
ناپلئون در سن برنار (۱۸۰۰)، اثر ژاک لوئی داوید. بتهوون ابتدا می‌خواست سنفونی سومش (اروبیکا؛ ۱۸۰۴ - ۱۸۰۳) را بناپارت بنامد، زیرا بناپارت را تجسم یک قهرمان می‌دید؛ اما هنگامی‌که دانست ناپلئون خود را امپراتور خوانده است، صفحهٔ عنوان سنفونی را پاره کرد و بر صفحه‌ای تازه آن را چنین نامید: سنفونی قهرمانی، در بزرگداشت خاطرهٔ انسانی بزرگ.

امروزه اجراءکنندگان کنسرتوهای سدهٔ هجدهم، می‌توانند کادنتسا را خود انتخاب کنند؛ آفرینندگان این آثار، کادنتساهائی برای اجراء خود یا برخی شاگردانشان نوشته‌اند و بسیاری از موسیقیدانان سده‌های نوزدهم و بیستم نیز برای کنسرتوهای کلاسیک کادنتسا ساخته‌اند. برای مثال، کادنتساهای بتهوون برای کنسرتو پیانوی موتسارت در رمینور، چنان پُرصلابت و همخوان با روح این اثر هستند که پیانیست‌ها امروزه نیز از آنها استفاده می‌کنند.


موومان اول کنسرتوی کلاسیک گونه‌ای ویژه از فرم سونات دارد، فرمی‌ که دربردارندهٔ دو بخش ارائهٔ تم‌ها است. نخستین بخش ارائهٔ تم‌ها توسط ارکستر اجراء و در آن چند تم در تونالیتهٔ تونیک عرضه می‌شود. این بخش آغازی، برپا دارندهٔ حالت کلی موومان است و ما را چشم به راه آغاز نوازندگی تکنواز می‌کند. دومین بخش ارائهٔ تم‌ها با اجراء نخستین نت‌ها توسط تکنواز آغاز می‌شود. ورود تکنواز ممکن است پُرقدرت یا ملایم و آرام باشد، اما در هر حال به سبب تعلیقی که پیش از آن وجود داشته است تأثیری دراماتیک برجا می‌گذارد. تکنواز، همگام با ارکستر، تم‌های اولین بخش ارائه تم‌ها را بازنمائی کرده و سپس به معرفی تم‌های تازه می‌پردازد. دومین بخش ارائه تم‌ها، به دنبال مدولاسیون از تونالیتهٔ تونیک به تونالیته‌ای تازه، به بخش بسط و گسترش تم‌ها می‌رسد که با بخش ارائه مجدد تم‌ها دنبال شده و سپس کادنتسا و کُودا را در پی دارد. موومان کند میانی، ممکن است فرم‌های متنوعی داشته باشد، اما موومان پایانی اغلب یک روندو یا سونات - روند و تند و چابک است.