طبيعى‌ترين وسيلهٔ آواز، حنجرهٔ طبيعى انسان و ساده‌ترين وسيله ايجاد وزن دست‌هاى انسان است. انسان با بهم زدن دست‌ها وزن را نگاه مى‌داشته و نغمه‌ها و آهنگ‌ها را همراهى مى‌کرده است. بعدها بشر با شاخ حيوانات، سازهاى بادى را اختراع کرد. و سوراخ‌هاى آن را با توجه به اعتقادات نجومى و اعداد مقدس تعبيه نمود. همينطور انواع سازهاى ضربى را اختراع کرد و در تکامل آنها کوشيد. سازهاى زهى با الهام از کمان اختراع شد و کم‌کم نواقص آن را برطرف ساختند.


در کاوش‌هاى باستان‌شناسى سازهاى بادى و زهى به‌دست آمده که تاريخ آنها به چند هزار سال پيش از ميلاد مى‌رسد. همينطور در سنگ‌نبشته‌ها و حجارى‌ها و بر روى اشياء يافت شده، صورت اين سازها حک شده است.


بشر با اختراع سازها و ادوات موسيقي، از الحان و نواهاى مطبوع در ذهنش تقليد نموده و پيوسته در را تکامل آن گام برداشته است.


سازهاى ايرانى در آثار موسيقى‌دانان دوران اسلامى ايران با آلات الحان و گاه به اختصار آلات ناميده شده است. اين سازها در طول تاريخ پرحادثه و ديرپاى ايران تحت تأثير عوامل گوناگونى قرار گرفته که بخشى به تناسب زمان بوده و موجب دگرگونى شکل و ابعاد و ساختار آنها شده و از طرفى با روى کار آمدن سلسله‌هاى غيرايراني، سازهاى غيرايرانى و جديد متداول گشته است. حتى نام سازها يکسان نمانده و يا در هر نقطه‌اى با گويش آن‌جا نام گرفته است.


در دورهٔ اسلامي، سازهاى زهى مضرابى بيش از سازهاى ديگر داراى اهميت بودند.