- خاستگاه‌های پس از جنگ:

سینمای نوی آلمان غربی در راستای نهضت‌های مدرنیستیِ دیگرِ اروپائی و با طرد دستور زبان روائی و القاء جهان‌بینی مارکسیستی، نهضتِ داس نوبه کینو (سینمای نوه) را به راه انداخت که به یکی از مهیج‌ترین حرکت‌های سینمائی در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ بدل شد، و بدین‌سان کشور آلمان دوران طولانی کسوفِ خود را جبران کرد. پس از جنگ جهانی دوم آلمان به دو بخش تقسیم‌ شد، و نهایتاً بخش غربی، جمهوری فدرال آلمان (FRG، با ۳/۶ میلیون نفر جمعیت) و بخش شرقی، جمهوری فدرال آلمان (GDR، با ۵/۱۷ میلیون جمعیت) نام گرفت، و این جدائی تا الحاق دوبارهٔ این دو بخش در ۱۹۹۱، ادامه داشت. در بخش شرقی غالب تجهیزات فیلم به همراه استودیوهای UFA در نیوبابلسبرگ تحت نظارت شوروی درآمد. در ماه مه ۱۹۴۶ مجموعهٔ تسهیلات تولیدی این بخش تحت عنوان کمپانی فیلم آلمان (یا DEFA) ملی اعلام شد و با یارانهٔ دولتی دست به تولید فیلم زد.


اما در بخش غربی، با دخالت آمریکا، اریش پومر، تهیه‌کنندهٔ پیشین UFA به‌عنوان ناظر بر تولید فیلم گماشته شد و پومر به‌نوبهٔ خود با وضع یک سلسله قوانین ضد انحصاری در واقع سیاستی در پیش گرفت تا هیچ صنعت متمرکزی در سینمای آلمان امکان رقابت با آمریکا را نیابد. با این حال از ۱۹۴۶ متفقین تعدادی کمپانی منفرد در آنجا تأسیس کردند و سال‌های ۴۸-۱۹۴۶ شاهد ظهور چند فیلم قابل توجه بود که به مسائل اجتماعیِ بلافاصله پس از جنگِ آلمان در هر دو بخش می‌پرداختند، از جمله، جنایتکاران میان ما هستند (ولفگانگ اشتات، المان شرقی، ۱۹۴۶)؛ سرزمین آزاد (میلو هاربیگ، آلمان شرقی، ۱۹۴۶)، موریتوری (آرتور برونر، آلمان غربی، ۱۹۴۶)؛ در روزگار گذشته (هلموت کوتنر، آلمان غربی، ۱۹۴۷)، و حماسهٔ برلین (روبرت استِمل، آلمان غربی، ۱۹۴۸). این فیلم‌ها با انگ ترومر فلم (فیلم ویرانه‌ها)، چرا که شرایط نابه‌سامان شهرهای آلمان را منعکس می‌کردند، در واقع دورنمائی از سینمای واقعگرای آیندهٔ آلمانی، شبیه به آنچه در ایتالیا می‌گذشت، را به‌دست داده‌اند. اما با رشد تولید به سالانه هفتاد فیلم آلمانی در ۱۹۴۹ و اصلاحاتی که در پول آلمان به‌عمل آمد، رفاهی نسبی در آلمان غربی پدیدار شد و فیلم‌های این بخش از آلمان از موضع خودکاوانه به‌در آمدند و به آثار سبک‌تر و سرگرم‌کننده‌تر روی آوردند.


بازسازی اقتصاد در دههٔ ۱۹۵۰ با سرعت بیشتری دنبال شد و آلمان غربی به پنجمین تولیدکنندهٔ فیلم در جهان بدل شد. با این حال هنوز فیلم‌های بدبینانهٔ روزافزون با انگِ هایمتفیلم (”فیلم‌های خانگی“) همچنان تماشاگران داخلی را مخاطب قرار می‌داد و آلمانی‌ها در مقایسه با فیلم‌های پرزرق و برق هالیوودی، که با سرعتی روزافزون از بازار آمریکا به آلمان سرازیر می‌شدند، این‌گونه فیلم‌ها را نمی‌پسندیدند.


در آلمان شرقی، تولید DEFA همچنان نسبتاً کوچک و از نظر ایدئولوژی متمرکز باقی ماند و به حملات خود بر ضد نازیسم، به‌عنوان همدست دشمنان جامعهٔ نوین سوسیالیستی، ادامه داد.


پیدایش تلویزیون و امکانات سفر به نقاط مختلف جهان در دههٔ ۱۹۵۰ به‌تدریج الگوهای وقت‌گذرانی و تفریح را تغییر داد و تماشاگران سینمای آلمان غربی به شدت کاهش یافتند، درست به‌گونه‌ای که در بخش‌های دیگر اروپا و آمریکا اتفاق افتاده بود. بین سال‌های ۱۹۵۶ و ۱۹۶۸ فروش سالانهٔ بلیت از نهصد میلیون به صد و نود و دو میلیون رسید. تولید داخلی به شدت آسیب دید و صنعت سینمای آلمان غربی راهی نداشت جز آنکه دست به‌سوی دولت فدرال برای دریافت یارانه دراز کند. در آغاز این یارانه در قالب اعتبار تضمین‌شده (اُسفالبور گشافتن) اعطاء شد، اما در ۱۹۶۱ یارانه‌ها محدود شدند زیرا وزارت کشور بر آن شد تا با پرداخت اعتبار به تولید فیلم‌های داستانی به نوسازی سینمای آلمان بپردازد.