توجه به فيلم‌هاى کمدى به سال‌هاى آغاز نمايش فيلم در ايران توسط ابراهيم صحاف‌باشي، روسى‌خان، خان‌بابا معتضدى و اردشيرخان باز مى‌گردد. در اين دوره فيلم‌هاى کمدى وارداتى همچون فيلم‌هاى دو کمدين معروف فرانسوي، پرنس ريگادن و ماکس لندر و نيز فيلم‌هاى پات و پاتاشون دانمارکى و چارلى‌چاپلين مورد استقبال زيادى واقع مى‌شد. صاحبان سالن‌هاى سينما براى حفظ اين استقبال بيشتر مواقع، همراه با نمايش فيلم يک يا دو پرده فيلم خنده‌دار نيز نمايش مى‌دادند.


نخستين فيلم بلند ايرانى فليم ”آبى و رابي“ قالبى کمدى داشت. اين فيلم توسط آوانس اوگانيانس مدير اولين مدرسهٔ آرتيستى سينما در سال ۱۳۰۹ تهيه شد و به نمايش درآمد.


دومين فيلم خنده‌دار، حاجى‌آقا راکتور سينما بود که توسط آوانس اوگانيانس ساخته شد و نسبت به فيلم اول برترى داشت. فيلم با موضوع و ساخت ساده و پيام روان و رگهٔ طنزآميزى که در آن بکار رفته بود، توجه بينندگان سينما را برانگيخت.


اما اولين فيلم ناطق خنده‌دار ايرانى دو دههٔ بعد از دورهٔ رکود سينما يعنى سال ۱۳۲۸، توسط پرويز خطيبى ساخته شد. اين فيلم ”واريتهٔ بهاري“ نام داشت. فيلم‌هاى بعدى شکار خانگى (على دريابيگي)، دستکش سفيد (پرويز خطيبي)، خواب‌هاى طلايى (معزالدين فکري)، و کمرشکن (ابراهيم مرادي) با مضامين مشابه ساخته شدند.


طى سال‌هاى بعد فيلم‌هايى با مضامين تکرارى توسط کارگردانان بطور شتابزده ساخته شدند که بيشتر تقليدى از فيلم‌هاى کمدى خارجى بودند.


دورهٔ پس از ۱۳۲۷ در اعلان‌هاى تبليغاتى و ديوارکوب‌ها، فيلم‌هاى خنده‌دار با عناوين کمدى خانوادگي، کمدى - موزيکال، انتقادي، کمدى تخيلي، کمدى حادثه‌اي،کمدى تاريخى - افسانه‌اى معرفى مى‌شدند. اما هيچيک مختصات کميک فيلم‌هاى کمدى را دارا نبودند و ملاک سنجش رفتارهاى نامعقول آدم‌ها، بى‌قاعدگى داستان و از اين قبيل بود؛ که از کمدى انتقادى فاصلهٔ زيادى داشت و نمى‌توانست اعماق واقعيت‌ها را نشان دهد.


تا نيمهٔ اول دههٔ پنجاه حدود دويست و سى فيلم و سريال ساخته شد که فقط عنوان کمدى را برخود داشتند و در نود و نه درصد موارد تهها به قصد سرگرمى و خنده ساخته مى‌شدند.


در دههٔ چهل که پررونق‌ترين دورهٔ فيلم‌هاى کمدى بشمار مى‌رود، از ۹۵ فيلم ساخته شده، بيش از ۹۰ فيلم در قالب کمدى غيرمؤدبانه ساخته مى‌شد که مملو از لودگى و مزه‌پرانى به همراه رقص و آواز بود. شايد بجز دليل نازل بودن سطح فرهنگ دست‌اندرکاران دليل مهم‌تر سانسور شديدى بود که اعمال مى‌گشت.


بنابر اظهارات و گفته‌هاى کمدى سازهايى چون جلال مقدم، نصرت‌الله وحدت، پرويز خطيبي، محمد متوسلاني، خسرو پرويزي، ارحام صدر و ديگران، فيلم کمدي، مضحکه و بذله‌گويى بيهوده‌اى است و اصولاً قرار نيست مسئله جدى در آن مطرح شود.


واقعيت اين است که کارنامهٔ سينماى ايران از ارزش‌هاى مفاهيم طنز و هزل به معناى عميق آنها خالى است.


فيلم‌هاى خنده‌دار در سينماى ايران، در قالب‌هايى چون کمدى ديوانه‌وار، کمدى خانوادگي، کمدى غيرمؤدبانه، کمدى تاريخى - افسانه‌اي، کمدى موزيکال، کمدى تخيلي، کمدى پليسى - جنايي، و کمدى انتقادى عرضه شده است.


در کمدى ديوانه‌وار، عنصر طنز بندرت يافت مى‌شود و حوادث از روى يک قاعدهٔ معلوم اتفاق مى‌افتند. فيلم‌هاى حسن سياه (پرويز اصانلو، ۱۳۵۱)، دلقک (قدرت‌الله احساني، ۱۳۵۵)، ميليونر (امين اميني، ۱۳۳۳)، نقلعلى (مهدى گل‌سرخي، ۱۳۳۳)، شب‌نشينى در جهنم (موشق سروري، ساموئل خاچيکيان، ۱۳۳۶) را در اين قالب مى‌توان برشمرد.


کمدى‌هاى خانوادگى با مايه‌هاى کم و بيش‌ اجتماعي، با استقبال نسبى مردم روبرو مى‌شود. موضوعاتى چون سنن دست‌وپاگير در راه ازدواج، روابط ممنوع عشقي، آزمندى و مضامينى از اين دست، جوهر اصلى اين آثار را تشکيل مى‌دهند. از کمدى‌هاى خانوادگى مى‌توان، شکار خانگى (على دريابيگي، ۱۳۳۰)، صفرعلى (سعيد نيوندي، ۱۳۳۹)، سه ديوانه (جلال مقدم، ۱۳۴۷) و خانهٔ قمرخانم (بهمن فرمان‌آرا، ۱۳۵۱) و مجموعه‌هاى آلاخون والاخون (محسن هرندي، ۱۳۴۸) و خانه‌بدوش (پرويز کاردان، ۱۳۵۴) را نام برد.


کمدى‌هاى غيرمؤدبانه عليرغم تصويب لايحهٔ نمايش‌ها و سينماها داير بر تهذيب اخلاق عمومى و قطع صحنه‌هاى منافى با اخلاق و عفت، در اندک زمانى رايج شدند. اين فيلم‌ها مضامينى شبيه کمدى‌هاى خانوادگى داشتند. سازندگان اين فيلم‌ها، در تأييد مضامين فيلم‌هاى خود، توجيه‌هاى جامعه‌شناختى مى‌تراشيدند. براساس اين طرزتلقي، کسانى چون نصرت‌الله وحدت، پرويز خطيبي، رضا صفايى و ارحام صدر فيلم‌هايى ساختند. از جمله حاکم يکروزه (پرويز خطيبي، ۱۳۳۷)، تخت‌خواب سه نفره (نصرت کريمي، ۱۳۵۱)، کى دسته گل به آب داده (نصرت‌الله وحدت) و مجموعه تلويزيونى دائى‌جان ناپلئون (ناصر تقوايي، ۱۳۵۴) و خسرو ميرزاى دوم (نصرت کريمي، ۱۳۵۵).


کمدى‌هاى تاريخى - افسانه‌اى با مايه‌هاى تاريخى و اساطيري، همزمان با آغاز فعاليت‌هاى فيلم‌سازى در ايران، ساخته شدند. نخستين فيلم با اين مضمون، شيرين و فرهاد است که در سال ۱۳۱۳ ساخته شد. فيلم بعدي، حاکم يکروزه بود که ۱۸ سال بعد ساخته شد. از ديگر فيلم‌هاى تاريخى - افسانه‌اى مى‌توان، ملانصرالدين (ايرج دوستدار، ۱۳۳۲)، هارون و قارون (نظام فاطمي، ۱۳۴۷)، پسران علاءالدين (امين اميني، ۱۳۴۶)، صمد و فولادزره ديو (جلال مقدم، ۱۳۵۱) و زنبورک (فرخ غفاري، ۱۳۵۴) را نام برد.


کمدى‌هاى موزيکال يا رقص آواز، تحت تأثير نمايش‌هاى سنتى و مضحک چهار صندوق، و ”مضحکه“ها، که بر مبناى داستان‌هاى کوتاه و خنده‌آور توسط چند لوتى و مطرب‌بازى مى‌شدند، پديد آمدند. در اين نوع، عنصر موسيقى تأثير بسيارى داشت. نخستين بار پرويز خطيبى نورى براساس حکايت تاريخى دستهٔ ميرنوروزى و يوسف شاه سراج، فيلم حاکم يکروزه را تهيه کرد. موسيقى اين فيلم‌ها، شکل تغييريافتهٔ صفحه‌هاى آواز و ترانه‌هاى روز همان زمان بود. کمدى‌هاى رقص و آوازى چون مشهدى عباد (صمد صباحي، ۱۳۳۲)، روزنهٔ اميد (سردار ساکر، ۱۳۳۷)، دام عشق (عزيز رفيعي، ۱۳۴۰)، دنياى پول (قدرت‌الله احسانى ۱۳۴۴) و حسن‌کچل (على حاتمي، ۱۳۴۹) با مايه‌هاى عاشقانه عاطفي، رقص و آواز را در جهت بيان حسن کلى اثر و نيز براى تزئين و ايجاد فضايى شاد بکار مى‌گرفتند.


درکمدى‌هاى تخيلي، جوهر اصلي، توهم‌ها و باورهاى ناشناخته است که از اعماق ضمير انسان سر برمى‌آورد. از نمونه‌هاى اين فيلم‌ها، عشق قارون (ابراهيم باقري، ۱۳۴۷)، جدال با شيطان (حسين مدني، ۱۳۳۱)، پريزاد (سيامک ياسمي، ۱۳۵۲) و خيالاتى (منوچهر نوذري، ۱۳۵۲) را مى‌توان برشمرد.


کمدى‌هاى پليسى - جنايى در ايران از آميختن داستانى ماحرايى و پرحادثه با مشتى بذله‌گويى و حرکت‌هاى مضحک پديدار شد. دزد بانک (اسماعيل کوشان، ۱۳۴۴)، سه کارآگاه خصوصى (محمد متوسلاني، ۱۳۴۴)، سه ناقلا در ژاپن (محمد متوسلاني، ۱۳۴۵)، آقا دزده (خسرو پرويزي، ۱۳۴۵)، ولگردان ساحل (قدرت‌الله احساني، ۱۳۴۵)، الماس ۳۳ (داريوش مهرجويي، ۱۳۴۶) نمونه‌هايى از اين نوع کمدى هستند.


بدليل ممنوعيت و محدوديت‌هايى که از سال ۱۳۰۹ به اجرا گذاشته شد، هرگونه انتقاد تنها در حد ايما و اشاره مطرح مى‌شد و حتى در همين حد نيز کمتر به وقوع مى‌پيوست.


در اواخر دههٔ ۴۰ و اوايل دههٔ ۵۰، چند فيلم ساخته شدند که پرداخت و موضوع متفاوتى از ديگر فيلم‌هاى کمدى داشتند و به مسائل و مفاهيم اجتماعى بطور عميق‌ترى مى‌پرداختند: آقاى هالو (داريوش مهرجويي، ۱۳۴۹)، خانوادهٔ سرکار غضنفر (رضا ميرلوحي، ۱۳۵۱)، سازش (محمد متوسلاني، ۱۳۵۳)، اسرار گنج دره جّنى (ابراهيم گلستان، ۱۳۵۳)، مجموعه‌هاى دائى‌جان ناپلئون (ناصر تقوايي)، شبکه صفر (حسن خياط ‌باشي، ۱۳۵۷)، اختاپوس (پرويز صياد، ۱۳۴۶).