پنجره‎هاي ‎آرامگاه ‎شيخ ‎صفي‎الدين ‎اردبيلى- اردبيل
پنجره‎هاي ‎آرامگاه ‎شيخ ‎صفي‎الدين ‎اردبيلى- اردبيل

عمارت تاريخي و باغ فين - كاشان
عمارت تاريخي و باغ فين - كاشان

برطبق نوشته‌هاى مورخين، در ايران باستان‌ از مدت‌ها پيش صنايع چوب، رونق داشته است، متأسفانه چوب همانند سفال، فلز و ديگر آثار هنرى نيست که در طول هزاران سال باقى بماند و به همين دليل، اطلاع و آگاهى ما در اين زمينه کافى نيست. بطورکلى مى‌توان گفت که با وجود آنکه انسان قبل از تاريخ پناهگاه زندگى خود را از غارنشينى آغاز کرده ولى از چوب در گذشته دورترى استفاده کرده است.


از زمان تشکيل امپراطورى هخامنشى در ايران، طبق شواهد موجود، ارزش جنگل و چوب براى هنرمندان کاملا‌ً روشن بوده است و به همين دليل درخت‌کاري، که فقط از نظر توليد چوب اهميت داشته، از آيين ستوده پادشاهان هخامنشى بوده است. کاربرد چوب در معمارى تخت‌جمشيد شوش کاملاً مشهود است. در زمان هخامنشيان چوب بغير از صنايع جنگلي، در امور کشاورزي، کشتى‌سازي، خانه‌سازى و غيره اهميت بسزايى داشته است. از دوره سلوکيان و اشکانيان آثارى در دست نيست. اما بطورکلى مى‌توان گفت که صنايع چوب اشکانيان، مانند ساير صنايع و فنون آنها، همانند هخامنشيان نبوده است. در دورهٔ ساساني، کلاف‌هاى چوبى در ميان جرزها بکار مى‌رفته و از آن براى جلوگيرى از خرابى جرزها استفاده مى‌شده است. همچنين در دورهٔ ساسانيان از چوب براى قاب‌سازى طاق و گنبدها استفاده مى‌نموده‌اند که اين خود انقلابى در فن معمارى بشمار مى‌رفته است و امروزه نمونهٔ آن در ساختمان بقعه بى‌بى شهربانو ملاحظه مى‌شود.


يکى از هنرهاى ظريف در صنايع دستى ايران، هنر منبت‌کارى است که تاريخ ظهور آن نامعلوم است. منبت‌کارى که از زمان‌هاى دور در ايران رواج داشته و على‌رغم بى‌دوامى چوب در برابر عوامل طبيعى و ساير عوامل، آثارى که به جاى مانده، دليل گستردگى اين هنر در ايران مى‌باشد


آرامگاه شيخ عبدالصمد نطنزى - نطنز
آرامگاه شيخ عبدالصمد نطنزى - نطنز

منبت‌کارى هنرى است مشتمل بر حکاکى و کنده‌کارى روى چوب براساس نقشه‌اى دقيق. بنابر اسناد و مدارک موجود، منبت‌کارى در ايران متکى به سابقه‌اى بيش از هزار و پانصد سال است و حتى گروهى از محققان معتقدند که قبل از ظهور ساسانيان نيز منبت‌کارى در ايران رواج داشته؛ اما هيچ بازماندهٔ تاريخى که اين ادعا را اثبات کند، موجود نيست. روش کار در اين هنر و فن همچنان مثل گذشته ا ست، اما در نحوهٔ ساختن ابزار پيشرفت‌هايى حاصل شده است.


در حال حاضر شهرهاى گلپايگان در اصفهان و آباده در فارس مراکز اصلى اين هنر مستند. و هنرمندان با کمک ابزارهايى ساده و ابتدايى و با بهره‌گيرى از مواد ارزان، دست به آفرينش شاهکارهايى مى‌زنند.


يکى از قديمى‌ترين اثر منبت موجود در تاريخ نيمهٔ اول قرن سوم هجرى قمرى بوجود آمده است که يک لنگه در چوبى متعلق به مسجد عتيق شيراز است که زيرساختى از چوب سپيدار دارد و روى آن با خلال‌هايى از چوب گردو و نقوش پرضلعى بسيار زينت شده است. اثر ديگر يک سردر منبت‌کارى شده از چوب کاج است که در قرن چهارم هجرى قمرى ساخته شده است و روى آن با ظرافت کامل خطوط کوفى با قطرى حدود ۳ سانتى‌متر کنده‌کارى شده است. همينطور درهاى چوبى مقبره سلطان محمود غزنوى در هندوستان که متعلق به قرن پنجم ق.م است، را مى‌توان برشمرد. اين شيوه تا ظهور سلجوقيان در گوشه و کنار کشور ادامه داشته، و بتدريج تغيير مى‌کند و منبت‌کارى به‌صورت تزئين چوب با گل و بوته بصورت برجسته و فرورفته رواج مى‌يابد.


در دورهٔ ايلخانى و تيمورى اين هنر ادامه مى‌يابد. از جمله آثار اين دوره، منبر مسجد نائين به تاريخ ۷۱۱ هجرى قمرى است که با اشکال هندسى و برگ‌هاى مدور تزئين شده و نيز صندوق چوبى مرقد حضرت عبدالعظيم در شهر رى قابل اشاره است.


در نيمهٔ دوم قرن هشتم هجرى قمرى صنعت چوب ايران بخصوص در ترکستان غربى به سطح بالايى از لحاظ فنى و هنرى رسيد.


در دورهٔ تيموريان، شيوهٔ صنعتگران دورهٔ ايخانيان ادامه يافت و از نمونه‌هاى خوب اين دوره يک جفت در، متعلق به نيمهٔ دوم قرن پانزدهم ميلادى (قرن نهم هـ . ق) قابل اشاره است. اين آثار در موزه متروپوليتن نگهدارى مى‌شود.


اطلاعات موجود پيرامون صنايع چود در دورهٔ صفويه بيشتر از طريق درهاى مساجد ايرانى و ترکستان غربى و آنچه در موزه‌هاى مختلف از جمله موزه‌هاى گلستان در تهران و موزهٔ برلين وجود دارد بدست مى‌آيد. در اين دوره عدهٔ زيادى از هنرمندان به اصفهان رفتند.


اصفهان در آن زمان بعنوان پايتخت هنرى و محل احداث ابنيهٔ مذهبى و کاخ‌هاى سلطنتى بسيار مورد توجه بود و از اين جهت آثارى بى‌بديل و اعجاب‌انگيز در اين شهر به يادگار گذاشته شد. پس از حملهٔ افغان‌ها، هنرمندان و صنعتگران منبت کار تدريجاً پراکنده و جذب مشاغلى تخصصى شدند. در اين زمان، آباده تنها مرکز تجمع منتب‌کاران کشور به حساب مى‌آمد و در هيچ حاى ديگر از کشورها، نشانى از اين هنرمندان ديده نمى‌شد.