صبح روز پنجشنبه ۱۲ بهمن ماه سال جاری تمامی رسانه ها خبر درگذشت مردی را منتشر کردند که ابعاد گوناگون شخصیت ایشان برای همگان بارز و آشکار بود.

عنوان خبر را از هر کجا می دیدی نشانگر بعدی از شخصیت این مرد فقید بود!

یکی سیاست ایشان را دیده بود و دیگری تدین اش را! یکی تاثیر قلم و تعدد تالیفات او را یاد می کرد و دیگری قدرت کلام و دانش حقوقی و بالاخره همه اینها را می توانستی در کنار هم جمع شده در وجود مردی ببینی که حتی شخصیت گل آقای روزگار نیز به دلیل ظرفیت بالای او، در موضوع قرار دادن او به دفعات، از ایشان نگذشته بود.

صحبت از فقدان و درگذشت دکتر حسن حبیبی است.

او که نامش شاید! برای اهالی هنر هم در کنار اهل سیاست و فقه و فرهنگ آشنا باشد ولی برای نسل عکاسان جوان خیلی مطرح نبود!

او را که بایستی باور کنیم عرصه عکاسی مان در جامعه امروز و فضای کنونی کشور چقدر محتاج به بزرگ مردانی از این جنس بوده و هست.

صفت بزرگی این مرد را نه از آن رو که امروز جسمش را از محل کارش واقع در بنیاد ایران شناسی بر روی دست همکاران و دوستانش بدرقه کردند افزوده باشیم که رسم دوران ما بسیار چنین به خود دیده است، بلکه بزرگی این مرد را می توانیم در خبری که به تاریخ ۱۷ آبان ماه سال ۱۳۹۱ در " ایـنجـا " منتشر کردیم، باور کنیم.

او که شاید! در تمام طول عمر، یک فریم عکس هم نیانداخت که قابل وصف و ذکر و ارایه باشد ولی مشهود و مستند است که از بسیاری از عکاسان این مرز و بوم چنان باورمندانه دفاع کرد که عکاسی امروز مملکت، فقیر ذره ای از باور این مرد در مدیران و مسئولان کارزار فرهنگ و هنر است.

این دانشمند فقید بر مسند ریاست بنیادایران شناسی با چنان باوری به کاربرد و تاثیر هنر و رسانه عکس در شناسنامه کشور نشست و ایمان داشت که نگارنده خاطره روزی را که این مرحوم با عنوان معاون رئیس جمهور در نمایشگاهی غیرعلنی در محیط حوزه هنری برای مسئولین و متولیان سیاست گذار کشور در عرصه فرهنگ جامعه برگزار شد، حضور یافت را هرگز فراموش نخواهد کرد.

روزی که آمد، عکس ها را دید، گفت وشنید، عرق بر پوست سپیدش که کمی از حیرت موضوع عکس ها به کبودی گراییده بود نشست و از دغدغه اش برای کمبودها در فرهنگ و اخلاق اهالی جامعه گفت و رفت! و رفت تا سالها بعد که بر مسند مسئولیت مدیریت بنیادایران شناسی او را یافتیم.

البته برگزاری نخستین جشنواره سراسری عکس ایران شناسی و دومین دوره جشنواره سراسری ایران شناسی و چاپ کتاب این جشنواره نیز می تواند بر این باور گواهی دهد، جشنواره ای که نتایج آن با افتخار بر سینه جشنواره های عکاسی این کشور نقش بسته است.

نگارنده این متن همچون بسیاری از عکاسان حاضر در نشست تقدیر از عکاسان و دست اندرکاران نخستین جشنواره سراسری ایران شناسی که در محل این بنیاد برگزار شد، خوب به یاد دارد که دکتر با وجود کهولت سن و ضعف بنیه جسمی، با چه طمانینه ای ابتدا کلام حاضرین را شنید و در انتها چه شایسته نکات لازم به گفت وگو و بررسی در این نشست را به مسئول جلسه و مدیر جشنواره یادآوری کرد.

این را عکاسان حاضر در آن نشست همچون: کاوس صادقلو، فرزاد هاشمی، فرهاد سلیمانی، محمد مترجم زاده، افشین بختیار، جواد سلیمی، اسعد نقشبندی، حسن غفاری و دیگر حاضرین به خوبی مشاهده کردند و دریافتند.

از ادب دولت این مرد در نخستین دوره جشنواره ایران شناسی همچنان بهره مند بودیم که در مراسم گشایش دومین نمایشگاه جشنواره سراسری عکس ایران شناسی با وجود بیماری و کهولت سن حضور یافت و برای جمع حاضر چنان زیبا از اهداف این حرکت گفت که حجت را بر همگان تمام کرد. آنجا که اعتقاد خود را نسبت به شخصیت عکاس این چنین بیان کرد و گفت: در واقع عكاس، خود در مقام یك پژوهشگر تام و تمام عرض وجود می‌كند و این امر بسیار ارزشمند و برای مدیریت‌ها راهگشا است.

این جمله تمام باور این مرد است به کسانی که امروز بعد از سالها عکاسی و نیل به سن بازنشستگی همچنان توان رسانه عکس را در مقام اثبات به یک مسئول و مدیر بایستی تکرار کنند و هنوز مدیران، راز راهگشای نهفته در کلام و تجربه و دانش این مرد فقید را در گره هزارتوی مشکلات باور ندارند.

در هر صورت نه اراده ی قلم بر یادآوری بسیار شواهد است و نه این مجال، انتخاب مناسبی برای تشریح ابعاد تاثیرگذاری ایشان در عکاسی است.

تنها اصرار واژه ها بر قدرشناسی از این مرد مدیر و پارسا، این مومن صادق، این شخصیت توانمند و خدوم است که خسارت فقدان او در عرصه فرهنگ و هنر به ویژه عکاسی، اگر نگوییم غیرقابل جبران است ولی به یقیین سخت و سنگین است تا دیگر باره مدیری این چنین مومن، دانا، کوشا، با تدبیر، حامی بیاید و به عکاسان و آثارشان این چنین ارزشمندانه نگاه کند.

این بیان، تمام سعی اساتید، عکاسان، کارشناسان، مشترکین، همسفران و همکاران و مسئولین " پایگاه عکس چیلیک "(Chiilick) است در قدرشناسی از خدمات موثر این مرد ادیب به عرصه شناخت و ثبت و معرفی فرهنگ و سنت.

فقدان او را به هر کسی که اهل اخلاق، رسانه، فرهنگ، هنر، فقه، حقوق و سیاست است بایستی تسلیت گفت. تسلیتی از جنس شخصیت او که در سایه و سکوت بود و تاثیر حضورش درخشان تر از آفتاب خودنمایی می کرد.

این بیان، عرض تسلیتی است به خانواده اهالی بنیاد ایران شناسی، اهالی فرهنگ و عکاسان کشور. هم آنان که قدر نعمت برخورداری از یک مدیر آگاه به زمان و موقعیت را در طی بی حامی و پشتیبان راهی که تیرگی بر آن تابیدن گرفته است، به وضوح می دانند.

و امروز چه نقمتی است نبود این چراغ بر این راه پر سنگلاخ.

روح و روانش شاد باد

مهدی سروری، جمعه ۱۳ بهمن ماه ۱۳۹۱

پایگاه عکس چیلیک

www.chilick.com