دیروز تا دیدم ایسنا چند عکس از برخورد «گشت‌ ارشاد» با بدپوشش‌ها در کنسرت «سالار عقیلی» و برخی مراکز خرید منتشر کرده است، تصاویر را باز کردم و به چشم خواهری عکس‌ها را نگاه کردم ببینم آنجا چه خبر بوده است! راستش با نگاه کردن به عکس‌های منتشر شده در ایسنا و دیگر خبرگزاری‌ها، چیزی دستگیرم نشد! البته من کارشناس «گشت‌ارشاد» نیستم و زیاد این چیزها را نمی‌دانم و با مصادیق تبرج آشنا نیستم، ولی می‌دانم مردم اغلب همین طوری توی خیابان می‌آیند و لباس اغلب خانم‌هایی که در عکس‌ها مورد عتاب و خطاب «گشت‌ارشاد» قرار گرفته‌اند، زبانم لال چیز خاصی ندارد!

البته، البته در تصاویر مشخص است که برخی از خواهران عزیزمان که برای تماشای کنسرت به برج میلاد رفته‌اند یا در یک عصر جمعه قصد خرید کردن داشته‌اند، شلوارهایی موسوم به «ساپورت» پوشیده بودند که البته پوشیدن‌شان محکوم و مذموم است. شفاف‌سازی هم بکنم که بنده این قدر در تصاویر بانوان دقت نکرده‌ام و همسرم در این کار به من کمک‌رسانی کردند و موفق به کشف چند «ساپورت» در تصاویر شدند که جا دارد از ایشان تشکر کنم!

به هر حال، هر چه هست زیر سر همین «ساپورت» است و زیاد ربطی به مانتو و روسری ندارد؛ چون مسوولان برگزاری در پایین بلیت‌های کنسرت نوشته بودند: «با مانتوی بلند دکمه‌دار در برنامه حاضر باشید.» ولی گویا از «ساپورت» غافل شده بودند و شاید همین غفلت آنان باعث شده است برخی فکر کنند پوشیدن «ساپورت» مجاز است. در صورتی که محکوم و مذموم است! مسوولان همچنین به همه‌ی کسانی که بلیت خریده بودند پیامک زده‌اند: «مدعوین محترم لطفا شدیدا پوشش اسلامی را رعایت فرمایید.»

ولی گویا برخی فقط پوشش اسلامی را رعایت کرده‌اند و از "شدت رعایت" غافل شده‌اند. البته من از همسرم پرسیدم که چطور می‌شود شدیدا پوشش اسلامی را رعایت کرد که البته ایشان پاسخی ندادند و گفتند نمی‌دانم پوشش اسلامی شدید چه نوع پوششی است!

با این اوصاف به نظر می‌رسد بانوانی که می‌خواهند خرید کنند و یا به کنسرت بروند همان پوشش «مانتوی بلند دکمه‌دار» را رعایت کنند به اعتدال نزدیک‌تر است! البته همچنان بحث درباره‌ی این که چه چیزی خوب است و چه چیزی بد، ادامه خواهد داشت. برای روشن‌تر شدن این بحث، یعنی بحث چه چیزی خوب است و چه چیزی بد است، طنز امروز را با خاطره‌ای از همسر یکی از دوستانم تمام می‌کنم.

همسر یکی از دوستانم که نخواست نامش فاش شود گفت: چند روز پیش برای کاری به یک ارگان دولتی رفتم. دیدم حراست آنجا چند نفر خانم را نگه داشته و دارند با آنها بحث می‌کنند. من چون چادری هستم، اصولا این جور وقت‌ها نمی‌مانم و می‌روم و تذکر هم نمی‌گیرم. این بار هم به سرعت از کنار آنها می‌گذشتم که ناگهان خانم حراستی بلند گفت: خانمم وایسا! بد نیست بدانید خانم‌های «گشت‌ارشاد» هم اغلب همین طور خطاب می‌کنند، می‌گویند: خانمم! من متعجب ایستادم. همه تعجب کردند. گفتم: بله! گفت: چرا عینک دودی‌تان را زیر چانه گذاشته‌اید؟ گفتم: وارد سالن شدم آفتاب نبود عینک را پایین دادم، مشکل دارد؟ گفت: بله خانمم، جلوه دارد! یا عینک را بردارید یا بزنید به چشم تا جلوه نکنید! بعد هم با ابرو به خانم‌هایی که نگه داشته بود اشاره کرد و گفت: از شما بعید است!

راستی کنسرت می‌روید عینک هم نبرید، چه کاری است حالا!

باقی بقای‌تان!

رضا ساکی