با وجود شکست های مکرر صهیونیست ها در منطقه، تل آویو برای تقویت بازدارندگی خود، راهی جز انتشار گزارش های اطلاعاتی و رسانه ای دروغین و تهدید کشورهای دیگر ندارد.

به گزارش فارس، پایگاه خبری الانتقاد نت در مقاله ای به قلم "حسان ابراهیم" به بررسی استراتژی های دشمن صهیونیستی در تقابل با محور مقاومت و بویژه حزب الله لبنان پرداخته و تاکید کرد که این استراتژی بعد از جنگ ۳۳ روزه در سه محور ادامه پیدا کرده است.

آمادگی برای ورود به جنگ جدید و تلاش برای تحقق اهداف این جنگ اولین این هدف هاست، غیر از تحقق این هدف اسرائیل سعی خواهد کرد تا خسارت ها و پیامدهای ناشی از جنگ احتمالی آینده را تا حد توان از طریق انتشار گزارش ها و مواضع خود نسبت به جنگ کم کند، گزارش هایی که بر بازدارندگی و جبروت ارتش اسرائیل در برابر دشمنانش تاکید می کند و می توان آن را در راستای ترساندن دشمن از سختی های جنگ آینده ارزیابی کرد، به عبارت دیگر اسرائیل سعی می کند سطح بالایی از بازدارندگی را برای خود ایجاد کند تا زمانبندی ورود به هر جنگ احتمالی در دست خود اسرائیل باشد. موضوع سوم تلاش برای فعالیت های گسترده اطلاعاتی است تا اطلاعات از تمامی بخش ها از توانمندی های مقاومت در عرصه های نظامی و غیر نظامی جمع آوری شود، این به عنوان مقدمه ای ضروری برای ورود به هر درگیری نظامی است، البته این روند در سالهای اخیر با شکست هایی مواجه شده و روند نزولی را طی کرده است.

تمرکز صهیونیست ها بر کارهای تبلیغاتی در عرصه بازدارندگی

در خلال این سه روند می توان مواضع و اظهارات مقامات اسرائیل در سالهای کوتاه گذشته را متوجه شد، تهدید به حمله به شهروندان در هر جنگ احتمالی آینده، هدف قرار دادن زیر ساخت ها و مراکز استراتژیک لبنان، رونمایی از ابزارهای جنگی بی سابقه در ارتش اسرائیل و اعلام مکرر و بدون مناسبت برای مانور های بزرگ و کوچک در سرزمین های اشغالی که برای شبیه سازی به جنگ آینده آنها را انجام می دهد. اسرائیل همچنین اصرار دارد که گاه و بیگاه مدعی شود که اطلاعات زیادی در مورد توانمندی های نظامی و آمادگی های مقاوت برای ایجاد جنگ دارد، آئها می خواهند اینگونه جلوه دهند که اطلاعات مفید و کاملی در دست دارند، این در حالی است که در سالهای گذشته تردیدهای جدی در مورد اطلاعات نظامی اسرائیل در قبال مقاومت به وجود آمده و شکست های مکرر اطلاعاتی اسرائیل این موضوع را تقویت کرده است. از جمله این تلاش ها اعلام شمارش موشک های حزب الله است تا اسرائیل اینگونه وانمود کند که از توان موشکی حزب الله اطلاع دارد، البته اسرائیلی ها سعی می کنند تا آمار موشک ها را بالا نبرند، چون این روند می‌تواند تاثیر منفی بر شهرک نشینان داشته باشد.

اسرائیل وقتی جنگ نمی کند که قدرت آن را ندارد

این رویکرد در طول سالهای بعد از شکست اسرائیل از حزب الله لبنان در جنگ ۳۳ روزه ادامه پیدا کرده است، در جریان این جنگ بود که اسرائیل از تمامی قدرت های نظامی و امنیتی و اطلاعاتی خود استفاده کرده و تمامی اهداف خود را برای ایجاد ائتلاف های سیاسی در این راستا با جریان های عربی و داخل لبنان به کار گرفت. در این زمینه می توان به این نکته اشاره کرد که حجم سلاح هایی که اسرائیل در این جنگ به کار برد، به مراتب بیشتر از سلاح هایی بود که در جنگ ۱۹۷۳ مورد استفاده قرار دارد، این در حالی است که جنگ آن زمان میان ارتش های نظامی بزرگی در گرفته بود و مساحت های بسیار زیادی را شامل می شد، از سوی دیگر در این جنگ پوشش جهانی و متاسفانه لبنانی زیادی در مورد جنایات اسرائیل در لبنان وجود داشت و تلاش های زیادی حتی در داخل هم راستا با تلاش ها و اهداف اسرائیلی انجام می شد.

اینها بخشی از فعالیت های اسرائیل در زمانی است که جنگی با مقاومت وجود ندارد، این موضوع به عدم وجود انگیزه در اسرائیل برای ایجاد جنگ جدید باز نمی گردد، بلکه به تصمیم گیری و اجرا و امکانات اسرائیل در این راستا بستگی دارد، به این ترتیب هر گاه اسرائیل از جنگ خودداری می کند، باید دانست که امکانت ورود به آن را در خود نمی بیند.

تغییر استراتژی تل آویو در آستانه حوادث سوریه

البته اسرائیل در دوره اخیر و بویژه زمانی که بحران در سوریه آغاز شده است، در زمینه استراتژی های خود از سال ۲۰۰۶ تاکنون علیه مقاومت سکوت کرده است، این نشان می دهد که گزینه براندازی نظام بشار اسد در سوریه گزینه ای جایگزین و فعال است که اسرائیل روی آن حساب باز کرده است و به جای حمله به مقاومت به آن می پردازد، تل آویو می خواهد از این گزینه همان نتیجه ای را بگیرد که ممکن است در جنگ با حزب الله به دست آورد، بدون اینکه در این مرحله وارد نبردی نظامی شود که خسارت هایی را در بردارد و نتایج آن هم تضمین شده نیست.

سکوت اسرائیل و دور شدن آن از زیرساخت های استراتژیک ترس سه گانه آن علیه مقاومت یعنی اعلام آمادگی و ترساندن و قدرت اطلاعاتی در طول سال گذشته ادامه پیدا کرد، چرا که اسرائیل امید داشت این هدف را با ابزارهای دیگر به دست آورد که می توان در مقدمه این امیدها اتفاقات سوریه را مورد توجه قرار داد، دیگر هیچ مقام اسرائیلی و تحلیلگر صهیونیستی باقی نماند که از این نتایج سخن به میان نیاورد، خلاصه این اظهارات به این صورت است که سقوط حاکمیت بشار اسد در سوریه ضربه سختی به حزب الله لبنان در لبنان و محور مقاومت و بازدارندگی در منطقه خواهد زد، محوری که از تهران آغاز می شود و به غزه نیز ختم نمی شود.

شکست تل آیو در استراتژی های خود علیه ایران و سوریه

البته در تحلیل‌ها تنها دو متغیر در مورد حوادث اخیر وجود دارد که در واکنش به اقدامات اسرائیل خود را نشان می دهد، اول مشخص شدن بازدارندگی نظام در سوریه و بعید بودن امکان براندازی این نظام و دوم آغاز مذاکرات ایران و غرب در رابطه با برنامه هسته ای تهران و خوش بینی هایی که در این زمینه وجود دارد.

به طبع در مورد مذاکرات ایران و غرب نیز استراتژی تهدید و ترساندن ایران از قدرت های بی سابقه اسرائیل در دستور کار بود، البته این موضع از ناحیه زمانی با این اهداف همخوانی ندارد، چرا که که مذاکرات مثبت است. البته اگر مذاکرات شکست می خورد یا رویکرد شکست به خود می گرفت، واکنش استراتژیک اسرائیل به آن مشهود بود.

اهداف اسرائیل در قبال سوریه نیز در همین راستاست، چیزی که قطعی است این است که نظام سوریه ثابت و مقتدر است و سقوط نخواهد کرد، این خلاف چیزی است که اسرائیل می خواست و سالها روی آن حساب باز کرده بود.

افق استراتژی آینده اسرائیل در منطقه

به این ترتیب اسرائیل بار دیگر به استراتژی تهدید و ترساندن و ابراز قدرت های نظامی خود علیه مقاومت روی خواهد آورد و شاید گزارشی که سازمان های جاسوسی اسرائیل در مورد سقوط نکردن سوریه ارئه کرده اند نیز در همین راستاست. در این گزارش تاکید شده است که سوریه به بازدارندگی خود افزوده است و به حال سابق خود باز خواهد گشت، در این گزارش اشاره شده که سوریه از هجمه هایی که علیه آن ترتیب داده شده بود، نجات پیدا کرده و به اتفاقات گذشته باز نخواهد گشت، بلکه از دیدگاه اسرائیل سوریه بدتر و خطرناک تر از قبل نیز شده است، چرا که به نسبت سالهای گذشته تمرکز زیادی در تقویت بازدارندگی خود می نماید.

این گزارش در بخش های پایانی خود پیش بینی می کند که با این شرایط تهدیدهای اسرائیل علیه لبنان افزاش یابد و گزارش های بیشتری در زمینه دستاوردهای نظامی اسرائیل و هیبت ارتش اسرائیل و مسایل مربوط به آن منتشر شود، در این گزارش ها تاکید خواهد شد که تل آویو در جنگ آینده پیروز خواهد شد و زیر ساخت های لبنان را هدف قرار خواهد داد و گزارش های خیالی و توهمی نیز از ابزارهای جنگی اسرائیلی ها ارائه خواهد شد.

البته کسانی که اوضاع را پیگیری می کند باید مراقب باشند و بدانند که این مسایل برای بالا بردن روحیه از دست رفته اسرائیلی ها بویژه در دوره محوری عضو گیری نیروها برای ارتش است، این گزارش ها همچنین سعی دارد تا میزان فرار صهیونیست ها از خدمت نظامی را نیز کاهش دهد و اعضای جدید را به سوی یگان های نظامی و مبارز سوق دهد، چرا که این یگان ها از کمبود شدید نیرو رنج می برند. البته تمام این گزارش ها نیز در طول سالهای گذشته فایده ای نداشته و این روند بعد از جنگ ۳۳ روزه همچنان حفظ شده. به این ترتیب است که تانک "مرکاوا" به جای ابزاری امن به وسیله ای مرگبار برای صهیونیست ها تبدیل شده است.

الانتقاد در پایان تاکید می کند که راهی در مقابل اسرائیل جز ارائه گزارش های مطبوعاتی و ترساندن و تهدید کشورهای دیگر باقی نمانده، در آینده نیز این مواضع بیشتر خواهد شد و به حدی مضحک و افراطی خواهد رسید.