"فرانسوا اولاند" رییس جمهور جدید فرانسه لقب گرفت. رای‌دهندگان این سیاستمدار سوسیالیست را با نزدیك به ۵۲ درصد آرا به این سمت برگزیدند ولی او ناگزیر است بسیاری از هوادارانش را از خود ناامید كند. رئیس جمهور "اولاند" یكی از دشوارترین كارهای دنیا را از آن خود كرده است.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، رای‌دهندگان برای دومین بار در تاریخ جمهوری فرانسه یك سوسیالیست را به ریاست جمهوری برگزیدند؛ نخستین بار پس از "فرانسوا میتران" فقید.

"اشپیگل آن‌لاین" در بررسی افق پیش روی "فرانسوا اولاند" به وظیفه دشوار او اشاره كرده و می‌نویسد:

«نیكولا ساركوزی، رییس جمهور كنونی فرانسویان تا آخرین لحظه می‌خواست همه را متقاعده كند، نتیجه انتخابات در پرده‌ای از ابهام قرار داشته و او هنوز هم می‌تواند پیروزش باشد ولی او تنها خودش را فریب می‌داد. رئیس جمهور جدید فرانسه فرانسوا اولاند است.

رای‌دهندگان برای دومین بار در تاریخ جمهوری فرانسه یك سوسیالیست را به ریاست جمهوری برگزیدند؛ نخستین بار پس از "فرانسوا میتران" فقید. پیروزی اولاند در گام نخست تسویه حساب با نیكولا ساركوزی و انتقام‌گیری از وی شمرده می‌شود كه در ۵ سال ریاست جمهوری‌اش به منفورترین رییس جمهور جمهوری پنجم تبدیل شد؛ همان كسی كه در آغاز كارش از محبوبیتی فراتر از ۶۰ درصد برخوردار بود. بدیهی است این تنفر با بحران بزرگی پیوند دارد كه پیش از ساركوزی ۹ رهبر دیگر اروپایی را از قدرت به زیر كشیده بود. ولی این رای عدم اعتماد این بار بسیار عمیق‌تر و دردناك‌تر است: بسیاری از فرانسویان در داشتن این حس مشتركند كه ساركوزی سمت ریاست جمهوری را بی‌اعتبار كرد؛ این كه او همانند جایگزین شایسته پادشاه رفتار نكرده بلكه به سان تازه به دوران رسیده‌ای بود كه خودش را با دولت اشتباه گرفته و خویش را "ناپلئون مدرن" برمی‌شمرد. در پایان هم فرانسویان بسیاری باقی ماندند كه از وی به شدت نفرت داشتند. از همین رو گزینش اولاند را باید پیش از هر چیز رای عدم اعتماد به رئیس جمهور كنونی دانست. ساركوزی و فرانسویان، داستان عشقی نافرجام است كه دست آخر به نفرت كشیده شد.

اكنون فرانسویان پس از رییس جمهوری غیرعادی دوباره سراغ رییس جمهوری عادی رفته و او را می‌خواهند؛ فرانسوا اولاند به آنها وعده داده چنین رِییس جمهوری باشد. زمان زیادی نمی‌گذرد به او برای تصدی این پست اعتماد نشده و او بذله‌گویی ضعیف‌النفس شمرده می‌شد. "ژان- لوك ملنشون" از جناح چپ وی را "كاپیتان قایق پدالی" می‌نامید و در نهایت گزینه دوم سوسیالیست‌ها بود؛ آن‌‌هم پس از آن كه مدعی بزرگ، "دومینیك استراوس كان" سال گذشته به دنبال رسوایی جنسی‌اش از دور كنار رفت. ولی فرانسوا اولاند در روند مبارزه‌های انتخاباتی توانست بیشتر فرانسویان را متقاعد كند، شایستگی ریاست جمهوری فرانسه را دارد. او شكل و شمایل یك رییس جمهور را به خود گرفت؛ سخنرانی‌هایی كرد كه با آنها خود را در كنار فرانسوا میتران قرار داد و در نهایت در دوئل بزرگ تلویزیونی برابر ساركوزی درخشید. حتی "آلن مینك" دوست و مشاور ساركوزی به تازگی عنوان كرده بود: "همه ما این پسر اولاند را دست كم گرفتیم. یا فریب خوردیم یا او به راستی دگرگون شده است." ساركوزی تا پایان و روز آخر اولاند را دست كم گرفته بود.

اولاند در كارزار انتخاباتی خود را آشكارا در جناح چپ جای داد. او از وضع مالیات ۷۵ درصدی برای آنهایی خبر داد كه سالانه بیش از یك میلیون یورو درآمد دارند و این كه سن بازنشستگی برای برخی فرانسویان از ۶۲ به ۶۰ كاهش می‌یابد. وی همچنین پایان دوران سیاست ریاضت اقتصادی اروپایی را وعده داد؛ خود را مخالف آنگلا مركل خواند و رو به هوادارانش فریاد زد: "افراد زیادی در اروپا آرزوی پیروزی ما را دارند. اروپای ریاضتی را كه در آن ملت‌ها به زانو درآورده می‌شوند، ‌نمی‌خواهم."

اولاند رای‌دهندگانش را به سختی ناامید می‌كند

با این همه اولاند به عنوان رییس جمهور به احتمال بسیار زیاد چیزی جز "سوسیالیستی مخالف هزینه كردن" از آب در نخواهد آمد و باید بسیاری از هوادارانش را هم به سختی ناامید كند. اولاند رییس جمهور كشوری با اقتصاد بیمار می‌شود. بدهی دولتی ۹۰ درصد درآمد ناخالص ملی را در برمی‌گیرد. فرانسه از ۱۹۷۴ تا به امروز بودجه متوازنی نداشته و با درصدی نزدیك به ۵۷ بالاترین درصد را در میان كشورهای حوزه یورو داراست. كشوری با بیكاری ۱۰ درصدی و نسلی كامل از كودكانی برآمده از والدین مهاجر كه در محله‌های فقیر حومه شهرها بزرگ می‌شوند و با بازار كار هم ارتباطی پیدا نمی‌كنند. این دست گرفتاری‌ها در مبارزه‌های انتخاباتی نقشی فرعی را به خود گرفتند ولی برای رییس جمهور جدید، نقشی اساسی و محوری را بازی می‌كنند.

پرسش بزرگ این است كه آیا او این توان را خواهد یافت كه فرانسه را دستخوش اصلاحات اساسی كند. اولاند در اصل "مصلحت‌گرا" است. برخی از همكارانش او را در پشت صحنه "سوسیال دموكرات" می‌خوانند. خودش همواره تلاش داشته بودجه متوازنی را فراهم كند و باید با این دست واژه‌ها سر كند. پس از جشن بزرگ در میدان "باستیل" تمام فرانسه با سردرد از خواب بیدار خواهند شد. رییس جمهور و سرزمینش روزهای سختی را در پیش رو دارند. اولاند در كارزارهای انتخاباتی خود پیوسته از بزرگی فرانسه یاد می‌كرد ولی این بزرگی از سوی ناتوانی اقتصادی تهدید می‌شود؛ ضعفی كه اولاند باید با آن روبه‌رو شود. رییس جمهور اولاند یكی از دشوارترین كارهای دنیا را پذیرفته است.

هم سو با ساركوزی؛ همكاری با مركل

با وجود برخی گفته‌های تهاجمی انتظار نمی‌رود اولاند بزرگترین دشمن اروپایی مركل شود. او به یقین باتمام قوا از جایگاه فرانسه دفاع می‌كند و نتیجه انتخابات به او در این راه مشروعیت لازم را خواهد بخشید. ولی بسیاری از ناظران از موضع اولاند در برابر یورو،‌ بانك مركزی اروپا و صندوق ثبات آگاهی ندارند؛ از این كه این مواضع با آنچه ساركوزی داشت، تفاوت اساسی ندارد. مهم‌ترین همكاران ساركوزی در پایان سال گذشته میلادی حرف‌های مشابهی را بر زبان آوردند. آنها هم از ریاضت اقتصادی هیچ نمی‌دانستند و خواهان دخالت مستقیم بانك مركزی اروپا بودند. از همین رو مركل با همتای جدیدش باید به گفت‌وگو نشسته ولی با دیدگاه تازه‌ای از سوی فرانسویان روبه‌رو نخواهد بود.

حتی ممكن است مركل و اولاند یكدیگر را به خوبی درك كنند، بهتر از مركل و ساركوزی. شاید بتوان اولاند را "مركلی فرانسوی" خواند؛ یك "مصلحت‌گرا" كه با ایدئولوژی بیگانه است. او كارگری جمع محور است كه نتیجه برایش از نمایش مهم‌تر است. او شخصی خوش برخورد و مطمئن است؛ اقتصاددانی كه زمانی را هم در دانشگاهی سرشناس به تدریس پرداخته است و به این ترتیب از سابقه‌ای آكادمیك هم در كارنامه‌اش دارد.

اولاند در سمت تازه خود می‌تواند به ویژگی مصالحه‌گرای خود نیاز پیدا كند. مبارزه‌های انتخاباتی فرانسه به این كشور نشان داد چه میزان به خود تردید دارد و چه هراسی از آینده. كشوری كه چند پاره شده و شمار ناامیدها و سرخوردگانش افزایش می‌یابد. او به عنوان رییس جمهور باید بتواند این چند پارگی را دوباره یكپارچه و همبسته كند. او باید در دوران پرتلاطمی كه كشور در پیش رو دارد، پدری باشد كه چپ و راست را كنار هم گرد آورد.

خطر چند دستگی جناح راست

پیروزی اولاند برای چپ‌ها موفقیت بزرگی است. یك دهه از آن زمان كه آنها در دولت سهیم بودند، می‌گذرد و ۱۷ سال از زمانی كه رییس جمهور از حزب آنها بود. چنانچه چپ‌ها در انتخابات پارلمانی ماه آینده اكثریت را از آن خود كنند، پس از مدتی دراز دوباره به قدرت باز می‌گردند. اولاند چپ‌ها را از ترس از گذشته نجات داد؛ همان دورانی كه "لیونل ژوسپن" را رییس جمهور می‌دیدند ولی او حتی نتوانست به دور دوم انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۲ راه پیدا كند. حال آن كه نظرسنجی‌ها از چیز دیگری حكایت داشتند؛ این كه آنها از این قدرت چه اندازه خوشحال هستند،‌ معلوم خواهد شد.

در مقابل جناح راست با شكست نیكولا ساركوزی متلاشی می‌شود. شعار انتخاباتی او – سخت‌گیری عجیب و غریب در برابر مهاجران و اسلام - در پایان حزبش را در بحران فرو برد.»