افزایش قدرت اقتصادی و تلاش چین برای بیرون راندن آمریکا از منطقه ممکن است موجب بروز جنگ بین دو کشور شود.

به گزارش فارس، روزنامه «نیویورک تایمز» در مقاله‌ای به قدرت اقتصادی روزافزون چین اشاره کرد و با توجه به تنش‌ها میان پکن و واشینگتن، این افزایش قدرت را خطرناک توصیف کرد. «استیون ام والت» استاد امور بین‌الملل دانشگاه «هاروارد»، در این مقاله می‌نویسد آمریکا نمی‌خواهد چین را مسلط بر آسیا ببیند و به همین دلیل به دنبال تشکیل و تقویت اتحاد در این قاره است؛ این خود ممکن است حتی موجب آغاز جنگ میان دو کشور شود.

* چین به دنبال افزایش قدرت نظامی برای ایجاد حاشیه امنیت در منطقه

اگر اقتصاد چین به همین منوال رشد کند، ممکن است یک رقابت امنیتی شدید بین این کشور و آمریکا شکل بگیرد. وقتی کشوری تا این حد پیشرفت می‌کند، نمی‌تواند انتظار داشته باشد سایر کشورها با دید مثبتی به این پیشرفت نگاه کنند؛ چینی‌ها هم اکنون خود را برای برخورد با بدترین شرایط ممکن آماده می‌کنند. پکن از مدتی قبل شروع به تبدیل بخشی از ثروت رو به رشد خود به قدرت نظامی کرده است و قطعاً سعی خواهد کرد تا محیط امنیتی مطلوب‌تری را در منطقه خود ایجاد کند؛ این درست همان سیاستی است که آمریکا در زمان به قدرت رسیدن از آن بهره گرفت.

* تلاش چین برای بیرون راندن آمریکا از آسیا

در قرن نوزدهم، آمریکای در حال توسعه «دکترین مونرو» را تدوین کرد و به کمک آن به تدریج قدرت‌های بزرگ اروپایی را از نیمکره غربی بیرون راند. کشور قدرتمند چین نیز اکنون نمی‌خواهد به آمریکا اجازه دهد تا در نزدیکی مرزهای چین، متحدین نزدیک و یا حضور پر رنگ نظامی داشته باشد. پکن بدون شک سعی خواهد کرد نیروهای آمریکایی را از منطقه آسیا-اقیانوسیه بیرون کند. اما از طرف دیگر آمریکا نمی‌خواهد این منطقه را ترک کند؛ زیرا تسلط چین بر آسیا، به پکن این امکان را می‌دهد که در نقاط دیگر جهان نیز دخالت کند.

* رقابت چین و آمریکا بر سر تشکیل اتحاد با کشورهای آسیایی

برای از بین بردن این احتمال، آمریکا در حال تقویت متحدان آسیایی خود و همچنین تلاش برای یافتن متحدان جدید در این قاره است. در پاسخ، چین نیز همسایگان خود را تشویق می‌کند تا از واشینگتن فاصله گرفته و «تسلط سودمند» چین را بپذیرند. اما بیش‌تر این همسایگان از چین می‌ترسند و بنابراین با آمریکا هم‌پیمان خواهند شد؛ این اتفاق باعث می‌شود تا چین حس کند که محاصره شده و در نهایت پتانسیل بیش‌تری برای جنگ به وجود خواهد آمد.

* حضور بیش‌تر چین در نقاط مختلف جهان موجب اختلاف آمریکا با این کشور خواهد شد

البته به دلیل روابط اقتصادی میان چین و آمریکا هر دو طرف دلایل کافی دارند تا این دشمنی‌ها را محدود کنند. اما بر خلاف اتحاد جماهیر شوروی که مستقل بود، اقتصاد چین به بازارهای خارجی و مواد خام وابسته است. این نیاز به چین انگیزه‌ای قوی می‌دهد تا در بسیاری از نقاط جهان دخالت کند و برای حفاظت از خطوط ارتباط دریایی خود نیروی دریایی خود را در آب‌های آزاد تقویت نماید. این تحولات به اختلاف بیش‌تر چین با آمریکا منجر می‌شود.

* جنگ یا صلح میان پکن و واشینگتن به رهبران آینده دو کشور وابسته است

به هرحال، جنگ بین چین و آمریکا اصلاً دور از انتظار نیست. هر دو کشور دارای سلاح‌های هسته‌ای هستند؛ هر دو دولت نیز می‌دانند که جنگ میان این دو کشور فاجعه‌بار خواهد بود. اگر رهبران آینده دو کشور محتاط و آینده‌نگر باشند، رقابت بین چین و آمریکا ممکن است به درستی مدیریت و صلح حفظ شود. اما اگر این رهبران بی‌تجربه و بی‌پروا بوده و بیش از حد اعتماد به نفس داشته باشند، خطر وقوع جنگ پیش خواهد آمد. متأسفانه، تاریخ اخیر نشان داده است احتمال این که هر دو کشور همواره رهبران خردمند داشته باشند کم است.