روزنامه السفیر لبنان سوالات زیادی در مورد توقیف کشتی حامل سلاح های قاچاق در آب های لبنان مطرح کرده که تأمل در آنها عمق و خطرات این اتفاق برای لبنان را بیشتر روشن می‌کند.

به گزارش فارس، روزنامه السفیر لبنان در مطلبی با اشاره به توقیف کشتی حامل محموله ۱۵۰ تنی سلاح در آب های منطقه ای لبنان نوشت که مشخص است که تاجر سوری که قرار بود این محموله را در بندر طرابلس دریافت کند، نمی خواست این محموله را از راههای قانونی وارد بندر کند و خود نیز برای تحویل این کانتینرها به بندر برود، همچنین او نمی خواست تمام این سلاح ها را به صورت یکجا وارد سوریه کند، بلکه وسیله ای در این میان وجود داشته که به احتمال فراوان رشوه بوده است، این وسیله موجب می شود تا این محموله به صورت غیر قانونی از بندر رد شود و در یکی از انبارهایی که برای همین منظور در شمال تهیه شده بود انبار شود و بعد از آن مقداری از این سلاح ها به صورت متوالی از طریق مرزهای لبنان و سوریه به این کشور قاچاق شود.

این گزارش می افزاید که بدیهی است که این تاجر سوری و یا گروه های مخالف سوری نمی توانستند تمامی این مأموریت ها را به تنهایی و بدون پوشش سیاسی و محلی و بدون حمایت و همکاری های داخلی انجام دهند و بتوانند این سلاح ها را به سوریه برسانند.

نکته قابل توجه دیگر این است که در تحقیقات مشخص شد که کشتی لطف الله ۲ در حالی وارد آب های طرابلس شده که از دفتر هدایت کشتی ها در این بندر تحت عنوان در اختیار داشتن محموله روغن موتور مجوز گرفته است. این در حالی است که منابع آگاه خبر می دهند که ارتش لبنان از دو ماه پیش در جریان تصمیم برای ورود محوله بزرگی از سلاح به لبنان از طریق بندر طرابلس بوده و سرنخ های موجود را از طریق اطلاعاتی که در اختیار داشته، دنبال کرده است، اما هیچ کس نمی دانست که ماهیت کشتی که این مقدار سلاح را با خود حمل خواهد کرد، چیست. بویژه اینکه صاحب این کشتی "محمد خ." شخصی بوده که تعدادی کشتی دارد که همگی در خط لبنان کار می کنند و کالاهای مختلف نظیر چوب و آهن و لوازم دیگر را جابجا می کنند.

السفیر در مورد نحوه کشف این محموله نیز نظراتی را مطرح کرده و گفته که ممکن است یکی از کسانی که از این موضوع خبر داشته، آن را به ارتش اطلاع داده، احتمال دوم، احتمال شک کردن ارتش لبنان به این کشتی است و گزینه سوم این است که برخی دستگاه های اطلاعاتی منطقه ای و جهانی در این عملیات دست داشته اند و موضوع این کشتی را به ارتش لبنان اطلاع داده اند.

در حالیکه تحقیقات در زمینه کشتی حامل سلاح به لبنان ادامه دارد و قاضی "صقر صقر " نماینده دولت در دادستانی این کشور اخبار موجود از منابع و درز اطلاعات این تحقیقات را به شدت رد کرده است، روزنامه السفیر سوالاتی را در مورد این حادثه مطرح می کند که جای تامل و تفکر دارد:

- آیا دولت لبنان با موسسات امنیتی و نظامی خود این قدرت را دارد که بتواند دستاوردی با این حجم به دست بیاورد؟ چرا که قدرت لبنان در مقابل قدرت هایی که می خواهند به حمایت مالی و تسلیحاتی از مخالفان سوریه اقدام کنند به اندازه قطره ای در دریاست. از سوی دیگر شاید بتوان گفت که این عملیات از سوی همین کشورها حمایت می شود تا بتواند منافع و ملاحظات غیر مستقیمی را برای آنها تامین کند.

- آیا دولت لبنان اقدام ارتش در توقیف این کشتی را دستاوردی بی سابقه میداند یا اینکه آن را اقدامی جسورانه می خواند که باعث می شود سیاست کناره گیری لبنان در مورد مسایل سوریه در معرض امتحانی سخت قرار بگیرد؟، شاید هم آن را دستاوردی جدید می داند که می تواند مناسبات لبنان وسوریه را در راستایی جدید قرار بدهد و تعامل با این کشور را بر مبنای ویژگی های دو کشور و شرایط بحران و توسعه آن تعریف کند.

- پیشتر گفته شد که اسرائیل دهها کشتی مورد اتهام را در داخل و خارج از آب های منطقه ای خود توقیف کرده است، حال چگونه این کشتی مسیر میان لیبی و ترکیه و اسکندریه و شمال لبنان را بدون اینکه توجه نیروی دریایی اسرائیل را به خود جلب کند، طی کرده است؟ این کشتی چگونه در بندرهای ترکیه و مصر پهلو گرفته و توجه نیروهای امنیتی را به خود جلب نکرده است؟ نقش نیروی دریایی یونیفل در این میان چیست؟

السفیر در این مقاله سوالات دیگری نیز مطرح کرده که آنها را سوالات شمالی نامیده است، سوالاتی که در آن از مکان توقیف این کشتی و انگیزه های حضور کشتی در آن سوال شده است: تا زمانی که این کشتی درخواست ورود به بندر در شمال لبنان را کرده تا محموله خود را تخلیه کند، چه کسی مسئول این مجوز بوده است؟ چگونه می توان محموله این کشتی را بدون تفتیش و بازرسی و تدابیر امنیتی دقیق که تمام کشتی ها در معرض آن قرار میگیرند، از بندر خارج کرد؟ آیا اعزام این کشتی یک ماجراجویی غیر حساب شد بوده که از سوی برخی طرف ها صورت گرفته است؟

السفیر می افزاید: کسانی که پشت سر این ماجرا قرار داشتند، روی چه اتفاقات امنیتی برای عبور این محموله حساب کرده بودند؟ آیا این اولین کشتی است که سلاح هایی را به بندر طرابلس وارد کرده و آیا آخرین آن خواهد بود؟ اگر اینطور نیست و این اولین و آخرین کشتی نیست، آیا طرف هایی که مسئول وارد کردن سلاح ها و عبور آنها هستند، شناسایی شده اند؟ آیا جسارت در اعزام این کشتی به بندر طرابلس با این شکل و نحوه پوشش مقدمه ای برای قاچاق مقادیر بیشتری از سلاح از طریق یا گذرگاه دیگری به داخل لبنان نیست؟ آیا ارتباطی میان این دستاورد با اولین نبرد دریایی نیروهای سوریه با مخالفان دولت که به دنبال عملیاتی امنیتی از طریق دریا در سواحل اللاذقیه بودند، وجود دارد؟

این روزنامه لبنانی در ادامه سوالات خود می نویسد: آیا طرابلس تنها گذرگاهی برای این سلاح ها بوده و اگر اینگونه است میانجی لبنانی عبور این سلاح ها کیست؟ این سلاح ها قرار بوده چگونه به سوریه قاچاق شود؟ کسانی که این مأموریت را بر عهده داشتند، چه کسانی بودند؟ آنها از چه راههایی می خواستند این سلاح ها را عبور دهند؟ بویژه اینکه نظارت ارتش بر مرزهای شمالی افزایش پیدا کرده است.

اگر بخواهیم تصور کنیم که بخشی از این سلاح ها مخصوص استفاده در طرابلس بوده، باید ببینیم چه عملیات امنیتی در این شهر قرار بوده انجام شود؟ چه کسانی هدف این عملیات قرار می گرفتند؟ افق های این عملیات و زمانبندی آن و علت آن چه بوده است؟ آیا با وجود اتفاقاتی که در چند روز اخیر در طرابلس روی داده ، این اقدامات در راستای فتنه انگیزی در لبنان برای مشغول کردن ارتش این کشور به مهار اوضاع امنیتی در داخل لبنان است؟ آیا سلاح های جدیدی که در جریان برخی درگیریها در دست برخی افراد مشاهده می شود از همین عملیات های قاچاق به دست آمده است؟ آیا انبار مهماتی که در ابی سمرا و حد فاصل التبانه و جبل محسن منفجر شد، از همین طریق وارد لبنان شده بود؟ تحقیقات در زمینه این انبارها به کجا رسیده است؟