نماینده پارلمان یونان در آستانه نشست سران اروپا ضمن تاکید بر اینکه بخش قابل‌توجهی از نیازهای دولت این کشور، واردات نفت است، گفت: روابط دو جانبه ما با کشورهای تولید کننده نفت از جمله ایران، باید فعال و سالم باقی بماند.

به گزارش فارس، چند روزی بیشتر از دعای آنتونیس ساماراس، نخست وزیر جدید یونان برای نجات سرزمین مادری اش از طوفان سهمگین اقتصادی نمی گذرد! رهبر حزب دموکراسی نو، در اندیشه نجات یونان است. او خیلی خوش شانس است که در جبهه مبارزه با مرکل آلمانی، فرانسوا اولاند را در کنار خود دارد. شاید انتخابات ۱۷ ژوئن در کشور بحران زده ارسطو، تاریخی ترین انتخابات تا به امروز باشد. حالا که سران اروپا در ژنو برای هم اندیشی ، دور هم جمع شده اند، صندلی یونان خالی است.

یونان سرزمین فلاسفه و سیاستمداران بزرگ تاریخ است. این کشور، دارای تاریخی ویژه و پرحادثه است و یک جورهایی، سندی مهم برای فرهنگ اروپا و آنچه امروز به عنوان «غرب» خوانده می‌شود، به حساب می‌آید.

هر چند این روزها، یونان حال و روز خوشی ندارد و از آن، به عنوان پاشنه آشیل(!) اتحادیه اروپا ، تعبیر می شود، اما به هر حال، کشوری توسعه یافته است. چند ماه پیش بود که « جرج پاپاندرئو » نخست وزیر سابق این کشور، زیر فشارهای بین المللی، دستانش را به علامت تسلیم بالا برد و با دولت ضعیف اش ، بدجوری سقوط کرد؛ درست مثل تیم فوتبال المپیاکوس که به خاطر فساد مالی از لیگ سراسری یونان، اخراج شد!

از سوی دیگر، اما وقتی دود سفید از هِلِنیک ( مجلس ملی یونان ) بیرون آمد و هفته گذشته، آنتونیوس، دولت ائتلافی را تشکیل داد، امیدها برای سروسامان گرفتن پاشنه آشیل اتحادیه، زنده شد. امیدهایی که با پیروزی تیم ملی یونان در یورو ۲۰۱۲ و حذف تیم روسیه، چندین برابر شد.به هرحال، دولت یونان امیدوار است که اسب تروای اقتصادش را زین کند و به سوی آینده ای روشن، بتازد.

این کشور، یک جمهوری پارلمانی است و اعضای مجلس یونان، نقش تعیین کننده ای در تشکیل دولت دارند.

« اِوا کیلی » (Eva kaili) ، مشهورترین زن سیاستمدار در یونان و یکی از نمایندگان پارلمان (Hellenic) است. او در عرصه سیاست یونان ، بسیار فعال است. کیلی در ۲۶ اکتبر ۱۹۷۸در شهر تسالونیکی سرزمین فلاسفه به دنیا آمده است. پدرش اسکندر ، اصلیتی استانبولی (ترکیه ) دارد اما به هر حال در عنفوان (!) جوانی ، بار و بندیل را بسته و به کشور یونان مهاجرت کرده است.

مصاحبه کردن با اِوا کیلی، خیلی طولانی شد! تعجب نکنید، هرگاه قصد داشت سئوالات من را جواب بدهد، اتفاقی جدید در یونان می افتاد که مجبور می شدم، پرسش های اقتصادی ام را ، از نو مطرح کنم! البته مصاحبه با «کیلی» ، کلاً سخت است چرا که نماینده شهر تسالونیکی قبل از اینکه نماینده پارلمان یونان شود، روزنامه نگار و مجری تلویزیون بوده است. خیلی جالب است که همچنین بدانید، او فارغ التحصیل رشته معماری از دانشگاه ارسطو در شهر تسالونیکی است.

اِوا کیلی که حالا ۳۴ ساله است، در سال ۲۰۰۲ به عنوان جوانترین کاندیدا، موفق شد، کرسی شورای شهر تسالونیکی را به دست آورد.

علاوه بر این سیاستمدار یونانی، از اعضای هیأت موسس انجمن جوانان سازمان ملل متحد نیز محسوب می شود.

کیلی موفق شد، اعتماد مردم شهرش را در انتخابات ملی سال ۲۰۰۷ به دست آورد و به عنوان نماینده اول شهر تسالونیکی، وارد پارلمان یونان شود. او حتی در سال ۲۰۰۴ ، شانس تصدی پست وزارت خارجه را نیز داشت که البته در نهایت این پست به شخص دیگری، رسید.

اِوا کیلی از سال ۲۰۰۷ عضو کمیته بین الملل پارلمان یونان است و حتی نماینده اصلی کشورش در سازمان پیمان آتلانتیک شمالی ( ناتو ) هم هست.

به هر حال، فارس برای بررسی وضعیت اقتصادی یونان و آینده این کشور به خصوص انتخابات ۱۷ ژوئن، با « کیلی » گفتگویی داشته که از نظر می گذرد:

۱/ به روی کار آمدن اولاند چه تأثیری در آینده اتحادیه اروپا خواهد داشت؟

من فکر می کنم اولاند می تواند نقش مهمی در یک تعریف جدید از اولویت های اتحادیه اروپا برای برخورد با بحران، بازی کند. به هر ترتیب او نیز یکی از اروپا ییانی است که در حال حاضر با بحران، مواجه است. من فکر می کنم اولاند می تواند به عنوان یک شخصیت کلیدی برای رویارویی با بحران جاری نه صرفا با تکیه بر اقدامات ریاضتی، بلکه از طریق اقدامات و تدابیری با هدف افزایش رشد اقتصادی در کشورهایی که به آن نیاز دارند، تلاش کند.

۲/ دولت جدید یونان باید چه برنامه هایی را برای نجات کشور در دستور کار خود، قرار دهد؟

ما در حال حاضر منتظر عملکرد دولت جدیدی هستیم که پس از انتخابات ۱۷ ژوئن انتخاب شده است. همانطور که نتایج نشان داده، اتاق فکر خوبی برای ایجاد یک دولت ائتلافی وجود دارد که می توان گفت «مخرج مشترک» آن، تلاش برای حفظ یونان و ماندن کشور من در منطقه یورو است؛ ما همچنین سعی می کنیم تا با افزایش آهنگ توسعه یونان، جای مطمئن تری در اتحادیه اروپا پیدا کنیم. از طرف دیگر، آنچه مبرهن است این است که مذاکره برای جلب حمایت اقتصادی موثرتر از سوی شرکای اروپایی ما، شرایط را بهبود می بخشد.

۳/ آیا مردم یونان، قربانی سیاست های کاپیتالیسم هستند؟

من فکر می کنم این منصفانه است که به شما بگویم این حرکت بزرگ در حال گسترش است و دقیق تر این که باید گفت امروز ما واقعا می توانیم ببینیم که کل جهان "غرب" ، قربانی برخی از خواسته های غیر منطقی نظریه «سرمایه داری» ( کاپیتالیسم) شده است. صحبت کردن در مورد این موضوع بزرگ در بحث کوتاه ما ، نمی گنجد اما باید بگویم که به طور کلی ما در حال حاضر در دوره ای از سنّ مان زندگی می کنیم که در آن باید مفاهیم و سیستم های اقتصادی ، مجدداً مورد ارزیابی قرار گیرد. هدف نباید این باشد که به سادگی پول دربیاوریم و سود کنیم بلکه ما باید همیشه با قرار دادن رفاه و استاندارد مردم در وهله اول، از هدف های بعدی اجتناب کنیم. این از همان استثنائاتی است که در روح سرمایه داری وجود دارد و باعث شده تا امروز بسیاری از شهروندان و حتی بهتر است بگویم کل کشور های جهان، به نابودی اقتصادی، گرفتار شوند.

۴/ به نکته مهمی اشاره کردید. فکر کنم این نابودی اقتصادی در اروپا، نتیجه تقلیدهای کورکورانه از آمریکا باشد. حالا با این تفاسیر، قبول دارید که اتحادیه اروپا نیاز به یک بازتعریف سیاسی – اقتصادی دارد؟

همانطور که گفتم، اگر ما می خواهیم ببینیم که اروپا در این بحران کنونی، زنده بماند، ایجاد تعاریف جدید از مبانی سیاسی و اقتصادی، از اولویت های مهم محسوب می شود؛ راهی که اقدامات دولت و مدیریت جامعه نمی تواند به اقتصاد ، دیکته کند. ما باید دنبال راه های دیگری باشیم. درست است که مهم ترین جنبه های اقدامات دولت، با هدف حمایت از شهروندان و رفاه آنها، صورت می گیرد اما در حال حاضر این اهداف شهرونددوستانه(!) دولت به شدت با نتایج اقتصاد دولتی ، پیوند خورده است. این بدان معنی است که ما به مرحله ای رسیده ایم که که به منظور توانمند کردن دولت به به یک اقتصاد کاری و یا چیزی جز این، نیازمند اقداماتی اساسی هستیم. با این حال، این به معنی آن نیست که اقتصاد نمی تواند راه کارآمدتری، طراحی کند. در واقع نباید هدف این باشد که به هر قمیتی، سود را حداکثر کرد بلکه به جای جمع آوری منابع لازم و بودجه برای ریخت و پاش های دولت ، می توان از شهروندان در مقابل بحران ها، حفاظت کرد.

۵/ اگر سازمان‌های مالی بین‌المللی کمک ‌های خود به یونان را قطع کنند، دست آخر باید بعد از حذف کشور شما از یورو ۲۰۱۲، شاهد خروج یونان از منطقه یورو باشیم؟

ما نیازی حیاتی به حمایت های مالی داریم و تمام شواهد نشان می دهد که اگر چنین حمایتی قطع شود، به مشکلات فوق العاده ای بر خواهیم خورد که توان ما برای باقی ماندن در منطقه یورو را از ما می گیرد. این نتیجه سال های سال، سیاست های ناکارآمد و کوته بینانه است که باعث شد تا یونان به مسیری بیفتد که ما تنها با «پول قرض» بتواند، روی پای خود بایستد. در حال حاضر نیز ، هدف این است که مشکل نقدینگی فعلی را از طریق حمایت مالی شُرکایمان، کنترل کنیم و پس از آن به شدت برای طراحی مجدد اقتصاد کشورمان ، اقدام نماییم. دولت باید کاری کند که یک محیط مناسب برای رشد و ترقی و کار اقتصادی ایجاد شود که در آن هر یونانی شانس کار، تولید و ارائه خدمات داشته باشد.

۶/ قبول دارید که یکی از شروط اساسی برای ریشه ‌کن کردن بحران بدهی‌ها در یونان جلب اعتماد عمومی و جذب سرمایه‌گذاران است؟

جذب سرمایه گذار، قطعا یک نقطه بسیار حیاتی است اما باید شرایطی فراهم باشد و بتوانیم محیطی را فراهم آوریم تا اقتصادمان را از حالت "جامد" خارج و بتوانیم حس اعتماد به نفس را در سرمایه گذاران ایجاد کنیم. ما باید از طریق تنظیم سیاست های مالیاتی ملی و البته جدید، در کنار کسانی باشیم که نمی خواهند از بدرفتاری قوانین مالیات رنج ببرند. بعد از این کار، تغییرات و اصلاحات مدوام، آغاز خواهد شد.

۷/ ایران در این مقطع حساس زمانی، چه کمکی می تواند در قبال یونان انجام دهد؟

من فکر می کنم بهترین شروع برای ما نشان دادن این موضوع است که ایران هنوز، به توانایی یونان برای مقابله با بحران، ایمان دارد؛ این کمک، روابط اقتصادی ما را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

۸/ ارزیابی شما از ورود حزب نئونازی ها به پارلمان چیست؟

ما با مشکلاتی روبرو هستیم که در ذهن بسیاری از شهروندان، ترس ایجاد کرده و منجر به از دست دادن امید در بین آنها شده است. این شرایطی است که در آن ایدئولوژی های افراطی ، تمایل به رشد، دارند. به اعتقاد من وظیفه ما این است که به عنوان یک سیاستمدار ، برای مردم سخت کار کنیم تا آنها به دیدگاه های افراطی در امور اجتماعی تکیه نکنند. به هر حال، افراطی ها به زودی، کنار خواهند رفت و ایدئولوژی آنها سقوط خواهد کرد.

۹/ کاهش کرسی های حزب «پاسوک» در پارلمان نشانه چیست؟

این شوکی قوی برای همه اعضای حزب از جمله من، بود. در حال حاضر، روشن تر از هر زمان دیگری است که ما به سیاست‌ها و سیاستمداران کهنه کاری نیاز داریم که راه را برای عبور از بحران فعلی ، هموار کنند. با این حال، هنوز هم در بسیاری از ایده های حزب و مردم ، سیاست هایی وجود دارند که می تواند مسیر جدیدی را به ما نشان دهد.

۱۰/ آیا شما، مخالف اقدامات ریاضتی هستید؟چرا؟

آشکار است که در حال حاضر، اقدامات ریاضتی و تقاضا برای نظم و انضباط سخت مالی به تنهایی نمی تواند کمک کند تا یک اقتصاد روی پاهای خود بایستد. من فکر می کنم دولت آلمان که حامی اصلی چنین اقداماتی بود، در حال حاضر در مورد این که این روش بتواند منافعی برای اقتصادهایی از جمله یونان داشته باشد، تجدید نظر کرده است. در حال حاضر آمار و ارقام، نشان می دهد که راه حل های ریاضتی تنها می تواند به رکود اقتصادی عمیق تری، منجر شود که به نوبه خود نیازهای استقراضی بیشتری به دنبال دارد. در واقع، مشکل حل نشده، باقی می ماند؛ اگر برای آینده توسعه و رشد وطنم، سرمایه گذاری نکنیم آن وقت سیاست های ریاضتی و اقداماتی از این دست، اجتناب ناپذیر است.

۱۱/ شکست احزاب حامی ریاضت اقتصادی در انتخابات یونان، چه پیامی به رهبران اتحادیه اروپا داد؟

پیام مردم یونان به همه احزاب یونانی و شرکای اروپایی ما ، روشن بود: «اگر هدف شما، رسیدن به "حیات مجدد" اقتصاد یونان است، ریاضت به خودی خود به رکود اقتصادی و ناآرامی های اجتماعی و یک برنامه وحشتناک منجر می شود! راهی که در پیش داریم این است که با اتخاذ اقدامات مستحکم و ماندگار، اقتصاد یونان را تقویت کرده و توسعه دهیم. این راهی است که یونان قادر خواهد بود قدرت کاری و تولیدی خود را، باز یابد.

۱۲/ نفت ایران چه جایگاهی در اقتصاد یونان دارد؟ آیا بعد از تحریم نفت ایران، اوضاع در اروپا بحرانی تر شده است؟

من فکر می کنم که این موضوع بسیار روشن است که عرضه نفت یک عامل مهم اقتصادی است که همیشه در برنامه ریزی های کوتاه مدت و بلند مدت اقتصادی لحاظ می شود. واردات نفت ، درصد زیادی از نیازهای دولت را شامل می شود و به همین دلیل ما و مردم مجبور هستیم تا از یک طرح جامع عرضه نفت ، بهره مند شویم.. این به معنای آن است که روابط دو جانبه ما با کشورهای تولید کننده نفت از جمله ایران، باید فعال و سالم باقی بماند.

۱۳/ چه کشورهایی از بحران مالی در یونان، سود می برند؟

در کوتاه مدت کشورهای صادر کننده و کشورهایی که از سیستم بانکی قدرتمندی بهره مند هستند از وضعیت کنونی، منتفع می شوند. هیچ نیازی نیست به شما یادآوری کنم که در طول چند روز گذشته بخاطر ترس از خروج یونان از منطقه یورو بسیاری از مردم کشورم، دارایی های خود را از از بانک های یونانی خارج کرده اند و آنها را به خارج از کشور انتقال داده اند. با این حال، در مقیاس بلند مدت نیز روشن است که این بحران راه خود را در اقتصاد بسیاری از کشورها که دارای اقتصادی با «ثبات ظاهری» هستند، پیدا خواهد کرد! نمونه هایی از این دست، اسپانیا، قبرس و ایتالیا هستند که فهمیدند همراه شدن با اقتصاد جهانی بسیار دشوار است و حتی برای مهار بحران اقتصادی در داخل مرز های یک کشور نیز باید یک سیستم اقتصادی واقعاً بین المللی داشته باشیم.

۱۴/ نرخ بیکاری در مناطق جنوبی یورو افزایش یافته است؛ این مساله به شکاف بیشتر بین مناطق شمال و جنوب منجر شده است. ارزیابی شما از این رویداد چیست؟

ما در حال حاضر با بیشترین میزان بیکاری از سال ۱۹۸۸ به این طرف، روبرو هستیم. آمار و ارقام در حال حاضر نشان می دهد که نرخ بیکاری به بیش از ۲۰٪ رسیده است. این فقط می تواند به معنای یک چیز باشد و آن این است که اقدامات ریاضتی قادر نیست به مردم در راه مبارزه با بحران اقتصادی کمک کند.

مبارزه با نرخ بالای بیکاری باید و باید یک اولویت برای دولت بعدی باشد.در غیر این صورت من فکر می کنم که تمام اقدامات انجام شده برای افزایش درآمد داخلی جهت ایجاد یک اقتصاد کارآمد، در نهایت با شکست مواجه خواهد شد.

۱۵/ اعتراضات مردم در یونان، جنبش وال استریت در آمریکا و خیزش‌های مردم کشورهای عربی چه تفاوت ها و چه شباهت هایی با هم دارند؟

من فکر می کنم شباهت های بیشتری میان اعتراضات در وال استریت و تظاهرات در یونان وجود دارد. هدف از این تظاهرات مشابه است؛ آگاهی های عمومی، بالا رفته است و همه فهمیده اند که « اقتصاد باید در خدمت مردم باشد نه بالعکس ». تظاهرات و تحولات در کشورهای عربی نیز در ذات خود، پیام های مختلفی دارد اما چیزی که بسیار مهم است این است که آنها خیز بلندی برای ایستادگی مستمر و طولانی مدت در مقابل رژیم های سرکوبگر برداشته اند. این نتیجه سالها ظلم و ستم به مردم است.

۱۶/ اگر شما به جای اوباما بودید برای حل بحران مالی جهان چکار می کردید؟

برای یک وضعیت تکاملی، اقدامات بسیاری باید در نظر گرفته شود، به طوری که برای ایجاد یک محیط پایدار اقتصادی باید فکر اساسی کرد. من اعتقاد دارم که اولین چیزی که ما به آن نیاز داریم ، تلاش کردن برای تغییر نقش فلسفه اقتصاد در جامعه است. این به این معنی است که دولت باید ضمانت کند که سود اقتصادی به خودی خود یک هدف نیست در صورتی که استانداردهای زندگی شهروندان رو به وخامت است.

۱۷/ چه پیامی برای خانم مرکل دارید؟

پیام ساده است: پایبندی به همبستگی اروپا در عمل! همچنین، سرمایه گذاری برای توسعه و رشد، نتایج بسیار مثبت تر در پی خواهد داشت.

۱۸/ امیدوارم پیام شما را خانم مرکل، عملی کنند؛ و حالا حرف پایانی...؟

مردم یونان، نظر خود را از طریق انتخابات که مهم ترین اتفاق تاریخ معاصر ما است، بیان کرده اند؛ نتیجه این شد که شهروندان برای شنیدن وعده های سیاسی و افکار واهی و پوچ، ارزشی قائل نیستند. آنها نیازمند اقدامات مهمی هستند. نکته ای که به صراحت باید بگویم مهم ترین فاکتوری است که نیاز داریم تا از طریق همکاری میان احزاب مختلف سیاسی در مجلس، .به آن برسیم. من فکر می کنم زمان آن رسیده است که به خاطر مردم، برای پیدا کردن زمینه های مشترک و ادامه راه، تمام اقدامات لازم را انجام دهیم تا اقتصاد یونان، ارتقا پیدا کند.